کودکان، سوانح و فجایع (Disasters)

هوش کودک

بنابراین به موازات کار گروهی با کودکان، مقتضی است گروه‌هایی نیز برای والدین تشکیل شود تا این انطباق راحت‌تر و با کیفیت بهتری صورت پذیرد. در جلسات گروهی که برای والدین برگزار میشود، اهدافی وجود دارد که عبارتند از:
– طبیعی قلمداد کردن واکنش‌هایی که کودکان به دنبال سوانح نشان می‌دهند.
– مطلوب کردن محیطی که بعد از سانحه کودک در آن زندگی می‌کند.
– آموزش روشهای خود یاری به والدین تا به سازگاری خود نیز کمک نمایند.
– آگای والدین از روشهایی که فرزندانشان در جلسات گروهی می‌آموزند.
– برقراری پل ارتباطی بین والدین از یک سو و متخصصین و مدرسه از سوی دیگر.
– اداره جلسات والدین، معمولاً توسط همان فردی که گروه کودکان را اداره می‌کند صورت می‌گیرد. ترجیحاً، گروه والدین قبل از جلسات کودکان برگزار میشود، بنابراین والدین می‌توانند بلافاصله پس از اولین جلسه کودکان، کمکهای خود را آغاز نمایند. در اینجا به بخشی از موضوعات مطرح شده در این جلسات اشاره میشود:
۱) طبیعی قلمداد کردن واکنش‌های کودکان
بسیار اهمیت دارد که همه والدین بیان کنند فرزندشان چگونه تحت تاثیر فاجعه قرار گرفته است. در گروه فرصت بیان این مطالب در اختیار همه قرار می‌گیرد، در نتیجه افراد متوجه میشوند که تنها فرزند آنها نیست که دچار این حالات و دگرگونی‌ها شده است.
بنابراین قبل از هر چیز از والدین می‌خواهیم، تغییراتی را که در فرزندانشان بدنبال فاجعه مشاهده کرده‌اند بیان کنند. این علائم روی تخته سیاهی که در معرض دید همه هست نوشته میشود. نمونه‌ای از این تغییرات عبارتند از:
– عصابنیت
– زود از جا پریدن بدنبال شنیدن صداهای بلند
– ترس از تنها در خانه ماندن یا تنها بیرون رفتن از خانه
– نگرانی و اضطراب
– گوشه‌گیری و افسردگی
– زود به گریه افتادن
– بی‌میلی نسبت به بازی کردن
– تحریک‌پذیری و کج‌خلقی
– بیقراری
– اشکال در تمرکز
– اشکال در خواب
– کابوس های شبانه
– تکرار واقعه در بازی‌ها
– واکنش‌های داغدیدگی
– ترس از مرگ دیگر اعضای خانواده
– تغییرات خلقی سریع
۲) مطلوب کردن محیط زندگی کودک
زمانی که فاجعه‌ای رخ می‌دهد، افراد خانواده در محیطی با تجربیات آسیب زننده یکسان زندگی خواهند کرد. اتفاقی که به طور شایع رخ می‌دهد آن است که افراد از ترس ناراحت کردن یکدیگر نمی‌خواهند با هم صحبت کنند و به مرور زمان در چرخه‌ای معیوب قرار می‌گیرند و سکوت در میان افراد تقویت میشود.

● کودکان نمی‌خواهند با والدین صحبت کنند زیرا:
– نگران از دست دادن تسلط خود بر اوضاع هستند.
– نیازی به صحبت کردن احساس نمی‌کنند.
– با افراد دیگری صحبت می‌کند (نوجوانان دوستان خود را برای صحبت کردن ترجیح می‌دهند و ….)

● والدین ممکن است تمایل به شنیدن صحبتهای فرزندان خود نداشته باشند زیرا:
– شنیدن ناراحتی فرزندشان خیلی دردناک است.
ـ نگران بیشتر ناراحت شدن کودک خود هستند.
– می‌ترسند خودشان ناراحت شوند.
– نمی‌دانند به فرزندشان چه پاسخی بدهند.
– تجارب آسیب زننده برای خودشان یادآوری میشود.
– وقت کافی ندارند.
– اعتقادشان این است که صحبت کردن در خصوص این موضوع می‌تواند زیانبار باشد.

● زمانی که کودک سکوت اختیار می‌کند، چه کاری باید انجام دهیم؟
– به سکوت وی احترام بگذاریم.
– زمانهای خاصی را هر روز به کودک اختصاص دهیم تا زمانی که آمادگی دارد از آنها استفاده کند.
– به کودک بیشتر از آنچه تمایل به صحبت کردن دارد فشار نیاوریم.
– راه‌هایی غیر از صحبت کردن برای برقراری ارتباط با کودک پیدا کنیم، مانند نقاشی، بازی، ….

● یک شنونده خوب باشید:
▪ خصوصیات یک شنونده خوب چیست؟
والدین را به گروه‌های کوچک تقسیم کنید تا به این سوال پاسخ دهند. در جمع‌بندی خصوصیات زیر باید بدست آید:
– هم حسی
– گرمی و توجه
– هم دلی و پذیرش احساسات (موضوعاتی که برای من می‌گویی چقدر غم انگیزند)
– با جدیت گوش دادن
– اجازه صحبت دادن
– قضاوت نکردن
– استفاده از روشهای غیرکلامی (مانند تکان دادن سر، ارتباط چشمی و …)
– پرسیدن سوال پس از پایان صحبت گوینده
– کودکان به زمان بیشتری نیاز دارند تا بتوانند افکار و احساسات خود را ابراز نمایند. گاهی نیاز است به آنها کمک کنیم تا از کلمات و قواعد مناسب برای بیان هیجاناتشان استفاده کنند.
– می‌توان از آنها خواست تا این قواعد را در قالب ایفای نقش در جلسات اجرا نمایند.

● برنامه‌های روزانه و باز
پس از هر رویداد پرتنش، زندگی طبیعی افراد آشفته میشود و نظم خود را از دست می‌دهد. برنامه روزمره زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است. این برنامه‌ها شامل برگشتن کودکان به مدرسه، برنامه غذایی منظم، قوانین روزمره‌ای که هنگام خوابیدن وجود داشته و…. می‌باشند. کودکان همچنین نیاز به زمان‌هایی برای بازی و فعالیتهای لذت بخش دارند. بازی بخشی از تکامل طبیعی کودک است. در زمان سوانح، بازی به بهبود توجه و آرمیدگی کودکان کمک می‌کند و گاهی می‌تواند وسیله‌ای برای ابراز خاطره‌های ناگوار باشد. کودکان بزرگتر، نیاز دارند زمان‌هایی را با همسالان خود بگذرانند که در واقع این هم بخشی از دوره تکاملی طبیعی نوجوانان میباشد. گاهی شرکت در فعالیتهای اجتماعی و کمک به اطرافیان می‌تواند در مقابله با احساس درماندگی و ایجاد سازگاری فعال نقش زیادی ایفا کند.
تماس‌های جسمانی با کودکان نیز باعث کاهش تنش، اضطراب و افسردگی میشود. البته در فرهنگهای متفاوت و افراد مختلف، میزان ارتباطات جسمی و محدوده مرزی افراد در خانواده با یکدیگر تفاوت دارند. معمولاً پس از سوانح طبیعی، والدین کمتر با فرزندان خود تماس جسمی برقرار می‌کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *