هوش فرهنگی، رویارویی با تفاوتها

روانشناسی صنعتی و سازمانی

جهانی شدن نتیجه تغییرات چشمگیری است که در اقتصاد، سیاست و تکنولوژی اتفاق افتاده است، ولی واقعیت روزمره تجارت جهانی دربرگیرنده تعامالت و ارتباطات با افرادی است که از نظر فرهنگی متفاوت هستند. امروزه در کسب و کار، به خارج از کشور و میان اهالی سایر فرهنگها میرویم. حتی شاهد آن هستیم که در شهرهای خودمان بیشتر همکاران، مشتریان و حتی مردم به طور مشهودی فرهنگ متفاوتی دارند. ویژگیهای فرهنگی برنحوه رفتار مدیران با زیردستان و نحوه انتخاب فعالیتهای مناسب مدیریت منابع انسانی، تاثیر میگذارند.

در دنیای کنونی، هوش فرهنگی ابزاری ضروری برای مدیرانی است که با تیمهایی از کارکنان، مشتریان، شرکا، رقیبان، دولتمردان و دیگر بازیگران تجاری روبهرو میباشند. در این مقاله، ابتدا به بررسی مفهوم فرهنگ و تفاوتهای فرهنگی، مفهوم هوش فرهنگی و چگونگی ارتقا و بهبود آن پرداخته شده و سپس نحوه تاثیر تنوع فرهنگی بر گروهها، ارتباطات و مذاکرات، رهبری و آموزشهای میان فرهنگی مورد بررسی قرار میگیرد.

اگرچه به طور فزایندهای از مرزها عبور کردهایم و موانع کسب و کار، مهاجرت، سفر و تبادل اطلاعات را کنار زدهایم، ولی مرزهای فرهنگی به راحتی از میان نمی روند. برخالف جنبه های مشهود قانونی، سیاسی یا اقتصادی محیط های تجاری، فرهنگ تا حد زیادی نامریی است. از این رو جنبه ای از تجارت جهانی، غالبا مورد چشمپوشی واقع می شود. )توماس و اینکس، ۱۳۸۷( فرهنگ مسیری است برای درک جهان و طریقی است برای شکلدهی به رفتارها. از آنجا که فرهنگ و عناصر آن دارای ارزشها و اعتقادات بسیار و جهان پر از مسیرهای بسیار دیدنی است، به همین دلیل شاهد رفتارهای متفاوتی هستیم. )لندران اصفهانی و رحیمی نژاد، ۱۳۸۷( هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که ارتباط بسیار نزدیکی با محیطهای کاری متنوع دارد.

هوش فرهنگی به افراد اجازه میدهد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر میکنند و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ میدهند، در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی را کاهش داده و به افراد قدرت مدیریت تنوع فرهنگی میدهد )فیاضی و جان نثاری احمدی، ۱۳۸۵(. همچنین هوش فرهنگی اثربخشی سازمان، مدیر، کارکنان و تعامالت بین فردی را در محدوده گستردهای از محیطهای اجتماعی افزایش میدهد )مرکز مطالعات هوش فرهنگی(. فرهنگ چیست؟ اگر از شما بخواهند که فرهنگ خود را توصیف کنید، چه خواهید گفت؟ توصیف فرهنگ کار سادهای نیست. این کار مثل آن است که از ماهی پرسیده شود که شنا کردن در آب چگونه است؟

تنها هنگامی میتوانیم فرهنگ خود را درک کنیم که خارج از آن و در معرض فرهنگ دیگری قرار داشته باشیم. )شنایدر و بارسو، ۱۳۸۲( فرهنگ، ارزشها و عقایدی را مورد توجه قرار میدهد که افراد میتوانند تجارب و رفتارشان را بهصورت فردی یا گروهی تفسیر کنند. فرهنگ به گروه یا جامعهای اشاره دارد که فرد تجاربی را به اشتراک میگذارد که مسیر درک جهان را شکل میدهد. افراد مشابه با توجه به محل تولد، موقعیت خانوادگی، جنس، تحصیلات، مذهب، شغل، محل کار و فرهنگ سازمان، می توانند به فرهنگ های مختلفی تعلق داشته باشند. فرهنگ لنزی است که از طریق آن میتوان دنیا را مشاهده کرد. این امر به چیزی که فرد میبیند، آنچه را که احساس میکند و به گونهای که خودش را نشان میدهد، بستگی دارد.

هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که ارتباط بسیار نزدیکی با محیطهای کاری متنوع دارد. هوش فرهنگی به افراد اجازه میدهد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر میکنند و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ میدهند، در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی را کاهش داده و به افراد قدرت مدیریت تنوع فرهنگی میدهد

براساس عقیده گیرت هافستد، فرهنگ از برنامه های ذهنی مشترکی تشکیل شده که پاسخهای فرد به محیطش را مشروط می نماید. این تعریف صریحا بیانگر امکان مشاهده فرهنگ در رفتار روزانه و نحوه واکنش افراد به محیط است. هافستد )Hofsted( در مورد سه سطح مختلف برنامهریزی ذهنی که در شکل ۱ نشان داده شده چنین میگوید: پایینترین سطح – ذات بشر- بر مبنای واکنشهای زیستشناختی مشترکی مثل گرسنگی،

قلمروگرایی و غیره است که همه ابناء بشر در آن مشترک هستند. بهدلیل طبیعت بشر، رفتارها و ادراکات بسیاری وجود دارند که همه افراد در آن سهیم هستنند؛ حتی کسانی که در فرهنگهای متفاوتی رشد کردهاند. باالترین سطح – شخصیت – بر مبنای ترکیب ژنتیکی خاص و تجارب شخصی است که هریک از ما را به وجود منحصربه فردی تبدیل میکند. بهدلیل شخصیت، تفاوتهای رفتاری و ادراکی، حتی در بین افرادی که از فرهنگ مشابهی برخوردارند نیز به وجود میآید.

براساس عقیده گیرت هافستد، فرهنگ از برنامههای ذهنی مشترکی تشکیل شده که پاسخهای فرد به محیطش را مشروط مینماید. این تعریف صریحا بیانگر امکان مشاهده فرهنگ در رفتار روزانه و نحوه واکنش افراد به محیط است. هافستد )Hofsted( در مورد سه سطح مختلف برنامه ریزی ذهنی که در شکل ۱ نشان داده شده چنین می گوید: پایینترین سطح – ذات بشر- بر مبنای واکنشهای زیستشناختی مشترکی مثل گرسنگی، قلمروگرایی و غیره است که همه ابناء بشر در آن مشترک هستند. بهدلیل طبیعت بشر، رفتارها و ادراکات بسیاری وجود دارند که همه افراد در آن سهیم هستنند؛ حتی کسانی که در فرهنگهای متفاوتی رشد کردهاند. باالترین سطح – شخصیت – بر مبنای ترکیب ژنتیکی خاص و تجارب شخصی است که هریک از ما را به وجود منحصربه فردی تبدیل می کند. بهدلیل شخصیت، تفاوتهای رفتاری و ادراکی، حتی در بین افرادی که از فرهنگ مشابهی برخوردارند نیز به وجود میآید.

دانلود مقاله هوش فرهنگی، رویارویی با تفاوتها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *