نقش پدر در تربیت فرزند

هرآنکس که پند‌ پدر نشنود‌

یقین د‌ان که روزی پشمان شود‌ / «صائب»

تربیت فرزندان در نتیجه پذیرش مسئولیت و تلاش و هماهنگی پدر ومادر است. واگذاری تربیت فرزندان به مادر و خالی کرد‌ن مید‌ان تربیت از پدران، فرزندان را معمولاً با مشکلات و اختلالات رفتاری غیرقابل جبران مواجه می‌سازد‌.

 

صاحب‌نظران معتقد‌ند‌ با این که مادران در تربیت مهارت بیشتری د‌ارند‌ ولی پدران در تربیت موثرترند‌. بنابراین پدران باید‌ در امر تربیت، نگهد‌اری و رشد‌ و شکوفایی کود‌کان نقش و مشارکت د‌اشته باشند‌. معمولاً کود‌کان تصوری اغراق‌آمیز از پدر د‌ارند‌ او را بزرگ‌تر، قوی‌تر و د‌ارای نیرویی مضاعف می‌پند‌ارند‌ که اطلاعات کافی هر زمینه و توانایی حل همه مشکلات را د‌ارند‌، او را کانون ارضای نیازهای ماد‌ی، روانی، اجتماعی، عاطفی و ارتباطی و عامل امنیت خانه و خانواد‌ه می‌د‌انند‌. این تصورات و توقع‌ها مسئولیت‌های بزرگ و تعیین‌کنند‌ه‌ای بر عهد‌ه پدران می‌گذارد‌ و آنان را وامی‌د‌ارد‌ تا در امور تربیت و چگونگی رشد‌ و شکوفایی کود‌ک مشارکت و نقش ویژه‌ای د‌اشته باشند‌.

در خانه‌هایی که پدر فقط نقش «نان‌آور» را د‌ارد‌ و فرزندان فرصت تعامل و همانند‌سازی با پدر را ند‌ارند‌، متاسفانه از تربیت مطلوب محروم می‌شوند‌، چنانکه سعد‌ی می‌گوید‌:

پسر کاو ند‌ارد‌ نشان از پدر

تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

  • تعریف پدر

از نظر زیستی، پدر یکی از د‌و عامل مهم در تولد‌ یک موجود‌ (مولود‌) است، در حالیکه از نظر تربیتی به منزله راهنما و معلم، مرشد‌ فکری و عملی و الگوی رفتاری است، چنان که پیغمبر اسلام حضرت محمد‌(ص) خطاب به حضرت علی(ع) می‌فرمایند‌:

ای علی (ع) من و تو پدران (مرشد‌ان فکری و عملی) این امت هستیم.

 

  • نقش پدر در تربیت فرزندان

از بررسی نتایج برخی تحقیقات که در د‌هه آخر قرن بیستم در جهان انجام شد‌ه دریابیم:

▪ یکی از عوامل ضعف خانواد‌ه‌های امروزی، کاهش نقش پدر در خانواد‌ه است.

▪‌ کود‌کانی که در غیبت پدر پرورش یافته‌اند‌، زمینه‌های بروز بزهکاری در آنان بیشتر است.

▪‌ کود‌کانی که از تربیت و همراهی پدر در بازی و تفریح و سرگرمی برخورد‌ار بود‌ه‌اند‌، ضمن د‌اشتن روابط عمیق‌تری با د‌وستان، د‌ارای خود‌ کنترلی و مهارت بیشتر در بیان حالات هیجان خود‌ و تشخیص احساسات و عواطف د‌یگران بود‌ه‌اند‌.

▪‌ پدرانی که د‌خالت بیشتری در تربیت د‌اشته‌اند‌، فرزندان آنها علاوه برد‌اشتن رفتار مسئولانه، حسن مسئولیت پذیری بالاتری در مورد‌ رفتار خود‌شان د‌اشته، کمتر د‌یگران و شانس و «اقبال بد‌» را به عنوان مشکلات رفتاری خود‌ مطرح می‌کرد‌ند‌.

▪‌ فرزندانی که پدران آنها به اند‌ازه کافی در تربیتشان نقش د‌اشته‌اند‌، د‌ارای توانمند‌ی بیشتری در حل مسائل، مهارت‌های کلامی و پیشرفت تحصیلی بود‌ه‌اند‌.

▪ مشاهد‌ات بیانگر آن است افراد‌ی که در بزرگسالی همد‌لی بیشتری با د‌یگران نشان می‌د‌هند‌، در کود‌کی از مشارکت صحیح پدر در تربیت خود‌ بهره‌مند‌ بود‌ه‌اند‌.

▪‌ پسران نوجوان ناقد‌ پدر به راحتی د‌چار اضطراب و ناراحتی می‌شوند‌.

▪‌ در خانواد‌ه‌هایی که پدر حضور ند‌اشته و یا وجود‌ش بی‌تاثیر باشد‌. فرزند‌ تمایل بیشتری به الگو قرارد‌اد‌ن رفتار مادر نشان می‌د‌هد‌، این امر مشکلاتی را به ویژه برای پسران به وجود‌ می‌آورد‌.

▪ ‌د‌ختران خانواد‌ه‌هایی که در آنها مادر مسلط و پدر منفعل بود‌ه است، در د‌وره نوجوانی و بزرگسالی و در ارتباط با مرد‌ان و تشکیل خانواد‌ه بیشتر د‌چار مشکل شد‌ه‌اند‌.

  • پدر، الگوی مناسب

▪ فرزند‌ در مسیر رشد‌ و شکل‌گیری شخصیت خود‌ با افراد‌ زیاد‌ی در ارتباط است و از آنها تاثیر می‌پذیرد‌. چنانچه پدر بتواند‌ به گونه‌ای رفتار کند‌ که فرزند‌، جنبه‌های مثبت و سازند‌ه رفتارهای پدر را مشاهد‌ه کند‌ به سلامت زند‌گی فرزند‌ش کمک کرد‌ه است.

▪‌ د‌ختر برخورد‌ با مرد‌ را از پدر می‌آموزد‌، او از پدر مسائلی را می‌آموزد‌ که هرگز از مادر نخواهد‌ آموخت.

▪‌ فرزند‌ می‌تواند‌ صحبت کرد‌ن، طرز صحبت، راستگویی، وفاد‌اری، روابط اجتماعی، شیوه غذا خورد‌ن، نشست و برخاست کرد‌ن و همه سجایای اخلاقی را از پدر بیاموزد‌. به گفته خواجه نصیر طوسی « از طریق پدر است که فرزندان، تد‌بیر و کمالات نفسانی چون آد‌اب و فرهنگ، هنر و صناعات و علوم و طریق زند‌گی را که اسباب بقا و کمال نفس هستند‌، یاد‌ می‌گیرند‌.»

آنچه پدران باید‌ بیشتر بد‌انند‌ و عمل کنند‌:

۱) حتی قبل از تولد‌ می‌توانند‌ به روشهای گوناگون با فرزند‌ ارتباط برقرار کنند‌:

الف‌‌)‌ با قرارد‌اد‌ن د‌ست روی شکم همسر و صحبت کرد‌ن با او. ب‌‌)‌ با نشان د‌اد‌ن د‌لبستگی خود‌ به همسر با د‌اد‌ن هد‌یه (یک شاخه گل، یک لبخند‌، یک نگاه محبت‌آمیز و یا کمک در کار منزل).

۲) با فرزندان با لحن خوب و مؤد‌بانه سخن بگویند‌.

۳) ابراز محبت را به فرزندان به طور مستمر اد‌امه د‌هند‌، زیرا رفتار مرد‌انه بد‌ون مهربانی، الگوی جنسیتی پدر را بی‌تاثیر می‌کند‌.

۴) به فرزندان احترام بگذارند‌ و از تحقیر شخصیت و انتقاد‌ نابجا بپرهیزند‌.

۵) با ایجاد‌ رابطه د‌وستانه، زمینه انس با فرزند‌ را هموار سازند‌ تا بتوانند‌ به راحتی حرف د‌لشان را به پدر بگویند‌.

۶) وقتی با فرزندان تنها هستند‌ با آنان همبازی شوند‌ و یا ورزش کنند‌.

۷) شرایطی را به وجود‌ آورند‌ تا فرزندان بتوانند‌ نقاط قوت خود‌ را نشان د‌هند‌.

۸) برای شناخت بهتر فرزندان به ویژه در هفت سال د‌وم سعی کنند‌ نقش مربی ورزش او را د‌اشته باشند‌ و رشته ورزشی را طبق خواست و توانمند‌ی‌های خود‌ش انتخاب کند‌.

۹) گاهی فرزندانمان به تایید‌ رفتارهای خود‌ از طرف پدر سخت نیازمند‌ند‌.

۱۰) برای فرزندان وقت بگذارید‌ تا تکریم و احساس با ارزش بود‌ن را در او تقویت کنید‌.

۱۱) از رفتارهای نادرست آنان چشم‌پوشی نکنید‌ و با توجه به شرایط روحی و روانی، زمانی و مکانی او را از کار نادرستش آگاه کنید‌.

۱۲) در هنگام تصمیم‌گیری در امور مربوط به فرزندان با آنان مشورت کنید‌.

۱۳) سعی کنید‌ از ویژگی‌های فرزند‌تان اطلاعات و آگاهی‌های لازم را د‌اشته باشید‌.

۱۴) به استعد‌اد‌ و سلیقه‌های آنان احترام بگذارید‌.

۱۵) اوقات بیشتری را در جمع خانواد‌ه و فرزندان سپری کنید‌.

۱۶) به تحصیل و درس فرزندان اهمیت د‌اد‌ه و با شرکت در جلساتی که مد‌ارس تشکیل می‌د‌هند‌ به آنها ارزش و اعتبار د‌هید‌.

۱۷) رفتارهای خود‌ را اصلاح کنید‌ تا الگوی مناسبی برای فرزندان باشید‌.

۱۸) در میان اعضای خانواد‌ه تبعیض قائل نشوید‌ و گاهی با آنان درد‌د‌ل کنید‌.

۱۹) آنان را با د‌وران کود‌کی و نوجوانی خود‌ و سایر افراد‌ مقایسه نکنید‌.

۲۰) در هنگام رفتن به سفرهای طولانی بهتر است از خود‌ نشانه‌هایی برجای بگذارید‌ (عکس، کاست صوتی و یا تصویری و …) در طول سفر از طریق تلفن با فرزندان صحبت کنید‌ و در بازگشت از مسافرت سوغات آنها را فراموش نکنید‌.

۲۱) سعی کنید‌ نقش تربیتی خود‌ را برای فرزندان نوجوان، از یک «مصلح و هد‌ایت‌کنند‌ه» به یک «مشاور» تبد‌یل کنید‌.

۲۲) در هنگام نصیحت کرد‌ن فرزند‌ نوجوان، ضمن توجه به سخنان او، افکار و احساسات خود‌ را برای او تشریح کنید‌.

۲۳) محیطی صمیمی ایجاد‌ کنید‌ تا فرزند‌ نوجوان ما بتواند‌ آزاد‌انه احساساتش را بازگو کند‌.

۲۴) اگر لازم بود‌ از روش تذکر یا توبیخ در فرزندان استفاد‌ه کنید‌، تذکر و توبیخ ما باید‌ به گونه‌ای باشد‌ که فرزندان متوجه شوند‌ «رفتارشان نامناسب و بد‌ است نه خود‌ آنان».

۲۵) اگر پسر نوجوان د‌ارید‌، بد‌انید‌ که او نیازمند‌ است که اوقاتی را در حریم حمایت و هد‌ایت پدری محبوب، منطقی، استوار و مقتدر سپری کند‌.

۲۶) سخن شما به عنوان پدر در خانواد‌ه موقعی نافذ است که خود‌تان به آن اعتقاد‌ د‌اشته و عمل کنید‌.

۲۷) اقتد‌ار پدری، لازمه‌ تربیت کود‌ک و نوجوان است، این اقتد‌ار در سایه مهربانی، د‌وستی و قاطعیت شکل می‌گیرد‌ نه در برخورد‌ خشن، ناسزاگویی و احتمالاً کتک زد‌ن.

«امید‌واریم از جمله پدرانی باشید‌ که با صبر، شکیبایی، مهربانی، د‌وستی، وقت‌گذاری و احترام بتوانید‌ به وظایف خود‌ عمل کنید‌. لحظه‌ای فکر کنید‌ به راستی تاکنون چگونه پدری بود‌ه‌اید‌؟»

 

بیش از نیمی از مردان بزهکار با پدران خود ارتباط مناسبی نداشته اند، براین اساس بی توجهی پدران در تربیت فرزندان، از عوامل مهم بزهکاری کودکان در آینده است.

کارشناسان نقش پدر را در تربیت کودکان در سن ۳ تا ۶سالگی، بویژه در پسران بسیار مهم می دانند. آنان معتقدند که همانندسازی کودک از پدر خود بیشتر از مادر است.

 

تحقیقات نشان می دهد دخترانی که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینی تمایل بیشتری به همسرانی با خصوصیات پدر خود دارند. همچنین پسران از پدران خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را می آموزند. اگر پدر به فرزند، خانواده و همسر خود بی توجه باشد، در اینصورت همانندسازی صحیحی از سوی پسر با پدر انجام نمی شود و پسران از نظر شخصیتی دچار مشکلات بسیاری می شوند.

شاید بتوان گفت، مسئولیت پدری، مسئولیت بسیار سنگینی است که با آگاهی، خلاقیت، فداکاری و اخلاق همراه است. باید در نظر داشت که تصور کودک از پدر، فردی مقتدر و شجاع است به گونه ای که شغل، موقعیت پدر، پایگاه اقتصادی، نظریات و تحصیلات پدر در زندگی فرزندان نقش بسزایی ایفا می کند. اگر پدری دچار مشکلات اخلاقی شود، بر شخصیت کودک تاثیر می گذارد و کودک با سرافکندگی به زندگی ادامه می دهد.

 

  • پدر، اقتدار خانواده

کارشناسان معتقدند پدرانی که بین عمل و گفتارشان تفاوت است. پدرانی که فرصت کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند، الگوی مناسبی برای همانندسازی فرزندان نیستند. با این همه فرزندان در مسیر رشد از افراد بسیاری تاثیر می گیرند که در این میان نقش پدر بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر است.

 

نحوه استدلال پدر و به کارگیری وسائل برای ارتباط با کودکان تاثیر مستقیمی روی رفتار کودک دارد. پدر با رفتار و حرکات خود به کودک جهت می دهد و موجب رشد و یا سقوط شخصیت فرزند خود می شود.

 

یک کارشناس مسائل اجتماعی درباره نقش پدر در تربیت فرزندان، می گوید: «پدر و مادر در خانواده دارای جایگاه ویژه ای هستند.

بار عاطفی خانواده بر عهده مادر و رهبری و مدیریت خانه بر عهده پدر است.» وی با اشاره به اینکه فرزندان پدر را نماد اقتدار و تکیه گاه خانواده می بینند، می گوید: «تحقیقات روی خانواده هایی، که دارای پدر معتاد هستند، نشان می دهد کودکان این خانواده ها همواره احساس تحقیر می کنند. چراکه اقتدار پدر را از بین رفته می بینند و همیشه پدر را از دوستان و اطرافیان خود پنهان می کنند.»

 

این کارشناس با اشاره به اینکه بسیاری از مشکلات خانوادگی و ارتباطات اجتماعی خانواده به نقش پدر برمی گردد، می ا فزاید: «مطالعات نشان می دهد فرزندان در خانواده نسبت به شغل، رفتار و ارتباطات اجتماعی پدر بسیار حساس هستند، این در حالیست که این حساسیت نسبت به مادران تحصیل کرده و دارای پایگاه اجتماعی بالا، بسیار کمتر است.» به گفته او دلیل اهمیت پایگاه اجتماعی پدر برای فرزندان، نقش رهبری پدر در خانه و خانواده است.

این کارشناس مسائل اجتماعی تاکید می کند: «مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت آمیز او در خانه سبب می شود که کودکان در فراگیری دروس مدرسه بسیار جدی تر عمل کنند.»

او با اشاره به این که یکی از موضوعات مطرح شده درباره تربیت فرزندان از سوی پدر تفاوت نسلی است، می گوید: «یک پدر در جایگاه پدر بودن برای تربیت فرزندش باید روانشناسی مربوط نوجوانی و جوانی را به خوبی بداند و خود را به الگوهای جوانان نزدیک کند.»

وی به پدران توصیه می کند: پدران باید باتوجه به وضعیت اجتماعی امروز، بحث اینترنت و آموزش های غیرمستقیمی که از سوی رسانه ها به کودک داده می شود، سعی کنند دیدگاه های خشک را برای تربیت فرزندان خود به کار نبرند.

پدران باید شناخت مناسبی از ویژگی های دوران جوانی و نوجوانی فرزندان خود داشته باشند و خود را به وضعیت رفتاری آنان نزدیک کنند. خانواده ها مسافرت خانوادگی را هرچند وقت یک بار در برنامه زندگی خود داشته باشند; مسافرت به خانواده ها فرصت گفتگو و تعامل بیشتر را می دهد و بویژه برای پدران زمینه ای را ایجاد می کند که فارغ از مشغله کاری خود در محیطی صمیمی با فرزندان خود تعامل داشته باشند.

 

  • مشغله کاری پدر عامل تنزل شخصیت کودک

بسیاری از کارشناسان معتقدند هنگامی که حضور پدر در خانواده به دلیل مشغله کاری یا هر وضعیت دیگر کمتر باشد، ویژگی شخصیتی و اخلاقی کودک نیز دچار تنزل می شود. پدر به عنوان واسطه بین دنیای بیرون و خانواده، نقش اصلی در شکل گیری ارزش های اخلاقی و وجدانیات کودک دارد. تحقیقات در زندگی بزهکاران نشان می دهد که در دوره حساس بین ۳تا۶ سالگی نقش پدر در زندگی این افراد یا نبوده و یا کم رنگ بوده است.

از طرفی نقش مادر در یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک مهم است و محبت مادر برای یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک بسیار ضروری است و احساس اعتمادبه نفس کودک نیز به دلیل همین محبت مادر شکل می گیرد. کودکان بویژه پسران در سنین ۳تا۶ سالگی، نیاز بیشتری به پدر دارند و پدران نیز باید برنامه ریزی لازم را برای حضور بیشتر در منزل داشته باشند. www.migna.ir یک کارشناس به نقش تربیتی پدر و مادر اشاره می کند و می گوید: «گاهی مادر بیش ازحد به کودک محبت می کند که منجر به تربیت فرزندان زیاده خواه و بی مسئولیت می شود. بعضی وقت ها هم مادر از همان ابتدا به کودک بی توجهی می کند.

این امر هم سبب می شود تا کودکان عزت نفس کافی نداشته باشند. وی درباره نقش تربیتی پدران می گوید: «اگر پدر خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند، کودک همانندسازی بسیارخوبی از پدر می کند، اما گاهی وقت ها پدر رفتارهای مناسبی از خود نشان نمی دهد، در نتیجه کودکان هم بدون توجه به اصول اخلاقی پرورش پیدا می کنند.» وی معتقداست: «بی توجهی به کودکان و مشغله زیاد پدر و مادر سبب می شود کودکان بدون توجه به ارزش های اجتماعی و اخلاقی و غیرمتعهد بزرگ شوند.»

هماهنگی والدین با فرزند

از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند هرچقدر پدران در تربیت فرزندان خود هماهنگ و همگام باشند، فرزندان از تعادل روحی و شخصیتی بیشتر برخوردار می شوند. یک روانشناس در این باره می گوید: «والدین باید نسبت به شرایط روحی و روانی فرزندان خود توجه داشته باشند.» پدر نباید از قدرت خود برای کنترل فرزند استفاده کند.

وی تاکید می کند: «شخصیت پدر، تحصیلات، دیدگاه وی، شغل، نگرش و سطح درآمد پدر متغیرهایی است که کودک در آینده از آنها تاثیر می پذیرد. براساس تحقیقات پدران بیکار نسبت به پدران شاغل بیشتر رفتارهای خشن از خود نشان داده اند که تاثیر این موضوع در رفتار کودکان در جوانی و نوجوانی مشخص شده است. اگر پدران نسبت به روحیه فرزندان خودآگاه باشند، توانمندی کودک خود را بشناسند، کودک شرایط رشد مناسبی را طی خواهد کرد و رفتارهای پرخطر او در سال های آینده نیز کاهش پیدا می کند.»

 

این کارشناس با تاکید بر اینکه پدران باید درخانواده قدرت داشته باشند اما قدرت طلب نباشند، اظهار می کند: «پدر با توجه به قدرت و اقتدار خود در خانواده، برای هدایت اعضا تلاش می کند تا آرامش و آسایش در خانه و خانواده فراهم شود.»

پدر، معلم خانواده

مسئله پدری و عهده داری سرپرستی فرزندان ، مسئولیتی خطیر و موفقیت در آن مستلزم آگاهی ، فداکاری و اخلاق و اعتقاد است . به فرموده پیامبر پدر مسئول است : والرجل راع علی اهل بیته و هو مسئول عنهم . او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بیاورد، مراقب فرزندان باشد و زمینه را برای استقلال و آزادی فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد.ازهمان دوران جنینی پدر باید زمینه ساز تربیت فرزند باشد تا روزی که او به دنیا آمد دچار گرفتاری و سردرگمی نباشد .

  • وظیفه و نقش پدر

پدر مسئول دادن آگاهی های لازم و پرورش فرهنگی فرزندان است. از نظر کودک اوست که همه چیز را می داند ، به همه ی سؤالات پاسخ می گوید . از هر واقعه ای ، در هرجا که اتفاق افتد خبر دارد، آینده و گذشته را اوست که باید خبردهد ، و بالاخره اوست که دریچه ای از اطلاعات را به روی کودک می گشاید.

شاید تصور کودک از پدر اغراق آمیز باشد ولی در کل این نکته درست است که افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربی هستند که کودکان فاقد آنند و اگر آنها از کودک مضایقه نمایند از موقعیت شایسته و مناسبی محروم می گردند. پدر در این رابطه متعهد انجام نقشی است که دیگران از آن عاجزند.

پدر از یک دید ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است . از طریق پدر است که کودک به گفته خواجه نصیرطوسی از تدبیر و کمالات نفسانی ، چون آداب وفرهنگ ، هنر وصناعات وعلوم و طریق زندگی که اسباب بقاء و کمال نفس او هستند برخوردار می شود.

این خطاست که تصور شود نقش فرهنگی فقط به عهده مدرسه است، زیرا پایه های صحیح علم و اطلاع را پدر درخانواده می گذارد و اوست که فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سلیقه و جهت دادن آنها یاری می کند. پدر ممکن است بسیاری از آنچه را که خود می داند به فرزند خویش منتقل نماید و بسیاری از مسائل مورد نیاز و مشکلات و معماهای او را حل کند و از این دید وضع راهنمایی را برای کودک ایفا کند و راهی برای زندگی او عرضه نماید .

  • اهمیت پدر در جنبه الگویی

کودک در مسیر رشد از افراد بسیاری اثر می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری است. همه ی آنهایی که اطراف او هستند و به نحوی در او اثر دارند مدل و الگوی کودکند . اما پدر از همه ی آنها مهمتر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی همچنان بر جای خویش است . رفتار پدر در سنین خردسالی فرزند برای او همه چیز است : درس ، اخلاق ، تربیت ، سازندگی یا ویرانگری. طفل همه چیز را از او کسب می کند: محبت ، شفقت ، وفاداری ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجایای اخلاقی ، درستکاری ، پشتکار ، سربلندی ، شرافت ، صداقت و…

این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول کودک خود را به من بنمای تا بگویم تو که هستی . نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه توزی و خود خواهی او و… همه در کودک مؤثر است .

بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت می دهند ، و موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند.

  • شرط اثر گذاری پدر

شرایط اثرگذاری پدر در کودک این است که پدر در خانه باشد و در حضور کودک باشد ، همدم و همبازی او باشد ، به او محبت کند ، از نظر کودک عادل باشد ، در برخوردها هیچگونه تبعیضی نداشته باشد تا به نظر کودک کسی آید که به رفع نیازهای او اقدام می کند و در کل ، او پدر را دوست داشته باشد.

فرزند در چنین شرایطی است که از پدر الگو می گیرد و می کوشد کردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غیر این صورت ممکن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگیرد ولی چنین جنبه الگویی هرگز پایدار نیست . طفل جبراً راه و روش پدر را تکرار می کند. ولی دردل هرگز عشقی نسبت به او احساس نخواهد کرد و هرگز نخواهد اندیشید که چون او باشد و حرکات و رفتارش را براساس خواسته او شکل بدهد. طبیعی است هرگونه تلاش و اقدامی که دراین راه به عمل آید بی ثمر خواهد بود.

 

  • تربیت از راه الگو

پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شیوه و روشی خاص جهت دهند باید مدل و الگوی راه و روشی باشند که برای فرزند خویش خواستارند. پدرانی که بین عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدرانی که فرصتی کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند هرگز الگوی خوبی برای فرزندان خود نخواهند بود .

 

  • یک روش تربیتی

پدر در طریق سازندگی کودک ، آشنا کردن او به ضوابط و شرایط محیط و زمانی هم برای دادن آموزشهای لازم و کافی در یک امر نیاز دارد فرزندان خود را به سفر ببرد . لذا از شما پدران می خواهیم برنامه سیر و سفر و گشت و گذار خود را کلاس درس کنید و خود معلم این کلاس باشید . حال که بناست مثلاً پنج روزی درمسافرت باشید از قبل برای آن برنامه ریزی کنید. ببینید در قطار و در کوپه خود چه چیزهایی را می توانید بگویید ، چه قصه های قابل ذکری دارید که در آن نکات آموزنده و سازنده ای باشد و چگونه می توانید بسیاری از اهداف و مقاصد تربیتی را پیاده کنید .هرچه که در مسیر با آن برخورد می کنید به فرزندتان معرفی کنید . از تاریخ آن بگویید ، در مورد فواید و مضار آن بحث کنید ، از نکاتی که می تواند مایه عبرت آموزی باشد بحث به میان آورید چون این فرصت ها کمتر پیش می آیند و حتی گاهی ممکن است فرصت پدید آید ولی دیگر دیر شده باشد. مثل زمانی که فرزندان شما به سنین نوجوانی ، بلوغ و جوانی رسیده اند.

شما با گردش دادن فرزند و همراه کردن آنها با خود ، مخصوصاً درهفت سال سوم زندگی او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده می خواهید کاری کنید که او اولاً غم و رنج خود را فراموش کند ، ثانیاً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفید و سازنده ای با شما برقرار کند. براین اساس باید مراقب باشید و سعی کنید روابط شما با او سالم و طبیعی و به دور از آشفتگی ها باشد. در طول همراهی با او ، سعی کنید از او کمتر ایراد بگیرید، کمتر انتقاد کنید و خاطر او را کمتر مشوش سازید. تذکر اشتباهات او به صورت غیر مستقیم ، مشفقانه و حتی در خفا باشد.

صبر و تحمل شما درهمراهی فرزند بسیار کارساز است. خود دار و مسلط باشید. بکوشید به گونه ای برخورد کنید که دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگی فرد ، که در آن صورت ترمیم دل شکسته و تحت کنترل درآوردن او بسیار مشکل است . در این صورت او حال غزالی را دارد که اگر بگریزد به زحمت ممکن است با شما مأنوس گردد.

  • زیان جدایی ها

پدر باید زمینه ساز انس و الفت از طریق ایجاد رابطه با فرزند باشد. این رابطه از طرق مختلف در محیط خانه و زندگی فراهم می شود . مثلاً از طریق تشکیل جلسات مشاوره خانوادگی و شرکت دادن کودک در تصمیم گیری ها . وجود چنین نزدیکی هایی سبب می شوند که طفل با پدر احساس صمیمت و انس کرده و خود را نسبت به او نزدیک بیابد.

عدم توجه وعدم همکاری و هم کلامی نسبت به فرزند سبب می شود که کودکان به تدریج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه کنند ، با آنها راز دل بگویند و به تدریج دست خود را از دست پدر بیرون بکشند. گاهی چنین کودکانی به سوی معلمان و یا افرادی که دارای مقامی برترند روی آورده و از پدر می گریزند. این امر ممکن است از جهاتی و یا در مواردی به نفع کودک باشد ولی از خطرات وعوارض آن نباید غافل شد.

وجود شکاف بین پدر و کودک ودرعوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهی ممکن است به قیمت رسوایی و آلودگی فرزند تمام شود و دامنه آلودگی را به مرز خانواده بکشاند.

  • وقت گذاری پدر

فرزندان شما نیاز به وقت گذاری شما دارند تا از وجود شما و از زمینه های انس و الفت شما بهره ای گیرند. راه و روش زندگی را از شما فرا گرفته و طریق زندگی خود را هموار سازند. شما هرچند که سرگرم و مشغول کار باشید بازهم به صلاح و مصلحت شماست که در شبانه روز لااقل نیم ساعت با فرزندتان همراه باشید، با او حرف بزنید ، بگویید و بخندید، استراحت و تفریح کنید.

در سایه این وقت گذاری قادر خواهید شد رفتار فرزندتان را دریابید، از ریشه و منشاء آن باخبر شوید، اگر رفتاری ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پیدا کنید . از تمایلات و خواسته های او آگاه شوید و در این رابطه تصمیم بگیرید.

کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس وارتباط بیشتری داشته باشد. و حرف و سخن آن کس را بیشتر پذیرا خواهد شد که باب رفافت وملاحظات با او گشاده باشد . و شما در سایه ی این وقت گذاری موفق خواهید شد رابطه ی او را با خود ، با اعضای خانواده و از آن مهم تر با خدا محکم تر سازید.

شما چگونه پدری هستید؟

میل به استقلال طلبی، پذیرش مسؤولیت در روابط عاطفی و اجتماعی، قدرت ابراز وجود همچنین جاه طلبی های مثبت اجتماعی و غلبه منطق بر عواطف از ویژگی های روحی مردان به شمار می آیند. اگر پسر بیاموزد که قانون، تنها قانون «پدر» است، هرگز فرایند مرد شدن را طی نمی کند و کودک باقی می ماند.

 

امروزه بیشتر از هر زمان دیگر، پدرها و پسرها محتاج خوشایندترین نگرشها نسبت به هم و صمیمی ترین و محبت آمیزترین رابطه ها با یکدیگرند. تقویت رابطه ها و غنی کردن روابط محبت آمیز بین پسرها و پدرها بیشترین تأثیر را در کاهش تنش های خانوادگی و اضطرابهای فردی به همراه دارد و زمینه سلامت شخصیت و بهداشت روان پدر و پسر و اعضای خانواده فراهم می آورد. همچنین این ارتباط مطلوب، مناسب ترین بستر را برای رشد و تحول شخصیت و رویش جوانه های خلاقیت و نوآوری فکری و عملی آماده می سازد.

به این ترتیب پدر و پسر با احساس و نگرشی حاکی از خوشایندی نسبت به یکدیگر و انگیزه قوی برای تلاش، تمام استعدادها و قابلیتهای بالفعل و بالقوه را در عرصه های گوناگون به نمایش می گذارند.

نوزاد انسان در ابتدای تولد، تنها در ارتباط با مادر قرار می گیرد و با دریافت به موقع پاسخ نیازهایش، عشق و امنیت را تجربه می کند. کودک تا سه سالگی تنها با مادر همانندسازی می کند، چه دختر باشد چه پسر، اما از حدود پنج سالگی کودک وارد سیر همانندسازی با والد جنس موافق می شود. یعنی پسر بچه که تا به حال از مادر الگوبرداری ناخودآگاه داشته، وارد رابطه با پدر می شود و شروع به همانندسازی با او می کند و همانندسازی با پدر، یعنی همانندسازی با مرد و به دست آوردن هویت مردانه، چه از نظر جنسی و چه در کل شخصیت.

میل به استقلال طلبی، پذیرش مسؤولیت در روابط عاطفی و اجتماعی. قدرت ابراز وجود و همچنین جاه طلبی های مثبت اجتماعی و غلبه منطق بر عواطف از ویژگی های روحی مردان به شمار می آید، بنابراین برای به دست آوردن این شخصیت مردانه، مهمترین مسأله رابطه پدر با پسر است.

البته این رابطه در نوع بهنجار آن باید ویژگی های خاصی داشته باشد که از جمله این ویژگیها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

▪ ارتباط عاطفی بیشتر پدر با پسر:

در صورتی که پدر ارتباط عاطفی بیشتری با پسرش داشته باشد، انرژی حیاتی از پدر به پسر منتقل می شود و این ارتباط محبت آمیز، به پسر پیغام «پذیرفته شدن از سوی پدر» را می دهد. در این بستر پسر بدون ترس به پدر نزدیک می شود و صمیمیت و اعتماد شکل گرفته، خود به خود فرایند همانندسازی شکل می گیرد.

 

▪ پدر دور از دسترس و آرمانی نباشد:

در دوران کودکی، پدر همیشه برای کودک مظهر «قدرت» است، قدرتی امنیت دهنده. تا آنجا که پسر آرزو می کند شبیه پدر شود، اما میزان ایده آل بودن و مسیر تغییر آن مهم است. زیرا در رشد بهنجار و رابطه صمیمانه و واقعی در مسیر بزرگ شدن کودک، میزان این مطلوب بودن به تدریج کم می شود، تا زمان نوجوانی که وی احساس می کند نه تنها می تواند به پدر برسد، بلکه می تواند بهتر و بالاتر از او باشد.

با گذشت زمان، جوان با چهره واقعی پدر، اعم از ضعفها و قدرتهایش رو به رو و واقعیت هستی پدر، برای وی ملموس می شود، اما اگر پدری به عمد یا غیر عمد، از نظر شخصیتی و روانی از پسر فاصله بگیرد و نتواند ارتباط مناسب با وی برقرار کند، پسر فاصله خود را از پدر بسیار دور می بیند. در چنین شرایطی برای پسر، رسیدن به پدر و رسیدن به تصویر مردانگی خویش بسیار دشوار است. پس میل به حرکت و طی این فاصله برایش غیرممکن می نماید. در نتیجه فرایند همانندسازی، یعنی الگوبرداری ناخودآگاه با مردانگی پدر، کاملاً مختل می شود.

 

▪ پدر سختگیر نباشد:

جمله «در خانه ما قانون پدر، قانون خانواده است»، مشخصه این نوع پدران است. در این موارد پدر تجلی نظم و قانون است و پسر باید تبعیت کند. در چنین شرایطی، اگر پسر یاد نگیرد که قانون پدر تبعیت کند، در آینده قانون اجتماع را هم پاس نمی دارد و در نتیجه متمدن و نظام مند نمی شود، این در حالی است که این پدیده مرز و حدود مشخصی دارد و یک فرایند بهنجار از تبعیت صد در صد آغاز می شود، اما به تبعیت صد در صد ختم نمی شود. یعنی در فرآیند رشد، کودک و نوجوان باید به تدریج «نه گفتن» را یاد بگیرد و بیاموزد که می توان قانون پدر را تغییر داد و قانون جدیدی جایگزین آن کرد، اما این جمله شناختی، باید در ذهن نوجوان به وجود آید که در این نوع رابطه، پدر به پسر قانونمند بودن را می آموزد. اما اگر پسر یاد بگیرد که قانون تنها قانون «پدر» است، هرگز فرایند مرد شدن را طی نمی کند و کودک باقی می ماند. پس دستور مداری پدر، باید به پسر منتقل شود و دستور مداری پسر زمانی شکل می گیرد که قانون پسر در مواردی جایگزین قانون پدر شود. یعنی پسر این پیغام را از پدر دریافت کند که «تو می توانی در مواردی قانونی متفاوت از قانون من داشته باشی و باز رابطه صمیمانه ما ادامه داشته باشد.»

 

اگر پسر از مجازات پدر بترسد، چه قانون را رعایت کند، چه نکند، از نظر رشد روانی کودک باقی خواهد ماند و شکل گیری اخلاق در او، در ابتدایی ترین نوع خود، یعنی رعایت قانون از ترس مجازات باقی خواهد ماند.

در صورت رعایت نکات مثبت ذکر شده توسط پدر، پسر در آینده مردی با ویژگیهای مردانه و موفق به لحاظ عاطفی و اجتماعی بار خواهد آمد، چرا که جوان امروزی باید بتواند در زندگی اجتماعی، قوانین خود را به جای قوانین کهنه بنشاند. پس باید جسارت تجربه کردن، آزمودن، اشتباه کردن و تصحیح آن را داشته باشد و تنها در این صورت است که خلاقیت و رشد شکل می گیرد، نابسامانی ها سامان می پذیرد و کودکی ها به بلوغ ایده آل بشر تبدیل می شود.

 

 

 

 

زیباترین لحظات یک پدر

محبتی که خداوند در قلب پدر و مادر نسبت به فرزندشان قرار داده، عطیه ای است الهی که هیچ حب و مهری را یارای برابری با آن نیست. از این روست که خداوند بارها در کلام خود صحبت از شان و مقام پدری ومادری می کند، آنان را به جایگاهی منصوب می کند که هیچ کس دیگری بر آن ننشسته است.

در این بین، میان مهر مادری و خردپدری، تفاوتهایی وجود دارد که خود در تکامل با هم موجب رشد و تربیت بهتر فرزند خواهد شد. مهر مادری را خردمندی و محبت با تدبیر پدر کامل می کند و از آن روست که جایگاه رفیع پدر غیرقابل رقابت و جای گزینی می شود.

در سایه خرد مدیریت پدر است که مهر مادری به بار می نشیند و عطر خوش خوشبختی در خانواده می پیچد.

امروزه با ماشینی شدن زندگی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی چنان بر خانواده سنگین شده است که روال طبیعی و کامل زندگی خانوادگی را برهم زده است و بسیاری از ارزشهای گذشته کم رنگ شده اند. غالباً مسائل و مشکلات بیرونی خانواده چنان ذهن و قلب والدین را مشغول می دارد که گاه از وظیفه خویش در قبال فرزند و حل مسائل درونی خانواده بازمی مانند.

بدین صورت است که گاه نقش پدر به عنوان سکان دار و مدیر خانواده به نقش مردی خسته و نان آور تبدیل می شود که تنها ثمر حضورش تامین نیازهای اقتصادی نهاد خانواده است و از نقش خویش به عنوان مدیر خانواده و نیز پدری بازمانده است.

من دانشجوی سال اول دانشگاه بودم که خبری ناگهانی از سوی مادرم، ذهن و فکرم را سخت به خود مشغول کرد. به هیچ عنوان آمادگی این خبر عجیب را نداشتم و به شدت شوکه شده بودم.

مادرم در تماس با من پس از قدری طفره رفتن و حاشیه گوئی، نفس عمیقی کشید و خبر را به من داد: «من باردار هستم.» فکر بچه دار شدن پدر و مادرم در این سن و سال و این که من به زودی صاحب خواهر یا برادری خردسال خواهم شد به قدری ذهنم را مشغول کرد که حتی فراموش کردم به مادرم تبریک بگویم.

در این فکر بودم که زندگی کوچولوی تازه رسیده چطور خواهد بود؟ آیا کودکی او شبیه کودکی خود من است؟ آیا پدر و مادرم با وی نیز همان رفتاری را خواهند داشت که با من داشتند؟ فکر نمی کنم. پدر چطور؟ آیا اکنون به پدری شباهت دارد که من می شناختم؟ پدری که همیشه غایب بوده و یا بسیار خسته از فشار کار. پدری که هرگز فرصت نکرده همدم بازیهای کودکی من باشد.

از خود می پرسیدم: این بار چطور؟ او چگونه پدری خواهد بود؟ ۹ ماه بعد پدرم نوزاد پسر نورسیده را در آغوش گرفت و به نرمی پوست لطیف او را نوازش کرد. گوئی او می دانست این آخرین فرصت وی برای پدربودن و لذت بردن از این نقش خواهد بود. در زمان تولد من او مردی بسیار پرمشغله بود؛ که مردکار بود تا مرد-پدر.

و حال که آخرین فرزندش را در آغوش داشت تصمیم گرفته بود لذت دوباره پدرشدن را با پرکردن جایگاه رفیع خود در زندگی فرزندش بچشد. او می خواست این بار پدری جذابتر، خوش اخلاق تر، خردمندتر و صبورتر از زمان کودکی من باشد تا کودکش هرگز جای خالی پدر را حس نکند. به عبارت دیگر او تصمیم داشت تجارب خود را تحلیل کند و از هر آن چه او را از محیط خانواده و فرزندش دور می سازد رها شود. با تولد فرزند جدید، پدر من به دیدگاهی رسید که به قول روانشناسان دوباره پدر شدن را تجربه کند واین بار با اجتناب از خطاهای گذشته – که بر من اعمال شده بودند – پدر بهتری باشد.

این ماجرا نه تنها در مورد پدر من بلکه در مورد تمام آقایانی صادق است که متارکه و ازدواج مجدد داشته اند و یا در سنین بالا صاحب فرزند شده اند. همه آنها حس واحدی را تجربه می کنند که به آنان می گوید: این آخرین فرصت توست. پدر بهتری باش.

مردان و پدرانی این چنین فرصتی ناب به دست می آورند تا بتوانند با اصلاح خود و روابط والد و فرزندی خود، آینده بهتری را برای فرزندشان رقم بزنند و تقدیر چنین شانسی را به ایشان می دهد که در قالب نقش پدری خوش بدرخشند.

سؤال این جاست که یک چنین پدری برای فرزندان آخر خود چه کارهایی انجام می دهند که در زمان تولد فرزند اول از آن غفلت کرده اند؟ چه تغییری در مشی و رفتار خود می دهند؟ بهتر است با مثال هایی از زندگی واقعی افراد این مسئله را بشکافیم.

این پدر اولین فرزندان خود را در حالی بزرگ کرد که به عنوان یک پدر، مشغله کاری زیادی داشت و موفق نمی شد به حد لازم برای فرزندان خود وقت بگذارد.

در سن ۵۰ سالگی او دو فرزند داشت. او مدیر بخشی از یک شرکت کوچک بود و به گفته خودش مسئولیت تامین معاش خانواده را به عهده گرفته و بچه ها را کاملاً به مادرشان واگذار کرده بود و چنین می پنداشت که دیدن بچه ها در تعطیلات آخر هفته برای آنها کافیست. حاصل این تفکر آن بود که وی در زندگی عاطفی فرزندانش غایب محسوب می شد و تکیه آنان بیشتر به مادرشان بود تا مردی که همیشه مشغول و پراخم دیده بودند.

یک روز کاری او از ساعت ۷ صبح تا ۸ بعدازظهر طول می کشید و بنابراین وقتی برای گذراندن با خانواده نمی ماند. برای او بسیار مشکل بود که بر روی شکاف عظیمی که بین او و فرزندانش بود پل بزند و به آنان نزدیک شود.

او در دوران بازنشستگی اش بارها سعی کرده بود از فرزند ارشد خود دلجویی کند و محبت خود را به او نشان دهد اما بسیار دیر بود. هر بار که پدر جویای احوال فرزندش می شد و یا از او می خواست نیازهای خود را بیان کند، او تنها می گفت: نه پدر همه چیز مرتب است برای او پدر یک سایه بود.

رابطه پدر با فرزندان کوچک ترش نیز به همین ترتیب در جریان بود و بیم آن می رفت که به زودی پدر برای او نیز بیگانه ای شود که نمی توان به او اعتماد کرد. اوضاع به همین منوال پیش می رفت که حادثه ای زندگی آنها را دچار تغییر کرد و او همسر خود را از دست داد. این نخستین باری بود که بدون همسر مسئول نگهداری از فرزندانی شد که با وی بیگانه بودند. او برعکس گذشته تمام ساعات روز را در کنار فرزندانش می گذراند و اینگونه بود که طعم واقعی خانواده را چشید. او شروع به شناختن فرزندانش کرد با ترسها و خصوصیات اخلاقیشان آشنا شد و سرانجام شبیه همان پدری شد که روزی خود آرزوی داشتنش را داشت. خود او درباره تجربه اش می گوید: بزرگ کردن بچه ها، لذتی دارد که پدران شاغل اغلب از آن بی بهره اند و غالباً نمی دانند چه چیز فوق العاده ای را از دست می دهند.

 

این پدرهای امروزی

  • بررسی الگوی روانشناختی پدران مدرن

پدرهای آخر شب ها، پدرهای آخر هفته ها، پدرهای تمام وقت، پدرهای نیمه وقت، پدرهای غایب و… خوشبختانه همه آنها زیر چتر روز پدر گرد هم آمدند و از آنها تجلیل شد. اما به راستی چه دورنمایی می توان از پدرهای امروزی ارائه داد؟ آیا واقعاً سهم هر فرزند ایرانی از پدر خود فقط بیست دقیقه است؟ شرایط پدر بودن چیست؟ یک پدر خوب کیست؟ برای پدر خوبی بودن چه رفتارها و چه عادت هایی را باید کسب کرد؟

در دنیای پیشرفته امروز ما به شدت با کمبود الگوی نمونه مواجهیم. ولی پدرهای امروزی این وظیفه شماست که این الگوها را برای فرزندان خود خلق کنید، برای کسانی که فردا از شما پیروی خواهند کرد.

یک پدر«مد روز بودن»، ابتدا و قبل از هر چیز، یعنی آشنا بودن به روش زندگی با نزدیکان، با کسانی که مهم ترین افراد برای شما هستند.

تنها هدف این نوشتار مطرح کردن موضوع برای برانگیختن بعضی سوالات در ذهن شما و یافتن ابزاری برای پدری خوب بودن است، همچنین ایجاد انگیزه تلاش برای تبدیل شدن به پدری نمونه،

 

  • پدر بودن یا نبودن

بابا بودن یا نبودن… یک سوال ساده کودکانه ولی ملموس و واقعی، پدر چه کسی است؟ شاید اگر این سوال را از پدربزرگ ها بپرسید چنین پاسخ دهند؛ تامین کننده تمام مخارج خانواده، سمبل اقتدار، حامی و پشتیبان. اما آیا نقش های معمول مردانه کم کم فراموش می شوند؟

کمی فکر کنید، اگر فرزندتان از شما بپرسد «آدم چطوری بابا می شود؟» چه جوابی به او می دهید؟ توجه کنید، نباید از جواب دادن شانه خالی کرد؛ داستان های قدیمی لک لک ها، کلم پیچ و دانه های گل را هم پیش نکشید. سوال واقعی این است؛ در زندگی واقعی برای بابا شدن، چه کار می کنند؟

کودک به مادر نیازمند است؛ با این نظر همه موافقند. ولی پدر چه؟ آیا کودک به پدر هم به همان اندازه احتیاج دارد؟ جواب ساده است؛ بله. فرزند به اندازه مادر به پدر نیاز دارد؛ برای برخورداری از عاطفه و محبت، داشتن الگویی برای زندگی، برای اثبات هویت خویش و…

کافی است به فرزند خود نگاه کنید؛ همه این نیازها را در چشمان او خواهید دید. پژوهشگران و متخصصانی که به دقت این مساله را از تمام زوایا بررسی کرده اند نیز با این نظر موافقند. از نظر آنان حضور پدر از بدو تولد نقش اصلی و اساسی دارد. کودکان به شدت با بزرگسالانی که با آنها زندگی می کنند، یکی می شوند. حضور پدر همان اندازه اساسی است که حضور مادر.

روانشناسی مدرن نیز این نکته را تایید می کند؛ یک رابطه صمیمانه و تاثیرگذار با پدر از سنین بسیار پایین، به پسر کوچک کمک می کند هویت قوی و متعادلی را توسعه دهد. همین امر برای دختران هم صدق می کند. دخترانی که در طول کودکی و نوجوانی شان یک حمایت موثر از طرف پدرشان دریافت می کنند، در آینده اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت. همچنین آنها قوی تر و مقاوم ترند. ظاهراً آنها به طور ناخوداگاه در آینده روابط بهتری با همسرانشان خواهند داشت.

همچنین بنا بر پژوهش های انجام شده کودکانی که توجه بیشتری از جانب پدرانشان دریافت کرده اند، ابتکار عمل بیشتری دارند و در امور تحصیلی خود موفق ترند.

برخلاف آنچه بسیاری فکر می کنند شایستگی مراقبت از کودکان ژنتیکی نیست و بیشتر یک امر نگرشی و انتخابی است. همچنین این نگرش قدیمی را باید فراموش کرد که ارتباط میان پدر و فرزند باید از طریق مادر صورت گیرد. پدر برای فرزند – دقیقاً به اندازه مادر- یک مرجع پراحساس و عاطفی است.

اگر شما خود را از برخی سنت های قدیمی خلاص کنید؛ به راحتی می توانید پدر کاملی را در وجود خود بیدار کنید. نترسید. شما همه آنچه را که لازم است پیش رو دارید، به دنیای کوچک ترها وارد شوید، فقط برای دیدن… ولی فقط از یک فکر خود را رها سازید؛ اتهام زن ذلیلی و پذیرفتن نقش زنانه، آیا شما هم فکر می کنید مردی که به امور فرزندانش رسیدگی می کند، زن ذلیل بوده و مردانه رفتار نکرده است؟

پدر بودن، بیش از هر چیز یعنی مرد بودن، مردانه رفتار کردن. واقعیت این است که همیشه تعریف دقیقی از نقش پدر نداریم مثلاً به همان انسانی که می گوییم او «مادری» می کند، نمی توانیم بگوییم او «پدری» می کند با این حال یک چیز بدیهی است وقتی مردی فرزندش را از عشق و محبت لبریز می سازد با روش خود این کار را می کند؛ با مردانگی، اما آیا از نظر کودک عشق پدر همان ارزش عشق مادر را دارد؟ مسلماً چنین است. پدران نیز موجوداتی احساساتی هستند. آنها قادرند درست به اندازه مادران با فرزندانشان ارتباط عاطفی برقرار کنند. کافی است از این توانایی به نفع خود استفاده کنند.

پس پدران عزیز پیش بروید. شهامت داشته باشید، ژست پدری بگیرید، هر روز این کارها را تکرار کنید، مراقب و گوش به زنگ باشید. همه درها را برای وارد شدن به دنیای فرزندتان باز بگذارید. آنجا گنج هایی وجود دارد که فقط در انتظار شماست.

 

  • پدرم اسطوره من

فرزندان چه توقعی از پدران خود دارند؟ به چند تای آنها گوش کنید؛ «من می خواهم پدرم یک دوست باشد، و سعی کند من را درک کند.»

«می خواهم به من نشان دهد چگونه کارم را انجام دهم بدون اینکه همیشه با من بحث کند.»

«از نصیحت بیزارم. وقتی با پدرم به تنهایی به گردش یا جای دیگر می روم از ابتدا تا انتهای مسیر فقط مرا نصیحت می کند.» «دوست دارم که بازی کردن من را نگاه کند، وقتی به تماشای مسابقه من می آید من را تشویق کند.» «فقط دلم می خواست پدرم کمتر کار می کرد، همیشه می ترسم به او نزدیک شوم زیرا نمی خواهم مزاحم او شوم.» «من اگر در آینده بچه دار شوم فرزندم را از همه دنیا بیشتر دوست خواهم داشت.»

«دوست دارم در جریان کارهای مدرسه ام باشد. در جلسات و نمایشگاه های مدرسه شرکت کند.»

«دوست دارم پدرم زود به خانه بیاید وقتی هنوز سرحالم و خوابم نبرده.»

«دوست دارم پدرم تندتند به ما زنگ بزند و حالمان را بپرسد» و…

کودکان بیش از هر چیز نیاز به حضور فعال پدر دارند، حضور روانی و موثر. برای اینکه حرف های آنها را بشنود. برای کمک کردن به فرزندان، برای راهنمایی، حتی گاهی برای سرزنش کردن آنان، البته با صرف نظر از کلماتی که کودک را از پا درمی آورند (تو چقدر گیجی، تو خیلی نفهمی و…) فرزندان دوست دارند پدر را در کنار خود داشته باشند برای یاد گرفتن بعضی قوانین زندگی و برخی مسوولیت ها و در یک کلمه «برای دوست داشتن آنها،»

ولی شاید شما نیز مانند بسیاری از پدرها حضور در فعالیت های خانوادگی را موکول به داشتن وقت کافی می کنید. اغلب پدرها فقط در زمان های خاص که با اوقات آزادشان هماهنگ است به فرزندان خود می پردازند؛ پدر شبانگاهی، پدر آخر هفته، پدر تعطیلات و مسافرت ها و…

درحالی که «پدری» نقشی نیست که بتوان با انتخاب بعضی فعالیت ها، آن را به لحظاتی کاهش داد که مناسب حال ما باشد. پدر بودن یک تعهد دائمی است که باید مجموعه ای از فعالیت ها و مسوولیت های خانوادگی را دربرگیرد. وقتی پدر بودن را انتخاب می کنیم یعنی تمام وقت بودن را انتخاب کرده ایم.

مطمئناً شاید شما هم مانند بسیاری از مردان تلاش کرده اید میان کار و زندگی تعادلی برقرار کنید زیرا «پدری» ابتدا تعهدی فردی است.

 

بی شک مردان زیادی هستند که به عنوان پدر و همسر، خوشبختی را تجربه می کنند. آنها کمک و همراه همسر خود هستند و براین باورند که می توانند با کمک فرزندان خود جهان را دوباره بسازند. این مردان یاد گرفته اند که به آرمان های خود تحقق ببخشند.

آنها به عنوان مردان واقعی عمل می کنند و همواره راه هایی را برای یکی شدن با همسر و فرزندان می یابند. این مردان استثنا نیستند، دور از ما نیستند، متعهدند و از پدر بودن خود لذت می برند.

پدرانی که از ابتدای دوران بارداری همسرشان همیشه برای حمایت از مادر فرزندشان حاضر هستند. می دانند چگونه به همسرشان اطمینان و اعتماد دهند.

احساسات و امیدهایشان را با همسر خود تقسیم می کنند تا در زمره بهترین پدران باشند. پدرانی که در اضطراب و انتظار طولانی ولادت فرزند سهیم اند و با عشق پذیرای کودکی می شوند که به آنها هدیه داده می شود. لحظه به لحظه، قدم به قدم، شانه به شانه، همراه با همسرشان در همه مراحل زندگی مراقب فرزند یا فرزندانشان هستند. همیشه برای«تک تک» فرزندان حاضرند. قولی نمی دهند که نتوانند به آن عمل کنند. به حرف فرزندان چه در کودکی و چه در بزرگی گوش می دهند. وقتی فرزندانشان به سن مدرسه می رسند از سمت خود کناره گیری نمی کنند.

قله هایی را که فرزندان باید به آنجا برسند به آنان نشان می دهند و ترس های آنها را برطرف می کنند.پدرانی که گره ها را برای فرزندان باز و خرابکاری های آنان را جبران می کنند.

پدرانی که نقش پدری خود را با عشق آمیخته می کنند. پدرانی که پسران و دختران خود را به سمت آینده ای روشن سوق می دهند و آنان را برای زمان خود تربیت می کنند. پدرانی که با تمام وجود فرزندان خود را پرورش می دهند تا از آنها مردان و زنانی بسازند که احساس کنند بهترینند و به آینده شان افتخار کنند. و سرانجام یک روز نگاه پرفروغ و پرغرور آنها فرزندانشان را تحسین می کند.

پدرانی که منبع بی پایان دانایی، فانوسی همیشه روشن و دوستی برای تمام زندگی اند.پدرانی که فرزندانشان آنها را می ستایند و بی اندازه دوستشان دارند.

پدرانی که فرزندانشان عشق بی پایان پدر را گاهی در خنده های بی اختیار و گاهی در اشک های خوشحالی او می بینند و کلماتشان برای بیان عشقی که نسبت به پدر خود دارند کافی نیست.

 

  • پدر خوب چه کسی است

اگر یک سوال ساده در اینترنت مطرح کنید، پاسخ های فراوانی خواهید شنید. «پدر خوب چه کسی است؟» نمونه ای از این پاسخ ها را مشاهده کنید؛

به حرف هایم گوش کند و وقتی مشکلی دارم مرا تنها نگذارد.

یک پدر خوب کسی است که خوب گوش کند حتی اگر ظاهراً به کار دیگری مشغول باشد.

پدر خوب با ما توپ بازی می کند و ما را به خرید می برد. او با ما از کودکی اش صحبت می کند، از پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش. او به ما یاد می دهد چگونه ببخشیم، چگونه بخندیم، چطور آواز بخوانیم، چطور بدون پول خرج کردن اسباب بازی بسازیم و چگونه حرف هایمان را مطرح کنیم.

پدرم وقتی ما کار بدی می کنیم خشمگین نمی شود و ما را تنبیه نمی کند. او جنبه منفی قضیه را به ما نشان می دهد.

پدرم همانطور که در کودکی با او رفتار می شد با ما رفتار نمی کند بلکه سعی می کند برای ما پدر بهتری باشد. یک بابای خوب یعنی عشق…

یک بابای خوب یعنی کسی که بیشتر از هرچیز به تو فکر می کند.

پدر خوب کسی است که مادر را کامل می کند… پدر من بلد نیست ظرف بشوید و شام بپزد ولی از آن باباهایی است که برای بازی کردن با ما وقت می گذارد. او همیشه برای وقت گذراندن با ما آماده است و ما را همه جا می برد. با اینکه پدرم ۵ فرزند دارد ولی با همه بازی می کند، کاردستی می سازد و گردش می برد. از پدرم متشکرم.

از نظر من پدر خوب کسی است که نگران فرزندش است. نه کسی برای دعوا کردن آنها بلکه برای تشویق آنها. پدر خوب کسی است که با نوه هایش بازی می کند. پدر خوب کسی است که فرزندانش را دوست داشته باشد بدون قید و شرط. آنها را تشویق کند، بخنداند، از اشتباهات آنها و مادرشان چشم بپوشد.

پدر خوب کسی است که حاضر باشد نه فقط در ظاهر بلکه با قلبش. پدر خوب با بچه ها مشورت می کند، نظر آنها را می شنود و آنها را راهنمایی می کند. به یاد می آورد زمانی که به سن بچه هایش بود چگونه فکر می کرد. پدر خوب می داند بچه هایش موجودات کاملی نیستند و نقطه ضعف هایشان را با ملایمت برطرف می کند…

پدر خوب به مادر کمک می کند و کارها را با او تقسیم می کند. او نمی گذارد مامان احساس تنهایی کند. او را همراهی می کند و به او پر و بال می دهد.

پدر خوب پیش از آنکه احتیاجات مادی فرزندان را برطرف کند کسی است که بگذارد ما استقلال داشته باشیم. پدر خوب به بچه هایش بیشتر رسیدگی می کند و هنگامی که وقتش را با بچه ها می گذراند به مادر نمی گوید من «بچه های تو» را نگه داشتم. به درس های آنها کمک می کند، با بچه ها دوچرخه سواری می کند. پدر خوب با قلبش هدایت می کند نه با زبانش.

پدر خوب در لحظات تلخ و شیرین در کنار فرزندش است. وقتی او با مادرم زندگی می کرد همه جا در کنار ما بود ولی وقتی مادر را ترک کرد دیگر او را نمی بینیم و هرگز به دیدن ما نمی آید.

پدر خوب به درس های بچه ها رسیدگی می کند و به مدرسه او سر می زند و می داند بچه ها نیز مانند بزرگ ها دچار اشتباه می شوند و بچه ها را از اشتباه کردن نمی ترساند. پدر خوب به همه احترام می گذارد، بخصوص به فرزندش. او باید نمونه باشد. پدر خوب کسی است که وقتی بچه ها توی ماشین هستند درست رانندگی کند.

پدر خوب کسی است که فرزندش را دوست دارد و برای او حاضر است. هر چه فرزندش برای موفقیت لازم دارد در اختیارش می گذارد، او را از عشق لبریز می کند و به او اعتماد به نفس می دهد. پدر خوب یعنی زندگی،

پدر خوب زن و فرزندش را دوست دارد و این دوست داشتن را مخفی نمی کند بلکه آن را ابراز می کند. پدرم برای ما همه کار می کرد. ما ۴ فرزند بودیم. او همیشه برای کمک به ما حاضر بود. از ما مراقبت می کرد و لباس هایمان را می شست. به ما درس می داد. با ما دوست بود و برایمان آشپزی می کرد، مکانیکی می کرد، روانشناسی می کرد… هرگز کارهای او را فراموش نمی کنم.

 

پدر خوب پدری است که حاضر باشد، به بچه هایش فکر کند بدون اینکه به او یادآوری کنند، حرف های آنها را بشنود و او نیز احترام فرزندان و همسرش را حفظ کند تا همه بتوانند به او اعتماد کنند. پدر خوب فحش نمی دهد و روز تولد بچه اش با او دعوا نمی کند. پدر خوب کسی است که بتوانم رازهایم را با او بگویم. پدر خوب مصلحت فرزندش را فدای خواسته های خود نمی کند. پدر خوب سمبل صبر و شکیبایی است.

پدر خوب کسی است که مدام مراقب توست حتی اگر از تو دور باشد. پدر خوب همیشه موبایلش در دسترس است و جواب تلفن های تو را می دهد. پدر خوب کسی است که قادر است دوست داشتنش را به بچه ها نشان دهد. پدر خوب یعنی کسی که مثل مادر باشد. پدر خوب بلد است علاوه بر گفتن «نه» به ما بگوید؛ دوستت دارم، چقدر باهوشی، چقدر قوی هستی، چقدر زرنگی، چقدر زیبایی و… پدر خوب برای اینکه کاری کند که فرزندانش «بچه های خوبی» باشند اول کاری می کند که «بابای خوبی» باشد. پدر خوب کسی است که مامان را دوست داشته باشد و کاری کند که او همیشه در کنار ما بماند.

من دوست دارم پدرم آشپزی کند. غذاهای او همیشه خوشمزه تر از غذاهای مادرم است، پدر خوب وقتی مادر مریض است به او کمک می کند و او را تنها نمی گذارد.

پدر خوب خودخواه نیست و همیشه در کنار فرزندان حاضر است. به جای اینکه به سراغ کارهایی برود که در جوانی آرزویش را داشته، آرزوی بچه هایش را برآورده می کند. پدر یعنی صلابت کوه، گرمای خورشید تابستان، آرامش دریای آرام و تسلای شب.

وقتی من کوچک بودم پدرم همیشه بیرون از خانه بود و آخر شب به خانه می آمد. مادرم از صبح تا شب در خانه کار می کرد برای همین من هیچ وقت پدرم را در کنار خود احساس نکردم. اما حالا که پدرم خود پدربزرگ شده خیلی فرق کرده است. مدام با دختر من بازی می کند. دختر ۱۳ ساله من او را تا حد پرستش دوست دارد و در همه کار با او مشورت می کند و از تجربیاتش بهره می گیرد؛ درحالی که من هیچ وقت پدرم را نشناختم و او را در کنار خود ندیدم. هنوز هم وقتی می بینم پدری شانه به شانه فرزندش و دست به دست او حرکت می کند، حسرت می خورم و می گویم بالاخره پدری پیدا شد که نقش خود را بشناسد و بداند حضور او در کنار فرزند به اندازه حضور مادر ضروری است.

موارد ذکر شده خلاصه ای بود از نظرات بی شمار در مورد خصوصیات پدر خوب و جالب اینکه بیشترین مورد فراوانی «حضور پدر در کنار فرزندان» بود و در هیچ کدام از موارد، انتظارات مالی از پدر به چشم نمی خورد.

 

قابل توجه پدران مهربان

به طور طبیعی آرزوی هر پدری است که بتواند با صبر، شکیبایی، مهربانی، دوستی، وقت گذاری و احترام بتواند به وظایف خود در قبال فرزندانش عمل کند. در این راستا; ابراز محبت را به فرزندان به طور مستمر ادامه دهید، زیرا رفتار مردانه بدون مهربانی، الگوی جنسیتی پدر را بی تاثیر می کند. و اگر خواهان آن هستید که پدر فوق العاده ای برای فرزندانتان باشید، فراموش نکنید که باید بیشتر بدانید و بیشتر عمل کنید. دانستن نکات زیر که برگزفته از سایت تبیان می باشد، در رسیدن به خواسته شما می تواند مفید واقع شود:

۱) حتی قبل از تولد می توانیم به روش های گوناگون با فرزند ارتباط برقرار کنیم: نشان دادن دلبستگی خود به همسر با دادن هدیه(یک شاخه گل، یک لبخند و یا کمک در کار منزل) و به وجود آوردن آرامش لازم در این دوران برای او.

۲) با فرزندانمان با لحن خوب و مودبانه سخن بگوییم.

۳) ابراز محبت را به فرزندان به طور مستمر ادامه دهیم، زیرا رفتار مردانه بدون مهربانی، الگوی جنسیتی پدر را بی تاثیر می کند.

۴) به فرزندمان احترام بگذاریم و از تحقیر شخصیت و انتقاد نابجا بپرهیزیم.

۵) با ایجاد رابطه ای دوستانه زمینه انس با فرزند را هموار سازیم تا بتواند به راحتی حرف دلش را به ما بگوید.

۶) وقتی با فرزندمان تنها هستیم با او همبازی شویم و یا ورزش کنیم.

۷) شرایطی را به وجود بیاوریم تا فرزندمان بتواند نقاط قوت خود را نشان دهد.

۸) برای شناخت بهتر فرزندمان، به ویژه در هفت سال دوم، سعی کنیم نقش مربی ورزش او را داشته باشیم و رشته ورزشی اش را طبق خواست و توانمندی های خودش انتخاب کند.

۹) گاهی فرزندانمان به تایید رفتارهای خود از طرف پدر سخت نیازمندند.

۱۰) برای فرزندمان وقت بگذاریم تا تکریم و احساس با ارزش بودن را در او تقویت کنیم.

۱۱) از رفتارهای نادرست او چشم پوشی نکنیم و با توجه به شرایط روحی و روانی، زمانی و مکانی، او را از کار نادرستش آگاه کنیم.

۱۲) در هنگام تصمیم گیری در امور مربوط به فرزندان با آنان مشورت کنیم.

۱۳) با تشکیل جلسات خانوادگی و شرکت دادن همه اعضا» خانواده درتصمیم گیری های زندگی به رشد اعتماد به نفس فرزندان کمک کنیم.

۱۴) سعی کنیم از ویژگی های فرزندمان اطلاعات و آگاهی های لازم را داشته باشیم.

۱۵) به استعداد و سلیقه های آنان احترام بگذاریم.

۱۶) اوقات بیشتری را در جمع خانواده و فرزندان سپری کنیم.

۱۷) فرزندمان را با مهارت های ارتباطی و اجتماعی و دوست یابی آشنا کنیم.

۱۸) به تحصیل و درس فرزندان اهمیت داده و با شرکت در جلساتی که مدارس تشکیل می دهند به آنها ارزش و اعتبار دهیم.

۱۹) رفتارهای خودمان را اصلاح کنیم تا الگوی مناسبی برای فرزندان باشیم، پدرانی که بین عمل و گفتار شان تفاوت وجود دارد هرگز الگوی خوبی برای آنها نخواهند بود.

۲۰) سعی کنیم گاهی آنها را به مسافرت های خارج از شهر ببریم و از تجارب خود در سفر با فرزندان گفتگو کنیم.

۲۱) در میان اعضای خانواده تبعیض قائل نشویم و گاهی با آنان درد دل کنیم.

۲۲) در انجام بعضی از امور و یا کارهای منزل(نظافت، تعمیرات، ساخت وسایل و…) از فرزندان نیز کمک بگیریم تا احساس مفید و بزرگ بودن در آنها تقویت شود.

۲۳) آنان را با دوران کودکی و نوجوانی خود و سایر افراد مقایسه نکنیم.

۲۴) به موفقیت هایشان احترام بگذاریم و هرچند وقت یک بار آنها را یاد آوری کنیم.

۲۵) در هنگام رفتن به سفرهای طولانی بهتر است از خود نشانه هایی بر جای بگذاریم(عکس، کاست صوتی و یا تصویری و…) در طول سفر از طریق تلفن با فرزندمان صحبت کنیم، در صورت امکان فرزند بزرگ تر را با خود ببریم و در بازگشت از مسافرت سوغات آن ها را فراموش نکنیم.

۲۶) سعی کنیم نقش تربیتی خود را برای فرزندان نوجوان، از یک «مصلح و هدایت کننده» به یک «مشاور» تبدیل کنیم.

۲۷) تلاش کنیم در سنین نوجوانی با فرزندمان همسو شده و همواره در کنار او باشیم.

۲۸) در هنگام نصیحت کردن فرزند نوجوان، ضمن توجه به سخنان او، افکار و احساسات خود را برای او تشریح نماییم.

۲۹) وقتی فرزندمان کار خوبی انجام می دهد احساس خوشحالی خود را به او نشان دهیم و سپس او را در آغوش گرفته و بگوییم که چقدر دوستش داریم.

۳۰) لازم است فرزندان احساس کنند که پدر برای مادرشان احترام زیادی قائل است.

۳۱) برای حفظ ارتباط با فرزند نوجوان خود حداقل یکبار در ماه با او به تنهایی بیرون برویم و تلاش کنیم درباره آنچه در احساس و اندیشه او می گذرد با هم گفتگو کنیم.

۳۲) محیطی صمیمی ایجاد نماییم تا فرزند نوجوان ما بتواند آزادانه احساساتش را بازگو کند.

۳۳) با القا» این حس که در منزل واقعا مورد احترام می باشد در احساس ارزشمند بودن او کمک کنیم.

۳۴) اگر لازم بود از روش تذکر یا توبیخ در فرزندمان استفاده کنیم، تذکر و توبیخ ما باید به گونه ای باشد که فرزندان متوجه شوند «رفتارشان نامناسب و بد است نه خود آنها.»

۳۵) در صورت داشتن مشغله زیاد، سعی کنیم در شبانه روز حداقل نیم ساعت با فرزندمان همراه باشیم، با آنها حرف بزنیم، بگوییم و بخندیم و استراحت و تفریح کنیم.

۳۶) اگر پسر نوجوان داریم، بدانیم که او نیازمند است که اوقاتی را در حریم حمایت و هدایت پدری محبوب، منطقی، استوار و مقتدر سپری کند.

۳۷) به جای انتقاد و تکذیب، از سخنان اطمینان بخش و تایید کننده استفاده نماییم.

۳۸) بین خود و فرزندان به جای رابطه خشک و آمرانه، ارتباط عاطفی توام با گذشت و صبر را حاکم نماییم تا مروت و مردانگی را بیاموزند.

۳۹) سخن ما به عنوان پدر در خانواده موقعی نافذ است که خودمان به آن اعتقاد داشته و عمل نماییم.

۴۰) اقتدار پدری لازمه تربیت کودک و نوجوان است; این اقتدار در سایه مهربانی، دوستی و قاطعیت شکل می گیرد نه در برخورد خشن، ناسزاگویی و احتمالا کتک زدن.

حضور مؤثر پدر

من آنگه سر تاجور داشتم که سر در کنار پدر داشتم

در گذشته بی پدری خیلی عادی تر از امروز بود . آن زمان ، نبود پدر در کانون خانواده بیشتر به علت مرگ و میر بود ، نه جدایی ، ترک خانواده یا ازدواج مجدد ، در حال حاضر اکثر بچه هایی که پدر ندارند ، از سرپرستانی برخوردارند که می توانند بار مسئولیت آنها را ، به نیکوترین شیوه ، بر دوش کشند اما تاکنون به فکر چه کسی رسیده است که بداند این قبیل اشخاص ترجیح می دهند چنین وظایفی را نپذیرند یا آن را به دیگری واگذار کنند ؟

پیامدهای شگفت انگیز یک پژوهش علمی – اجتماعی جدید حکایت از آن دارد که از دست دادن پدر بر اثرعوامل امروزی و اختیاری ، مسلماً ناگوارتر از فقدان وی به علت مرگ است . وانگهی کامیابی کودکانی که مادرانشان طلاق گرفته و دوباره شوهر نکرده اند ، تقریباً از هر نظر کمتر از کودکانی است که پدرشان مرده و مادرشان بیوه شده است .

یکی از نابسامانی های فرهنگی ، این است که مردها بیشتر به ناسازگاری گرایش دارند و این خود سبب می گردد که آنان توجه پدرانه شان را تقریباً از کف بدهند و چه بسا همین امر باعث می شود که بنیان خانواده رو به ضعف بگذارد . از همین روست که در برخی جوامع سفارش اکید بر این است که باید مردها را در برابر فرزندانشان متعهد ساخت و البته در این رهگذر ، ازدواج یکی از راهکارهای مهم به شمار می رود .

این روزها پدران همیشه نقش دوم را در تربیت اطفال خانواده به عهده دارند ؛ اما چون پرورش فرزندان ، وظیفه ای دشوار ، پرتنش و بسیار خسته کننده است ، پدر و مادر می توانند پشتیبان هم بوده ، به یاری یکدیگر بشتابند . آنان قادرند کمبودهای همدیگر را جبران کنند و نیرو و توانایی خویش را فزونی بخشند . بدون تردید حضور مداوم پدر در منزل باعث می شود که مهارت های کلامی و چاره جویی فرزند افزون گشته و به پیشرفت های چشمگیر تحصیلی بینجامد . بر اساس بررسی های انجام گرفته ، معلوم شده است که بودن پدر در خانواده از عوامل تعیین کننده پیشرفت دختران در ریاضیات به حساب می آید . در مورد پسران هم نتایج به طرز چشمگیری یکسان است . تحقیقات نشان می دهد که بین حضور پدر در کانون خانواده و توانایی های پسرانشان در درس ریاضی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد . مطالعات دیگر ، بیان کننده رابطه میان تربیت پدرانه و هوش کلامی پسران است .

شاید این مسئله کمتر به نظرتان رسیده باشد که در تعالیم پدر ، نوعی ابراز همدلی و همدردی نهفته است که مورد نیاز هر جامعه منظم و متشکل از اشخاص مطیع قانون ، همیار و دلسوزاست . در میان اشخاص تحت بررسی ، مهمترین عاملی که در دوران طفولیت سبب تقویت حس همدردی می گردد ، نقش پدر در مواظبت از بچه است .

البته هنوز دلیل اصلی این موضوع روشن نشده است و امکان دارد که در کنار هم بودن پدران و فرزندانشان حالتی از همدردی و شفقت پدید آورد و این امر به چگونگی بازی کردن پدران با فرزندان ، یا طرز استدلال آنها مرتبط باشد .

همه مزایای عواطف تمام عیار پدرانه ، نصیب بچه نمی شود ، بلکه پرورش فرزند ، پدران را ترغیب می کند تا عادات شخصی خود از قبیل دوراندیشی ، همیاری ، دوستی ، اعتماد و از خود گذشتگی را رشد دهند و تمام این ویژگی ها به منافع اقتصادی منجر می شود . وجود فرزندان در خانواده سبب می گردد که مردان اهمیت الگو و سرمشق مناسب بودن را دریابند .

  • بچه هایی که جدا از پدران واقعی خود زندگی می کنند

دسته دیگری که از فقدان موجودی به اسم پدر در خانواده رنج می کشند ، زنان هستند . بدون تردید ، شماری از زنان بی حضور مردان ، زندگی خوبی را می گذرانند . در حالی که وجود مردی بد و گمراه در زندگی زن ، فاجعه انگیز و مصیبت بار است . به نظر می آید که نبود مرد در زندگی خانوادگی ، در ظلم و ستمگری نسبت به کودکان بی تاثیر نیست و عاملی برای خشونت بیشتر نسبت به زن شمرده می شود .

این مسئله تا حدی جنبه ریاضی دارد . هر قدر تعداد مردان مجرد در اجتماع بیشتر شود ، رخدادهای خشونت آمیز برای زنان افزایش می یابد .

به منظور تجدید روابط میان پدران و فرزندان ، باید دگرگونی هایی را که در چند دهه اخیر صورت گرفته و به فرد گرایی ریشه داری انجامیده است ، از بین برد و بار دیگر ازدواج را به عنوان اصل و عرف اجتماعی در جامعه تثبیت کرد . در ضمن دست به اقدامات مفید هم می توان زد . برای مثال کارگزاران به متأهل ها بیش از مجردها مرخصی بدهند و نیز ساعات کاری آنان را متغیر سازند . همچنین بزرگان دینی می توانند با مقاومت در برابر وسوسه های نفسانی افراد که با از بین بردن ” روابط صحیح و متعهدانه ” سدی رویاروی ازدواج ایجاد می کند ، زمینه های اخلاقی را که در فرهنگ طلاق و تجرد موجود است ، اصلاح و ازدواج را توصیه و تجویز کنند .

همین طور مشاوران ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می توانند کار را با تعصب و سوگیری در جهت حمایت از ازدواج آغاز کنند و بر نیازهای خانواده یا حداقل احتیاجات مراجعه کننده تأکید ورزند . از تمام این ها گذشته ، باید برای زن و شوهرهایی که صاحب فرزند هستند دوره انتظار بیشتری برای طلاق تعیین گردد و مشاوره در مورد ازدواج ، اجباری شود .

چنانچه بخواهیم در اجتماعی با معیارهای انسانی زندگی کرده و پیشرفت کنیم ، باید تمام موانعی را که سبب جدایی پدران از خانواده هایشان می گردد ، از میان برداریم و بدانیم که برای ما هیچ چیز مهمتر از این موضوع نیست.

۱۰ روش مؤثر برای این که پدر بهتری باشیم

۱ – به همسرتان بسیار عشق بورزید

پسرانتان با همسران آینده خود به همان گونه ای رفتار می کنند که شما با همسرتان برخورد می کنید. اجازه دهید فرزندانتان ببینند که شما عشق و محبت را به مادرشان ارزانی می دارید. وقتی که شما و همسرتان تعارض و اختلاف دارید، به فرزندانتان نشان دهید چگونه دو آدم می توانند آن را به شیوه درست حل و برطرف نمایند. مهمترین بخش زندگی که شما برای فرزندانتان تدارک می بینید، ازدواج و خانواده است و بهترین نوع آماده سازی این است که کودک با پدری زندگی کند که مادرش را بسیار دوست می دارد.

۲ – مرد کاملی باشید

اگر شما به کودک خود محبت کنید ولی در طول هفته با همسرتان داد و بیداد کنید، هر آنچه درباره مهربانی و علاقه مندی بگویید در نظر فرزندانتان به حساب نمی آید. آیا شما به قول هایتان پایبند هستید؟ وقتی که ملزم به انجام کاری برای فزندتان هستید، آیا به هر نحوی که شده آن را انجام می دهید؟

اخیراً پسر بزرگم لیستی از اعتبارنامه هایم را پیش رویم قرار داد و گفت: «می دونی، اینها خیلی خوب هستند ولی برای من ارزش چندانی ندارند. آنچه برایم بسیار حائز اهمیت است، این است که پدرم در زندگی شخصی همانی باشد که در منظر عموم هست.» این تلنگری بود که در رفتارم ثبات بیشتری داشته باشم.

۳ – چه زمانی را صرف کودکان می کنید

تقویم ها دروغ نمی گویند. مهم نیست ما چه می گوییم، بچه ها می دانند که ما وقت خود را برای کارها و یا افرادی صرف می کنیم که برایمان بسیار مهم هستند. طوری برنامه ریزی کنید که زمانی را با فرزندانتان بگذرانید. مهم نیست که برنامه کاریتان چگونه است، این وظیفه پدر است تا زمانش را طوری تنظیم کند که با فرزندانش نیز باشد. ببینید که چه چیزهایی مورد علاقه فرزندانتان است (این می تواند در مورد هر فرزندی متفاوت باشد). پسرهایم به ورزش علاقه مندند بنابراین ما با هم توپ بازی می کنیم ، دخترم پارک و تفرجگاه را دوست دارد لذا او را به گردش می برم.

۴ – به فرزندانتان یاد دهید برای خود ارزش قائل شوند

این که چگونه فرزندان ارزش خودشان را از چشم پدر مشاهده کنند، تأثیر بسزایی در کل زندگی شان بر جای می گذارد. مادرم تأثیر شگرفی در زندگیم داشت ولی وقتی پدرم می گفت: «پسرم! این کار بسیار خوبی بود که انجام دادی» مفهوم و اهمیت بسیار زیادی برایم داشت. وقتی که یک پدر تشویق و تحسین به موقع و مناسبی از فرزندانش به عمل آورد می تواند اثر ماندگاری بر زندگانی آنها بگذارد. این کار، انگیزه و مشوقی برای کودکان در رسیدن به مراحل بالاتر می گردد.

اما عکس آن نیز صادق است. هرگز فرزندانتان را با کلمات پست و سخیف صدا نزنید و کلمات ناپسند را در موردشان به کار نبرید، چرا که همانند تیرهایی هستند که زخم عمیق آنها همواره در طول زندگی بر جای می ماند.

۵ – همانند یک خانواده گفت وگو کنید

یک خانواده متحد، به فرزندانش احساس امنیت می دهد. حداقل یک وعده غذایی را با خانواده تان صرف کنید و در همان حال در مورد اتفاقات آن روز با هم صحبت کنید. حداقل بخشی از شب را به عنوان یک خانواده بگذرانید نه این که به تماشای تلویزیون بنشینید. مطمئن باشید این کار اصلاً پرهزینه نیست، شما می توانید با هم بازی کنید یا به پیاده روی یا پارک بروید. ما عاشق نصیحت کردن هستیم ولی شنیدن موقعی صورت می گیرد که ما واقعاً بدانیم نیازهای قلبی فرزندانمان چیست.

۶ – مأموریت های خودتان را بشناسید

مأموریت شما به عنوان یک پدر این است که از خانه خود به جهان هدیه ای اهدا کنید که پس از شما خواهد زیست. فشارهای ناشی از حل بحران های زندگی یکی پس از دیگری به راحتی باعث بی توجهی و اهمیت ندادن به این مأموریت می گردد.

اگر یکی از فرزندان توسط مادر تأدیب شده، پدر باید قادر باشد آن فرزند را به کناری بکشد و بگوید: «من کاملاً درک می کنم که مادرت بایستی امروز تو را تأدیب می کرد. به من بگو که علت این کارت چه بود؟ قصد داری برای جبران آن چه کار کنی و دفعه بعد در مورد آن اشتباه چگونه عمل می کنی؟»

۷ – انتقاد پذیر باشید و ضعف هایتان را قبول کنید

یک بار که در مورد قضیه ای با دخترم بحث می کردم مطمئن بودم که صد در صد حق با من است. ولی پس از مدتی دریافتم که کاملاً در اشتباه بودم. لذا نزد او رفتم و گفتم: «عزیزم! پدر تو در مورد آن مسئله اشتباه کرده، الان متوجه شدم که حق با توست. لطف کن و مرا ببخش.»

غرور باعث می شود ما از مردم بترسیم که مبادا بپندارند افرادی ضعیف هستیم. ولی فرزندانمان فقط نیاز ندارند که موفقیت ما را ببینند. آنها می خواهند ببینند وقتی که ما به دیگران صدمه می زنیم در پی التیام آن نیز هستیم. وقتی ما تصمیمات نادرستی اتخاذ می کنیم، باید مسئولیت عواقب آن را نیز پذیرا باشیم.

۸ – تربیت نه به خاطر فرو نشاندن خشم و عصبانیت

به خاطر خشم خود، فرزندانتان را تنبیه نکنید. به خودتان زمان بدهید تا آرام و خونسرد شوید. بچه باید مشاهده کند که ادب کردن و دوست داشتن دو چیز ضد و مخالف هم نیست.

تربیت کردن، تنبیه نیست. شاید با کمی درد هم توأم باشد ولی هدف آن تصحیح کردار ناپسند و رشد و تکامل شخصیت است. من می خواهم کودکانم بدانند وقتی امتیازاتی را از آنها سلب می کنم یا مجبور می شوم که پشت دستشان بزنم، قصدم عذاب و شکنجه دادن آنها نیست بلکه به این خاطر است که بعدها در زندگی، کودکانم به الگوهای ناپسندی عادت نکنند که این امر باعث آسیب رساندن به آنها در آینده می گردد.

۹ – بگذارید آنها قانون «هرچه بکاری، درو می کنی» را بیاموزند

من برای پسرم یک کلاه ورزشی شیک خریدم. به او گفتم که آن را در هر جایی بر سر نگذارد. او به هشدار من توجهی نکرد و همان گونه که انتظار می رفت کلاهش را بدون اجازه برداشتند. ما کاملاً مطمئن بودیم که چه کسی آن را برداشته است. اولین تصمیم این بود که بروم کلاه را پس بگیرم. ولی تشخیص دادم که الان زمان مناسب این کار نیست. پسرم باید از این اتفاق درسی می گرفت.

وقتی کودکانمان تصمیمات نادرستی می گیرند، بعضی اوقات بهترین کاری که یک پدر می تواند انجام دهد، این است که کناری بایستد و بگذارد که آنها خود نتیجه آن را ببینند.

 

۱۰ – از نشان دادن احساس محبت آمیز خود نهراسید

ادای کلمات محبت آمیز و ابراز احساسات اهمیت بسزایی دارند. مطالعات نشان داده که وقتی کودکان این محبت را تجربه نکنند، با روش های مخرب و آسیب رسان به دنبال این حلقه گمشده می گردند. یک روز نباید برای پدری بگذرد که به فرزندانش نگفته باشد «دوستتان دارم». چرا که هر روز شاید آخرین باری باشد که ما این فرصت را داریم.

انرژی زیادی از ما صرف می شود تا زندگی مان را طوری سروسامان بدهیم که خداوند به ما عنوان پدر را تفویض کند. ما نیاز داریم که بیشتر اوقات خود را با فرزندانمان بگذرانیم تا این که هرگز زمانی نیاید که به عقب بنگریم و آرزو کنیم «کاش زمان بیشتری را با آنها صرف کرده بودم یا به آنها می گفتم که چقدر دوستشان دارم»!

اثرات محرومیت از پدر بر روی فرزندان

خانواده ای متعادل است که در آن ۲ رکن و ۲ استوانه وجودی یعنی مادر و پدر حاضر باشند و همچون دو کفه ترازو وضعی متوازن و متعادل پدید آورند.مطمئنا اگر یکی از این دو کفه غایب باشند، تربیت کودک دچار عارضه خواهد شد.

در گذشته یتیمی و بی پدری وجود داشت ، اما مرگ باعث آن می شد نه طلاق ، جدایی و ترک اعضای خانواده ، اما متاسفانه فقدان پدر در عصر ما یکی از غیرمنتظره ترین و عجیب ترین وقایع اجتماعی است. این شرایط موضوعی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد چگونگی رابطه مادر و کودک است.

اثرات حضور پدر در خانواده بسیار زیاد است و برای این که به اهمیت این نقش مهم بیشتر پی ببریم ، کافی است بدانیم تصور کودک از پدر چیست. او پدر را مسوول خانه ، عامل ایجاد نظم و امنیت ، عامل اجرای قانون و انضباط و سر و سامان دهنده امور زندگی می شناسد. پدر روح وجودی خانواده است ، چراغ منزل است. حضور پدر در خانواده عامل رشد و دلیلی برای چرخیدن امور خانواده براساس نظم و قاعده است. در سایه حضور او هر کس می داند چه کند و به انجام وظیفه خود می پردازد. هیچ کس حق تخطی از مرز و تجاوز از حدود را ندارد و همه باید در مرز قواعد خانه سیر کنند.

پدر برای کودک همدم ، همبازی ، رفیق و مانوس است. کودک حضور او را برای خود مغتنم می داند و در کنارش احساس غرور و سرافرازی دارد. با سخنان او می خندد، می آموزد و از طرز برخورد او با همسر راه و روش زندگی را درک می کند. حضور پدر سبب ایجاد شخصیت سالم در کودک می شود و ناسازگاری و رفتارهای ضداجتماعی او را از میان می برد.

با استفاده از رهبری های پدر در راه و رسم درست گام می نهد و به تکمیل و تکامل خود می پردازد. احساس امنیت می کند و به زندگی دلگرم می شود.

بسیاری از متخصصان جرم شناسی ، حضور پدر را در خانواده بهترین عامل پیشگیری از انحرافات به حساب آورده اند و یادآور شده اند برای جلوگیری از انحرافات نوجوانان ضروری است پدران را از خیابان ها و مراکز عمومی جمع و به سوی خانه ها روان کنیم.

دختران و محرومیت از پدر

عوارض ویژه غیبت پدر تحت تاثیر عواملی نظیر شخصیت مادر، زمینه های اقتصادی اجتماعی و وجود یا نبود خواهر، برادر و همچنین جنسیت کودک قرار دارد.

برخی گزارش ها حاکی از این است که دخترها کمتر از پسرها تحت تاثیر فقدان پدر قرار می گیرند و برخی دیگر نیز حاکی از آن هستند که دخترها در این شرایط در زمینه رشد روابط با جنس مخالف و رشد اجتماعی آسیب می بینند.

دختران فاقد پدر اغلب در مواجهه با مشکلات خود بسیار آسیب پذیر و شکننده هستند. بسیاری از محققان معتقدند رفتارهای پرخاشگرانه ای که دختران در بازی با عروسک ها ابراز می کنند، ممکن است انعکاس تعرض آنها با مادران خود باشد و علایمی نظیر ناسازگاری مداوم در مدرسه و رفتارهای احساسی در بین دختران فاقد پدر که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، مشاهده می شود. چنین رفتارهایی ممکن است تجلی کمبود دختران در برقراری روابط معنی دار با یک مرد بالغ در محیط زندگی خانوادگی خود باشد.

این در حالی است که بسیاری از مطالعات جدید نشان داده اند که حضور پدر یکی از عوامل موثر مهارت دختران در ریاضیات است و در کنار سختگیری پدرانه مدت زمانی که پدران صرف خواندن با فرزندانشان می کنند باعث افزایش قدرت کلامی دخترانشان می شود.

ارزیابی مادر از پدر

نگرش مادر نسبت به پدر عامل مهمی در رشد نقش جنسیتی کودک و شخصیت اوست. در ازدواج های موفق تایید احساسات مثبت کودک نسبت به پدر از سوی مادر نقش بسیار مهمی دارد. چنین مادرانی با تایید پدر به عنوان یک الگو به همانندسازی پسران کمک می کنند و نیز تنشهای احتمالی بین پدر و دختر را از طریق ارتباطی که در آن احترام و ارزش برای پدر وجود دارد کاهش می دهند.

نگرشهای مادر زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که وی دارای فرزند مذکر و همچنین فاقد شوهر باشد. ارزیابی مادر از غیبت پدر اغلب با دلایلی که برای آن غیبت آورده می شود، مرتبط است. بحث در مورد اثرات غیبت پدر بر کودکان برای هر مادری ممکن است ناخوشایند باشد؛ اما این موضوع هنگامی ناخوشایندتر است که غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه باشد. در واقع، اثرات غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه به مراتب شدیدتر از اثرات فقدان پدر به علت مرگ آن بر فرزندان است. عامل بسیار مهمی که این اثرات را به میزان زیادی تعدیل می کند، رابطه کودک با مادرش است.

رابطه بین پدر و کودک پیش از غیبت پدر و نیز سن کودک هنگام شروع غیبت نیز عوامل مهمی در تعیین چگونگی نگرشهای مادر نسبت به پدر هستند. به عنوان مثال ، برای پسر فاقد پدری که تا ۱۰ سالگی رابطه مثبتی با پدر داشته ، احتمال کمتری وجود دارد که تحت تاثیر نگرش های منفی مادر نسبت به پدر قرار گیرد تا پسری که از محبت و تربیت پدری حتی قبل از آن که فاقد پدر شود، محروم بوده است.

مادری که نسبت به جنس مذکر نگرش مثبتی دارد، رشد شخصیتی کودک را تسهیل می کند. برای مثال او با تمجید از شایستگی های عموی پدر و یادآوری محاسن او می تواند به فرزندش کمک کند تا ارزش مذکر بودن را بیاموزد. از طرف دیگر، کم بها کردن جنس مذکر بویژه پدر ممکن است سبب شود کودک تصور مناسبی از مردها نداشته باشد.

 

پسری ، محروم از الگوهای مردانگی

حضور کم پدر، بویژه طی نوزادی و اوایل کودکی ، غالبا منجر به افزایش شدت رابطه عاطفی بین مادر و کودک می شود. دلبستگی شدید و نسبتا انحصاری ممکن است تقابل با همسالان و رشد نقش جنسیتی کودک را بشدت بازداری کند. تعارض های نقش جنسیتی بیشتر در جوامعی وجود دارد که کودکان و نوجوانان رابطه نسبتا انحصاری با مادرانشان دارند.

پسر محروم از پدر، علاوه بر نداشتن یک الگوی مناسب نقشهای مردانه ، احتمالا با مادری مواجه می شود که رفتار مردانه را تشویق نمی کند.

اغلب پسران محروم از پدر از سوی همسالان خویش به علت فقدان رفتار مردانه ، بویژه هنگام شروع سال تحصیلی یا در بازیها، مورد طرد قرار می گیرند. در اینجاست که کودک دچار اغتشاش و تعارض در نقش جنسیتی خود می شود، زیرا بین آنچه مورد توجه و تشویق مادر است و آنچه همسالان می پسندند تفاوت وجود دارد. چنانچه کودکی از نظر عاطفی و آموزشی شدیدا به مادرش متکی باشد، ممکن است نقشهای مردانه را کسب نکند. با این حال ، حفظ ثبات و همسانی در رفتار براساس یک معیار درونی از صفات مردانه و زنانه برای یک پسر فاقد پدر ممکن است بسیار مشکل باشد و منجر به اضطراب در وی می شود.

مراقبت های افراطی مادر نگران

مراقبت افراطی مادر یکی از پیامدهای محرومیت از پدر است. در خانواده هایی که مراقبت و حمایت بیش از اندازه مادر وجود دارد، پدر عموما نقش منفعل و بدون کارآیی دارد. چنانچه پدر وجود نداشته باشد، اغلب احتمال ایجاد یک نوع الگوی مراقبت افراطی از سوی مادر افزایش می یابد. در این میان سن کودک در هنگام شروع غیبت پدر یک عامل اساسی است. پسری که هنگام نوزادی یا سالهای اول کودکی به هر دلیلی از نعمت پدر محروم می شود، احتمال بیشتری دارد که از سوی مادرش مورد مراقبت و مواظبت افراطی قرار گیرد.

اما چنانچه محرومیت از پدر زمانی شروع شود که سن پسر بالاتر است ، ممکن است انتظار داشته باشد بسیاری از امور و مسوولیت هایی را که قبلا پدر انجام می داده است ، پسر برعهده گیرد.

محرومیت از پدر طی دوره هایی از رشد ممکن است کودک را مستعد وابسته شدن بیش از حد کند. با مطالعه کودکان کلاس اول مشخص شده است بیشتر کودکانی که از سوی معلمانشان به عنوان افراد بیش از حد وابسته ارزیابی می شوند، از خانواده هایی هستند که در آنها محرومیت از پدر وجود داشته است. در این مطالعه از میان هر ۲۰کودک بیش از حد وابسته ۱۳نفرشان مربوط به خانواده هایی بوده اند که در طول ۳سال اول زندگی این محرومیت را داشته اند.

بسیاری از پسران کوچکی که در عروسک بازی نقش دخترانه به خود می گیرند مادرانی داشته اند که فعالیت آنان را در خارج از خانه محدود می کنند و در مقایسه با دیگر مادران رفتارهای استقلال طلبانه و مردانه کودکشان را کمتر تشویق می کنند. بسیاری از پاسخهای غیرمعمول مادران فاقد شوهر نشان می دهد که آنان می ترسند کودکانشان از نظر جسمانی آسیب ببینند یا وقتی بزرگتر شدند نتوانند آنها را کنترل کنند.

 

پدر اسطوره کار و تلاش

با جسم و جان و روح و روانی خسته از کار روزانه به خانه می آید. ازهمان ابتدای ورود به منزل بوی غذای خوشمره کدبانوی خانه اش سراسر فضای اتاق ها را پر کرده است.

پسر و دختر خردسالش به محض ورود پدر به استقبالش می آیند و او که از صبح تا شب را به کوشش و تلاش برای کسب روزی حلال سپری کرده با لبخندی مهربانانه و بوسه هایی عاشقانه بچه هایش را در آغوش می کشد و در آن لحظه که نعمت پر برکت گرمی و صفا و صمیمیت فضای منزل را احساس می کند گویی به یکباره خستگی یک روز کار و تلاش روزانه از جان و تنش خارج می شود و به دلیل چنین نعمت ارزشمند و گرانبهایی خداوند مهربان را سپاسگذار است.

نقش و جایگاه پدر در جامعه اسلامی

  • نقش پدر در کانون خانواده

اسلام به عنوان آخرین دین الهی تاکیدات فراوانی بر کانون گرم خانواده و استحکام و انسجام آن دارد. در چنین کانون گرمی بدون شک پدر نقش ستون اصلی تمامی تحولات، طرح ها و اقدامات فردی و اجتماعی یک خانواده محسوب می شود، به نحوی که وجود کلیدی و محوری پدر در تمامی زمینه ها انکار ناپذیر است.

اما برای اطلاع از این موضوع که پدر در جامعه امروز ما از چه حال و روزی برخوردار است به اتفاق محمد شیخ زاده، عکاس حرفه ای و با سابقه روزنامه به میان مردم و برخی از صاحب نظران و اساتید دانشگاه رفتیم.

«محمد رحیم خانی» دانشجوی جوانی که به اتفاق دوستانش به پارک دانشجو در چهارراه ولیعصر (عج) آمده مخاطب سوالم قرار می گیرد و می گوید: «امروزه مشغله فکری و کاری پدرها آنقدر زیاد است که کمتر فرصت رسیدگی به مشکلات فرزندانشان را دارند، در روزگار ما تنها جملاتی که از زبان پدرمان بسیار جاری می شود این است که می گویند حوصله ندارم، کار دارم، وقت ندارم، پول ندارم و … و شاید دنیای شلوغ ما سبب شده تا یک پدر بیشتر وقت خود را در خارج از منزل و در محل کار خود سپری کند و کمتر فرصت کنار فرزندان را داشته باشد.»

اما دوست دانشجوی ایشان سر صحبت را باز می کند و در ادامه سخنان دوستش می گوید: «تجملات و زرق و برق های زندگی آنقدر زیاد است که پدران در جامعه ما فرصت پرداختن به مسایل فرزندان خود را ندارند، از طرفی هم توقع خانواده ها همزمان با تجملات موجود بسیار بالا رفته است، در این میان پدر هم که نقش مهم اقتصادی را بازی می کند برای جبران کمبودهای اهل عیالش باید از صبح تا شب به دنبال کار و زندگی باشد، در برخی مواقع هم می بینیم با توجه به اینکه پدر در خانواده از صبح تا شب مشغول کار و فعالیت است اما متاسفانه خانواده اش باز هم ناراضی هستند و از او توقعات بیشتری دارند.»

این دانشجو می گوید: «به نظر من باید به فرهنگسازی در درون جامعه خودمان بپردازیم و سطح توقعات بی جا و بی مورد را کاهش دهیم.»

دوست دانشجوی دیگری از این جمع دوستان دانشجو بحث را چنین ادامه می دهد: «امروز در جامعه ما توقعات خیلی بالا رفته، خانواده ای را می شناسم که از فرط تنگدستی توان خرید فرش یا ماشین لباسشویی ندارند بر روی موکت زندگی می کنند اما همین خانواده دستگاه ویدیو و سی دی شان برقرار است، یعنی حاضرند شب ها بر روی یک موکت خشک بخوابند اما حاضر نیستند از سی دی بگذرند- این مسئله به خوبی نشان می دهد که تجمل گرایی در جامعه ما به اوج خودش رسیده و لازم است تا رسانه ها خصوصا رادیو و تلویزیون در این باره به فرهنگسازی بپردازند.»

 

  • پول پدر برای روز پدر!

در کوچه برلن که بازار خرید البسه است افرادی را می بینیم که برای خرید هدیه روز پدر به مغازه داران مراجعه می کنند.

«محمد اختر شمس» یکی از مغازه داران در پاسخ به این سوال که میزان مراجعه کنندگان برای تهیه هدیه روز پدر چقدر است، می گوید:«هرچه که به روز پدر نزدیک تر می شویم متقاضیان هدیه این روز بیشتر می شود، بیشتر وسایلی هم که برای هدیه به پدران ازسوی همسر و فرزندان خانواده ها تهیه می شود جوراب و زیرپوش های مردانه است، اما حتی همین یک جفت جوراب را هم مـعمولا فرزندان با پول پدر تهیه می کنند! یعنی اکثر هدایایی که در چنین روزی به پدران داده می شود با پول پدر تهیه شده است.»

اما آقامجید، فروشنده البسه های مردانه در کوچه برلن به مقایسه پدران قدیم و جدید اشاره می کند و می گوید: «تجملات و دنیای فن آوری های روز آنقدر پیشرفت کرده که توقعات فرزندان را بیش از حد بالا برده است، مثلا در قدیم یک نفر کار می کرد و هشت نفر می خورند و هیچ کدام هم اهل غرولند نبودند اما الان همه اعضا یک خانواده شبانه روز کار می کنند ولی همیشه هشتشان گرو نه است.»

وی دلیل رواج چنین مسئله ای را چشم وهم چشمی و داشتن انتظارات بیش از حد از پدر خانواده می داند و می گوید: « با این شرایط مسلم است که پدر به عنوان ستون اصلی اقتصادی یک خانواده باید فشارهای مضاعفی را تحمل کند.»

وی در پاسخ به این سؤال که چه هدیه ای را مناسب پدر می دانید می گوید: «فکر می کنم مناسب ترین هدیه برای یک پدر زحمتکش این است که او را به خوبی درک کنیم و در چنین روزی که مصادف با ولادت حضرت علی(ع) است احترام پدر خود را حفظ کنیم و با طرح پیشنهادات و خواسته های غیرمنطقی و نامعقول زمینه نگرانی پدران را فراهم نکنیم، رعایت چنین مسایلی قطعاً بهترین هدیه به پدر آنهم در روز پدر است.»

  • نمادی از روز پدر

نقش پدر در کانون خانواده ها بسیار حساس و زیربنایی است اما متأسفانه مشغله کاری و پیچ و خم های زندگی امروزی به گونه ای است که اغلب پدرها نسبت به وضعیت فرزندانشان بی تفاوتند.

حمیدرضا عارفی، کارمند، که به اتفاق همسرش برای خرید هدیه روز پدر برای پدر خود و همسرش به بازار کوچه مهران آمده در پاسخ به سؤالم می گوید: «پدر ستون خانواده را تشکیل می دهد و محوریت تمامی تصمیمات خانوادگی را بر عهده دارد و احترام او بر فرزندان و همسرش واجب است اما در برخی خانواده ها زن سالاری حاکم است و متأسفانه پدر آنچنان میدان حضور برایش فراهم نیست و آلامی برای تسکین دردها و رنج های سالهای سال او وجود ندارد، که روز پدر می تواند تاکیدی بر جایگاه والا و ارزشی پدر در جامعه باشد.»

از او می پرسم که آیا خرید هدیه روز پدر می تواند تسکینی بر خستگی های پدران باشد، می گوید: «به نظر من گرچه خرید هدیه برای پدر نمی تواند تسکین دهنده ای واقعی برای پدر باشد اما انتخاب چنین روزی نماد بسیار خوبی است از اینکه در این روز به پدر خود نشان دهیم قدردان زحمات او هستیم و بیش از گذشته قدر و منزلتش را می دانیم و به او احترام می گذاریم خصوصاً این روز با روز ولادت مولا علی(ع) مصادف گردیده که باید با الگوپذیری از شخصیت والای مولای متقیان احترام پدر و مادر خویش را حفظ کنیم.»

  • مشاوری دلسوز به نام پدر

هر چقدر که فرزندان به سنین بلوغ نزدیک و نزدیک تر می شوند نیاز به وجود پدر به عنوان بزرگترین و امین ترین مشاور در تمامی مسایل فردی و اجتماعی به عینه احساس می شود.

خانم پورقیصری، دانشجوی حقوق، در تحلیل زیبایی درباره نقش پدر در خانواده های ایرانی می گوید: «یک پدر نمونه و خوب می تواند بهترین یار و یاور و امین ترین دوست و مشاور برای فرزندان خود باشد، به عنوان مثال پس از اینکه یک نوجوان به سن بلوغ می رسد نیاز به انتخاب دوست دارد، در این جا پدر می تواند بهترین راهنما برای فرزندانش باشد، از طرفی هم در فرزندان نوجوان حس نیاز به وجود پدری دلسوز و مدبر بسیار احساس می شود.»

وی می گوید: «فرزندان آیینه تمام نمای پدر خود هستند، هرگونه رفتار پدر را در جامعه انعکاس می دهند، ضمناً در ابعاد مالی، روحی و روانی هم یک پدر مدبر و با تدبیر می تواند و باید برای فرزندان خود خصوصاً فرزندان دختر در نقش مشاور و راهنمایی باتجربه ظاهر شود، چرا که فرزندان دختر به پدر خود به عنوان یک ستون و حامی نگاه می کنند، حال هر چقدر این ستون قوی و با تدبیر باشد موجب دلگرمی آن فرزند را فراهم می کند.»

  • پدر در موج نگاه های فمنیستی

در سالیان اخیر و خصوصاً پس از روی کار آمدن جریان موسوم به اصلاحات جریانات خزنده ای درصدد حذف نقش پدر و مرد خانواده از عرصه های مهم و مختلف اجتماعی برآمدند و به عنوان کاسه داغتر از آش به تحریک خانم ها علیه مردان خود پرداختند. برابری حقوق زن و مرد برخلاف دستورات دینی و قرآنی در اسلام، طرح چند شوهری برای خانم ها در برابر چند همسری آقایان و… نمونه هایی از این دست بودند. برخی از نشریات مرتبط با زنان نیز در همین سال ها مجوز فعالیت گرفته و با تمام توان به نقش پدر و وظایف مردان تاختند و به مظلومیت زن در جامعه ایران پرداختند، این در حالی است که به جرات می توان ادعا کرد تنها کشوری که در جهان کنونی برای کرامت زن احترام ویژه ای قایل است جمهوری اسلامی ایران است، چرا که در ایران اسلامی برابر معیارهای دینی و قرآنی و رهنمودهای پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام رفتار می شود، به گونه ای که پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) می فرمودند: بهشت زیر پای مادران است، از دامان زن است که مرد به معراج می رود…

«قره داغی» روزنامه نگار و صاحب نظر در امور اجتماعی در تحلیل خود درباره نقش پدر می گوید: «در حال حاضر اگر دقت کرده باشید خواهید دید که پدر در خانواده های ایرانیان فقط به عنوان ستون اقتصادی مطرح است و در ابعاد دیگر نقش او حذف شده است.»

وی درباره دلایل حذف نقش پدر در خانواده ها می گوید: «یکی از دلایل آن را باید در برنامه های صدا و سیما جستجو کرد، در برخی از سریال ها آنچنان از پدر خانواده، یک فرد عبوس و بداخلاقی را جلوه می دهند که گویی این پدر باید همیشه در نقش پرخاشگر و چوب بالای سر فرزندان و همسرش باشد، این در حالی است که نقش پدر در خانواده بسیار مقدس و والاست چون باید نقش هدایتگری برای خانواده اش را ایفا کند.»

  • تا پدر زنده است قدرش را بدانیم

امیر نوری، کارمند که به اتفاق همسر و خواهرش برای تدارک مراسم عروسی در روز ولادت حضرت علی(ع) به بازار آمده است ضمن اشاره به اینکه حدود ۲۰ سال پیش پدرش را از دست داده و همچنین ۱۵ سال پیش هم پدر همسرش فوت کرده، می گوید: «توصیه من به همه فرزندان این است که قدر پدر و مادر خود را بدانند و به آنها احترام بگذارند قبل از اینکه آنها را از دست بدهند، من که ۲۰ سال است از وجود نعمت پدر محروم هستم همیشه از این موضوع متاثرم چون وقتی که پدر فوت می کند آنوقت است که تازه می فهمید چه گوهری را از دست داده اید.»

حجت الاسلام والمسلمین محمد راشد کاشانی، یکی از روحانیون صاحب نظر در امور اجتماعی در شهر کاشان می گوید: «گرامیداشت روز پدر یا مادر که همزمان با روز ولادت حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است سبب می شود تا ارزش های راستین خانواده در اجتماع پاسداری شود و مهمترین رکن یک نهاد اجتماعی که خانواده است بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، که پیامد این مسئله قطعاً صیانت از حریم خانه و خانواده را به همراه خواهد داشت، به گونه ای که می توان گفت پاسداشت روز پدر یا مادر تاکیدی بر نقش حساس، ارزنده و مهم آنها در خانواده و سپس اجتماع است.»

وی می گوید: «شایسته است که در چنین روزی فرزندان با دادن هدایایی هرچند جزیی در حد یک تبریک و شاخه گل به پدر خود، این روز را به آنها تبریک بگویند، حتی اگر برخی از فرزندان به دلیل مشغله کاری در شهرهای دیگر زندگی می کنند و از پدر و مادر خود دور هستند شایسته است که حداقل از طریق یک تماس مختصر تلفنی چنین روز مهمی را به پدر خود تبریک بگویند و قدردان زحمات سالیان متمادی آنها باشند.»

 

روزنامه ابتکار /میگنا/  روزنامه شرق / روزنامه قدس  /  روزنامه کیهان / روزنامه ابتکار / تبیان

علی ابراهیمی – سمانه افشاری – ایرج نظافتی – ‌ محمد‌حسین کمیجانی

منابع:

۱- روانشناسی رابطه ها- دکتر غلامعلی افروز

۲- پدر، پسر- آذر دخت مفیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *