می گوید نمی تواند با من ازدواج کند!

دختری هستم۲۲ساله ودانشجو، یک سال پیش پسرخاله ام به من ابراز علاقه کرد و ما با هم قرار ازدواج گذاشتیم اما حالا می گوید نمی تواند با من ازدواج کند! می خواهم فراموشش کنم اما نمی‌توانم چون به خانه ما زیاد می آید همه جای خانه او را به یادم می آورد و من هنوز هم دوستش دارم. اصلا نمی توانم درس بخوانم، کمکم کنید. (رابطه ما فقط درحد پیامک وحرف بود)

دختران مجرد

از هم پاشیدن قرار ازدواج به خصوص زمانی که طرفین قبل از ازدواج ارتباط عاطفی داشته باشند، دردناک است. اما احساس غم ناشی از این از دست دادگی که عارضه ای طبیعی است می تواند با نوع نگاهی که به زندگی دارید کاهش یافته و به موقع پایان بگیرد. به خودتان برگردید و به زندگی و اهدافی که در زندگی دنبال می کنید توجه کنید.

اگر ازدواج تنها هدف زندگی فرد باشد به خودی خود خطرناک است همان طور که اگر گرفتن مدرک تحصیلی تنها هدف زندگی قرار بگیرد. سرمایه گذاری کامل بر روی یک نیاز یا توانمندی فرد را از انسانیتش دور می‌کند و این دوری از خود به صورت افسردگی، دل مردگی و اضطراب خودنمایی می کند.

اشاره کرده اید دانشجو هستید. علم آموزی و به دست آوردن دانش نیز یکی دیگر از ابعادی است که می توانید به آن توجه کنید. به طور کلی زندگی شما نیز مانند هر انسان دیگری می تواند از ابعاد مختلف مورد توجه تان قرار گیرد و معنا بیابد.

اگر معنای زندگی شما تنها در سایه یک ارتباط عاطفی و یا ازدواج قرار گیرد می تواند برای سلامت روان تان بسیار خطرناک باشد چرا که این اهداف، در زندگی به اهداف میانی معروفند به این معنا که به خودی خود هدف اصلی نیستند بلکه رسیدن به این اهداف وسیله ای است برای رسیدن به اهدافی والاتر.برای مثال اگر هدف شما از زندگی شاد زیستن و آرامش یافتن باشد، ازدواج موفق می تواند به عنوان یک ابزار شما را در رسیدن به این هدف یاری دهد اما به خودی خود ایجاد شادی وآرامش نمی کند چراکه ازدواج مرحله ای است که با طی شدن چالش های خاص خود می تواند در فرد مهارت هایی را برای شاد زیستن و آرام بودن ایجاد نماید. نکته مهم دیگر اینکه ازدواج موفق تنها این ویژگی را دارد و هر ازدواجی به هر شکل نمی تواند این رسالت را ایفا کند. از سوی دیگر تا ایجاد موقعیت ازدواج موفق می توانید از اهداف میانی دیگری برای شاد زیستن استفاده کنید.

در سوال تان اشاره کرده اید که به خاطر داشتن خاطرات متعدد از ایشان در خانه فراموش کردن ایشان برای تان دشوار است. همانگونه که بارها اشاره کرده ایم در از دست دادن یک فرد در زندگی هدف از یاد بردن او نیست چون چنین هدفی امکان پذیر نخواهد بود به ویژه برای شما که فامیل نیز هستید.

اگر به دنبال هدف ناممکنی باشید ناکام شدن خود را تضمین کرده اید. به یاد داشته باشید زمانی در کنار آمدن با این موضوع موفق عمل کرده اید که بتوانید مانع آن شوید که این خاطرات احساس غم و یاس را در شما ایجاد کنند. زمانی که بتوانید به این اتفاق به عنوان یک تجربه و نه یک معضل و مصیبت نگاه کنید راحت تر می توانید از احساس بد ناشی از آن فاصله بگیرید.

آخرین نکته این که هر زمان با به یادآوردن خاطرات گذشته دچار غم و ناراحتی شدید برای بیرون آمدن از این حالت از خودتان بپرسید آیا مایلید در این حالت بمانید؟

آیا این حالت غم و افسردگی به شما در رسیدن به اهداف زندگی و لیاقت های شما کمکی می کند؟

به خاطر داشته باشیم هیچ چیز در زندگی نمی تواند در ما حال بدی ایجاد کند مگر اینکه ما انتخاب کنیم که آن چیز از خود ما برایمان مهم تر باشد و آن حالت بر ما مسلط گردد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *