فرافکنی و خودشناسی

افکنی پدیده جالب توجهی است. فرافکنی یکی ازدفاع های روانی است، درست مانندپادتن هاکه دفاع ازبدن رابه عهده دارند. فرافکنی به معنای نسبت دادن غیرارادی رفتارناآگاهانه خودبه دیگران است. بطوری که انگاراین ویژگی هادردیگری یادیگران وجوددارد.درادبیات غنی مانیزفرافکنی دراین جمله زیرآورده شده است.

فرافکنی

فرافکنی

”کافرهمه رابه کیش خودپندارد”. برای مثال: اگرکسی دردرون خویش احساس حقارت کند ممکن است این ویژگی رابه دیگران فرافکنی کند و به این نتیجه برسدکه دیگران او را تحقیر می کنندو رفتار درستی با او ندارند، یافردی که نسبت به دیگران بدبین است ،ممکن است رفتار و گفتاردیگران را بد تعبیر کند و به این نتیجه گیری نادرست برسدکه دیگران قصدصدمه زدن به او را دارند یا درپی این هستندکه زیرآب او را بزنند.

طبیعی است که ویژگی های منفی مانند حسد، تکبر، پرخاشگری،رقابت جویی خصمانه و مانند آن واکنش های منفی درما بر می انگیزد، اما اگر این ویژگی ها درخودمان باشد و از آن بی خبر باشیم، مطمئنا واکنش های منفی ما بسیار شدیدتر از کسانی خواهد بودکه نسبت به این ویژگیهای منفی وجود خود،آگاهی دارند. اگرمتوجه شدیدکه نسبت به رفتاردیگران واکنش های شدیدی ازخودنشان می دهید، میتوانیدازخودبپرسیدخوب،درست است که فردالف رفتارهای نامناسبی دارد، ولی چرامن بایدتااین اندازه نسبت به او حساسیت نشان دهم و از او متنفر باشم.

پس حتما اشکالی درمن وجود دارد که تا این اندازه حساس هستم. ازطرفی اگردیگران را افرادی درحال رشد ببینید، به جای نشان دادن واکنش های منفی شدیدبا آنهامدارا خواهیدکرد و با خود خواهیدگفت رفتارهای نامناسب آنها از تاریخچه زندگی آنها برمی خیزد و اگر زندگی فرصت های مناسبی در اختیار آنان قراردهد، مطمئنا اصلاح خواهند شد. می گویند روزی حکیمی با ملانصرالدین قراری داشت تا باهم به مناظره بنشینند هنگامی که حکیم به خانه ملا رسید او را درخانه نیافت وبسیار خشمگین شد. تکه گچی برداشت و بر درخانه ملانوشت : “نادان ابله” . ملانصرالدین به خانه آمد و این نوشته را دید و با شتاب به منزل حکیم رفت وبه او گفت : “قرارمان را فراموش کرده بودم مرا ببخشید تا به منزل آمدم و اسم شما را بر در منزل دیدم ، به یاد قرارمان افتادم” .

معمولا رنجش ما از دیگران به سبب جنبه های حل نشده خودمان است. بنابراین، بیشتر اوقات مطالبی را که به عنوان قضاوت یا راهنمایی به دیگران می گوئیم ،در واقع به”خودمان” می گوییم. ما نقطه ضعف های خود را به دیگران نسبت می دهیم و مطالبی را به دیگران می گوییم که درون خودماست. هنگامی که درباره دیگران پیش داوری می کنیم، درحقیقت درباره خود پیش داوری کرده ایم.

به علاوه دربسیاری از موارد توصیه هایی که به دیگران می کنیم نشانه این است که خود ما به آن توصیه ها نیاز داریم و بخشی از درون ما تشنه این توصیه هاست وآن را می طلبد. خصلت های فرافکنی شده به دیگران خصلت هایی است که درسایه ی مابه سرمی برند وسایه آن بخشی از روان است که دراعماق خودآگاهی یا بین آگاهی و ناخودآگاهی قرار دارد. تاهنگامی که وجود برخی جنبه ها را در خودانکار می کنید، به این افسانه تداوم می بخشید که سایرین ویژگی هایی دارندکه شما ندارید.

هنگامی که کسی را تحسین می کنید این فرصت راپیدامی کنیدکه یکی ازجنبه های خود و او را پیدا کنید.علاوه بر فرافکنی های منفی بایدبه فرافکنی های مثبت نیزتوجه کنیم ،آنها نیز یاداور جنبه هایی در ماهستند. اگرشجاعت یک قهرمان را تحسین می کنید، به این دلیل است که میزان شجاعتی راکه می توانید در زندگی ابراز کنید در او میبینید.

بیشتر افراد عظمت خود را فرافکنی میکنند و اگر شما عظمتی رامشاهده می کنید در واقع عظمت خودتان رامی بینید. بنابراین، میتوان گفت وقتی به کسی عشق می ورزید در واقع به دلیل خصلت هایی است که آن فرد دارد و این خصلت ها جایی در تاریک خانه وجودشما پنهان شده اند. کافیست چشمانتان را بازکنید و به خود بنگرید. البته چون نمیتوانیم خودمان رابنگریم، به آینه ای نیازداریم. شما آینه من هستید و دیگران آینه شما!

اکنون بهتراست چندتمرین انجام دهید:
۱٫به مدت یک هفته خود را زیر نظر بگیرید، اگرازکسانی رنجیده اید، دلایل رنجش و رفتاری راکه باعث این رنجش شده یادداشت کنید. سپس بر گذشته خود مرورکنید. آیاتاکنون این رفتارهای منفی درشما دیده شده است.
۲٫نظرخود را درباره نزدیکان، دوستان، افرادخانواده و همکاران بنویسید و در صورت امکان از آنها نیز نظرخواهی کنید.
۳٫فهرستی از توصیه هایی که به دیگران می کنید، تهیه کنید. برای بهترشدن زندگی، به دیگران چه توصیه ای می کنید؟ آیااین توصیه هابرای خودتان مناسب نیستند؟ شایداین توصیه ها برای خودشماهم مفیدباشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *