جایگاه علیت باوری در روان شناسی علمی

هوش

علیت باوری یا همان جبرگرایی (determinist) یکی از فرض های کلیدی روان شناسی علمی است که روان شناسان در بررسی ماهیت انسان به آن اشاره می کنند. مقصود از علیت باوری در نگاه روان شناسان این است که کل رفتار تعین شده است. حال این سوال قابل طرح است که آیا تنها یک نوع علیت باوری وجود دارد یا می توان از انواع آن سخن به میان آورد. به اعتقاد بی. آر هرگنهان ما می توانیم از علیت باوری زیستی، علیت باوری محیطی، علیت باوری اجتماعی ـ فرهنگی و علیت باوری روانی سخن بگوییم. حال به صورت گذرا در این مقاله به توضیح هر یک از این مقوله ها می پردازیم.

● علیت باوری زیستی
این نوع از علیت باوری، شرایط فیزیولوژی یا آمادگی های ژنتیکی را برای تبیین و توجه رفتار در کانون خود قرار می دهد. رویکردی که بر علیت باوری زیستی بیش از همه تاکید دارد رویکرد تکاملی است که در آن رفتار انسان و حیوان محصول «آمادگی های به ارث برده شده از گذشته تکاملی طولانی» است.

● علیت باوری محیطی
آنچه در این نوع از جبرگرایی اصل به حساب می آید محرک های محیطی است که در واقع عوامل تعیین کننده شکل گیری رفتار به حساب می آیند. در توصیف ماهیت و پیامدهای این نوع از علیت باوری عبارت زیر مفید به نظر می رسد: «نظریه رفتار، تاکید دارد که رویدادهای محیطی نقش مهمی در تعیین کردن رفتار انسان دارند. منبع عمل، در درون فرد قرار ندارد بلکه در محیط قرار دارد. با کسب آگاهی کامل از نحوه ای که رویدادهای محیطی بر رفتار تاثیر می گذارند، آگاهی کامل از رفتار کسب خواهیم کرد. همین ویژگی نظریه رفتار، یعنی تاکید آن بر رویدادهای محیطی به عنوان عوامل تعیین کننده عمل انسان است که آن را از سایر رویکردها به ماهیت انسان مجزا می کند…
اگر نظریه رفتار موفق شود، گرایش معمولی ما به مسوول دانستن افراد برای اعمالشان و نگاه کردن به درون آنها برای پی بردن به امیال، خواسته ها، قصدها و…، برای توجیه کردن اعمال آنها، جای خود را به گرایش کاملا متفاوتی خواهد داد… گرایشی که به موجب آن مسوولیت عمل در رویدادهای محیطی جستجو خواهد شد.» (شوارترولیسی، ۱۹۸۲، ص ۱۳ به نقل از هرگنهان، ۱۳۸۹، ص ۲۱).

● علیت باوری اجتماعی ـ فرهنگی
این نوع از علیت باوری در واقع شکلی از علیت باوری محیطی است ولی به جای تاکید بر محرک مادی، بر مقرارت فرهنگی، قوانین، سنت ها و عقاید حاکم بر رفتار انسان تاکید دارد. در واقع در علیت باوری اجتماعی ـ فرهنگی، عامل تعیین کننده رفتار، فرهنگ (culture) است. گروهی بر این عقیده اند که رفتار انسان محصول تعامل تاثیرات زیستی، محیطی، اجتماعی ـ فرهنگی است. آنچه مهم است توجه به این نکته کلیدی است که در شکل گیری رفتار انسان علت ها و نه یک علت نقش دارند و هر چه تعداد بیشتری از این علت ها کشف شوند رفتار انسان قابل پیش بینی تر و کنترل پذیرتر خواهد بود. به عبارت دیگر قابل پیش بینی و کنترل بودن یک رفتار ملاک خوبی برای کشف علت های واقعی رفتار است.
حال این سوال قابل طرح است که آیا می توان از تمام علت های رفتار انسان آگاه شد؟ مسلما پاسخ منفی است و این به آن علت است که رفتارها عوامل و علل تعیین کننده زیادی دارند که آگاهی از همه آنها امکان پذیر نیست. از سوی دیگر ممکن است برخی از علت های رفتار اتفاقی باشند. برای مثال، فردی را تصور کنید که با اکراه در ضیافت شامی حاضر می شود و تصادفا دوست دوران کودکی خود را ملاقات می کند. آنچه در بررسی شرایط تصادفی باید مورد توجه قرار گیرد بررسی این نکته است که تحلیل علیت باورانه رفتار به واسطه شرایط تصادفی نقض نمی شود بلکه صرفا پیچیده می شود. به دلیل همین پیچیدگی است که اکثر پیش بینی های مربوط به رفتار انسان جنبه احتمالی به خود می گیرد.

● علیت باوری مادی و علیت باوری روانی
در تحلیل انواع علیت باوری های اشاره شده می توان به این جمع بندی رسید که علیت باوری زیستی، محیطی و اجتماعی ـ فرهنگی با وجود تفاوت های آشکار در یک مساله تشابه دارند و آن قابلیت اندازه گیری عوامل تعیین کننده در رفتار است. ژن ها، محرک های محیطی، آداب و رسوم فرهنگی همگی مفاهیمی دست یافتنی و کمی پذیر هستند و محقق می تواند آنها را اندازه گیری کند. از این رو همه علیت های فوق اشکالی از علیت باوری مادی به شمار می آیند.
در مقابل علیت باوری مادی، برخی از محققان معتقدند که مهم ترین عوامل تعیین کننده رفتار انسان، ذهنی هستند و در این میان به عقاید، هیجان ها، احساس ها، ادراکات، اندیشه ها و ارزش ها به عنوان مهم ترین مصادیق علیت های روانی اشاره می کنند. ازجمله روان شناسانی که به این نوع از علیت باور دارند می توان به فروید اشاره کرد که بر اهمیت رویدادهای ذهنی (که از آنها آگاه نیستم) تاکید می کند.

● اصل عدم قطعیت
برخی از روان شناسان بر این اعتقادند که هرچند رفتار انسان تعیین شده است ولی نمی توان به ارزیابی تمام علت های رفتار پرداخت. چنین رویکردی، اصل عدم قطعیت (uncertainty principle) را منعکس می کند که توسط کارل هایزن برگ (karl Heisenberg) مطرح شد. این فیزیکدان آلمانی معتقد است که خود عمل مشاهده کردن یک الکترون بر فعالیت آن تاثیر می گذارد و به همین دلیل به اعتبار چنین مشاهده ای باید با دیده تردید نگریست. هایزن برگ نتیجه گرفت که نمی توان در عمل از قطعیت و اطمینان کامل سخن به میان آورد. اگر اصل عدم قطعیت در روان شناسی مورد استفاده قرار گیرد نتیجه چنین خواهد بود که حداقل از برخی علت های رفتار نمی توان آگاه شد زیرا صرف مشاهده آنها موجب تغییرشان می شود. به عبارت دقیق تر، موقعیت آزمایشی خود می تواند به عنوان یک متغیر مخل در پژوهش پیرامون علت های رفتار انسان در نظر گرفته شود.
در این میان رویکردی افراطی وجود دارد که معتقد است نمی توان با روش علمی به بررسی انسان پرداخت و در مورد رفتار انسان نیز نمی توان از علت های مادی یا روانی مستقل سخن به میان آورد. در واقع این افراد معتقدند که مهم ترین علت های رفتار خودزاد هستند. به عبارت دیگر رفتار، آزادانه انتخاب می شود و در واقع اراده آزاد (free will) منشاء شکل گیری رفتار است. ناگفته پیداست که مدافعان این رویکرد معتقدند اراده آزاد، مسوولیت را نیز به دنبال دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *