تغییرات اختلالات شخصیت در DSM-5

تغییرات در اختلالات شخصیت در DSM-5
در بخش II از DSM-5 اختلالات شخصیت ذکر شده (که با DSM-IV تفاوتی ندارد) و در بخش III مدل جایگزین (آلترناتیو) اختلالات شخصیت آمده است. وجود هر دو مدل در DSM-5 تصمیم انجمن APA برای حفظ پیوستگی با مسائل بالینی کنونی همراه با ارائه مقدمه ای از دیدگاهی نوین است که با هدف غلبه بر مشکلات فراوان رویکرد موجود نسبت به اختلالات شخصیت مطرح شده است. از جمله این که بیمارانی که تشخیص یک اختلال شخصیت را می گیرند اغلب علائمی از سایر اختلالات شخصیت را نیز نشان می دهند. همچنین گاهی اوقات بیمار ملاکهای اختلال شخصیت را دارد اما ملاکهای یک نوع مشخص از اختلالات شخصیت را ندارد.

 dsm5
در مدل جایگزین، اختلالات شخصیت با تخریب در کارکرد شخصیت و صفات شخصیتی مرضی مشخص می شود. تشخیص اختلالات شخصیتی خاصی که از این مدل اقتباس شده اند شامل اختلالات شخصیت ضد اجتماعی، اجتنابی، مرزی، خودشیفته، وسواسی-جبری و اسکیزوتایپال می شود. این رویکرد همچنین  یک تشخیص اختلال شخصیت-صفت مشخص شده (تصریح شده-Specified) (PD-TS) را در بر می گیرد که زمانی به کار می رود که اختلال شخصیت وجود دارد اما ملاک های یک نوع اختلال شخصیت خاص برآورده نمی شود.

ملاک های کلی اختلال شخصیت

ویژگی های اصلی اختلال شخصیت شامل موارد زیر است

الف. تخریب متوسط و یا شدید در کارکرد شخصیت (درون روانی و بین روانی).

ب. وجود یک یا بیش از یک صفت شخصیتی مرضی.

پ. تخریب در کارکرد شخصیت و تظاهرات صفات شخصیتی در طیف وسیعی از موقعیت های اجتماعی نسبتا انعطاف ناپذیر و فراگیر است.

ت. تخریب در کارکرد شخصیت و تظاهرات صفات شخصیتی در طول زمان نسبتا پایدارند، و شروعشان حداقل به نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی برمی گردد.

ث. تخریب در کارکرد شخصیت و تظاهرات صفات شخصیتی توسط اختلال روانی دیگری بهتر تبیین نمی شوند.

ج. تخریب در کارکرد شخصیت و تظاهرات صفات شخصیتی منحصرا قابل انتساب به اثرات فیزیولوژیک یک ماده و یا دیگر وضعیت های طبی نیست (مثل ضربه شدید به سر).

 چ. تخریب در کارکرد شخصیت و تظاهرات صفات شخصیتی به عنوان مرحله ای طبیعی از رشد فرد یا محیط اجتماعی-فرهنگی وی بهتر تبیین نمی شود.

 www.migna.ir

تشخیص اختلال شخصیت نیازمند تعیین دو مورد است:
۱) سنجش سطح تخریب در کارکردهای شخصیت که برای ملاک الف مورد نیاز است
۲) ارزیابی صفات شخصیتی آسیب شناختی که برای ملاک ب مورد نیاز است.

ملاک الف: سطح کارکرد شخصیتی

تخریب در کارکرد شخصیتی شامل دو قسمت مربوط به خود (درون فردی) و بین فردی می شود که بر روی یک پیوستار مورد ارزیابی قرار می گیرند. کارکردهای مربوط به خود (درون فردی) شامل هویت و خود-جهت دهی (self-direction) است و کارکردهای بین فردی شامل همدلی و صمیمیت می شود.
مقیاس سطوح کارکرد شخصیت (LPES) برای درجه بندی هر کدام از این مؤلفه ها در پنج سطح تخریب شامل عدم تخریب یا تخریب خیلی کم (یعنی سلامت، کارکردهای انطباقی، سطح ۰) تا مقداری تخریب (some) (سطح ۱)، تخریب متوسط (moderate) (سطح ۲)، شدید (severe) (سطح ۳) و بسیار شدید (extreme) (سطح ۴) مورد استفاده قرار می گیرد.

مؤلفه های کارکرد شخصیت

خود:

  1. هویت: تجربه فرد از یگانه بودن خویش، با مرزهای روشن بین خود و دیگران، ثبات در عزت نفس و خودارزیابی صحیح؛ وجود و توانایی تنظیم طیفی از تجارب هیجانی.
  2. خود-جهت دهی: پیگیری منسجم و معنادار اهداف کوتاه مدت و اهداف زندگی؛ به کارگیری سودمند و از لحاظ اجتماعی مفید معیارهای درونی رفتار؛ توانایی انعکاس سودمندی های خود.

بین فردی:

  1. همدلی: فهم و درک تجارب و انگیزه های دیگران؛ تحمل دیدگاههای متفاوت؛ فهم اثر رفتار خود فرد بر دیگران.
  2. صمیمیت: عمق و طول ارتباط با دیگران؛ میل و  توانایی برای نزدیک شدن به دیگران؛ انعکاس توجه متقابل به دیگران.

سطوح تخریب

هویت

خود جهت دهی

همدلی

صمیمیت

۰ (عدم یا وجود کمی تخریب)

آگاه از یگانگی خود، وجود مرزهای مشخص بین خود و دیگران، وجود عزت نفس مثبت خود تنظیم شده و همخوان، صحت در خود ارزیابی، وجود ظرفیت تجربه کردن، تحمل کردن و تنظیم کردن دامنه کاملی از هیجانات

داشتن و میل به وصول به اهداف منطقی با سنجش واقع بینانه توانایی های فردی، استفاده مناسب از معیارهای رفتاری و انجام آن در موقعیت های مختلف. توانایی انعکاس و ساخت معانی سودمند از تجارب درونی

توانایی فهم دقیق تجارب و انگیزه های دیگران در اکثر موقعیت ها. درک و فهم دیدگاه دیگران حتی اگر دیدگاهی مخالف داشته باشند، آگاهی از اثر رفتار خویش بر دیگران

حفظ روابط رضایت بخش و پایدار با دیگران و در زندگی اجتماعی. میل و مشغولیت در تعدادی از روابط نزدیک، حرفه ای و دو جانبه. کوشش برای همکارای و روابط دو طرفه سودمند و پاسخ های منعطف به دامنه ای از نظرات، هیجانات و رفتار دیگران

۱ (مقداری تخریب)

حس نسبتا سالمی از خود، با مقداری کاهش در وضوح مرزها با دیگران هنگام تجربه هیجانات شدید و آشفتگی های روانی. عزت نفس کاهش یافته در بعضی اوقات با مشکلات وخیم تری در خودارزیابی. محدود شدن طیف هیجانات تجربه شده در مواقع آشفتگی روانی

اهداف جهت دهی شده و یا بازداری شده مفرط و یا تعارض درباره اهداف. احتمال وجود مجموعه ای از معیارهای فردی غیر واقع بینانه و از لحاظ اجتماعی نامتناسب، محدودیت در برخی جنبه های عملکردی. فرد قادر به انعکاس تجارب درونی اش است اما ممکن است تنها بر یک بعد دانش خودش (مثل عقلی یا هیجانی) تأکید کند.

گاهی اوقات تجارب دیگران را درک می کند، گرایش به دیدن انتظارات دیگران به شکل غیر منطقی و یا میل به کنترل شدن. دیدگاههای متفاوت را می فهمد و درنظر می گیرد اما در برابر آن ها مقاومت می کند. در مورد اثر رفتارش بر دیگران آگاهی ناهمخوانی دارد.

قادر به برقراری روابط دیرپا با دیگران و تعاملات زندگی است با وجود محدودیت هایی در عمق و رضایت بخشی روابط. میل و توانایی شکل دادن به روابط دوطرفه را دارد اما در تظاهرات هیجانی اش بازداری شده است و یا تعارض هیجانی دارد. همکاری کردن ممکن است با معیارهای غیر واقع بینانه بازداری شده باشد. گاهی اوقات بازداری در توانایی احترام یا پاسخ به ایده ها، نظرات و هیجانات دیگران دیده می شود.

۲ (تخریب متوسط)

وابستگی شدید به دیگران برای تعریف هویتشان، با به خطر افتادن مرزها با دیگران.عزت نفس کنترل شده آسیب پذیر به وسیله اغراق در نگرانی نسبت به ارزیابی های بیرونی. حس عدم تمامیت و یا ابتدایی بودن با رفتار جبرانی خودارزیابی بیش برآوردانه یا کم برآوردانه. تنظیم هیجانی به ارزیابی های مثبت بیرونی وابسته است. تهدید عزت نفس باعث هیجانات شدیدی چون خشم یا خجالت می شود.

اهداف اغلب توسط منافع بیرونی به وجود می آید تا توسط خود فرد ایجاد شود، در نتیجه انسجام و پایداری وجود ندارد. معیارهای شخصی به طور غیرمنطقی بالا (مثل نیاز به خشنودسازی دیگران) یا پایین (مثل عدم هماهنگی با ارزش های اجتماعی غالب) است. کارکردها با یک حس عدم صحت و اعتبار به خطر می افتد.در انعکاس تجربیات درونی تخریب وجود دارد.

هماهنگی شدید با تجارب دیگران اما تنها در مورد موارد درک شده به عنوان مربوط به خود. خودمرجعی شدید، تخریب قابل توجه در درک و فهم تجارب دیگران و درنظر گرفتن دیدگاههای جایگزین. عدم آگاهی یا نگرانی یا ارزیابی غیرمنطقی درباره تأثیر رفتار خود بر دیگران.

توانایی و میل شکل دادن روابط با افراد و تعاملات زندگی، اما ارتباطات به شدت صوری و ظاهری است. روابط صمیمانه به طور غالب براساس نیازهای خودتنظیمی و عزت نفس است، همراه با انتظارات غیرواقع بینانه از فهمیده شدن کامل توسط دیگران. عدم گرایش به روابط دو طرفه، و همکاری به طورغالب براساس منافع شخصی.

۳ (تخریب شدید)

حس ضعیف خودمختاری/کفایت؛ تجربه فقدان هویت یا پوچی. مرزها به شدت مبهم اند: ممکن است با تمیز مفرط از دیگران، همپوشی مفرط با دیگران و یا نوسان بین این دو مشخص شود. عزت نفس شکننده است و به راحتی توسط رخدادها آسیب می بیند و تصویر از خود منسجم نیست. خود ارزیابی دقیق نیست: نفرت از خود، خود بزرگ بینی و یا ترکیبی غیرمنطقی و غیرواقعی از آنها. هیجانا به سرعت تغییر می کنند و یا به طور مزمن و مستحکمی احساس نومیدی وجود دارد.

وجود مشکل در ایجاد و وصول به اهداف شخصی. معیارهای درونی برای رفتار ناواضح و یا متعارضند. زندگی به گونه ای بی معنی و خطرناک تجربه می شود. وجود تخریب معنادار در توانایی انعکاس و فهم فرآیندهای روانی.

محدودیت معنادار در توانایی درنظرگرفتن و فهم افکار، احساسات و رفتار دیگران؛ ممکن است جنبه های بسیار ویژه ای از تجارب دیگران به ویژه آسیب پذیری ها و رنج ها را تشخیص دهد. به طور کلی قادر به درنظر گرفتن دیدگاههای جایگزین نیست؛ دیدگاهها یا عقاید جایگزین را به شدت تهدیدکننده می داند. گیج بودن و یا ناآگاه بودن از تأثیر اعمالش بر دیگران؛ اغلب درباره افکار و رفتار دیگران سردرگم است به همراه تخریب انگیزشی به وفور نسبت داده شده به دیگران.

مقداری میل به برقراری روابط و تعاملات در زندگی فردی دارد اما ظرفیت وی برای ارتباطات مثبت و دیرپا به شدت تخریب شده است. روابط براساس یک باور قوی در مورد نیاز به صمیمیت با دیگران، و یا انتظار ترک یا سوء استفاده می باشد. احساس در مورد صمیمیت با ترس/طرد و میل به از خود گذشتگی در رابطه جایگزین می شود. روابطه دو جانبه بسیار کم ست: دیگران به این شکل که چگونه در موردشان احساس می کنند (مثبت با منفی) درک می شوند؛ تلاش برای همکاری اغلب به سبب اردارک ضعیف از دیگران تخریب می شود.

۴ (تخریب بسیار شدید)

فقدان تجربه یگانه ای از خود و فقدان حس خودمختاری/کفایت، و یا سازماندهی ادراک حول اذیت شدن به علل بیرونی. فقدان یا ابهام در مرزها با دیگران. تصویر خود ضعیف و آسیب دیده و براحتی توسط تعامل با دیگران تهدید می شود؛ تخریب و سردرگمی معنادار در خودارزیابی. هیجانات با بافت یا تجارب درونی همخوان نیستند. نفرت و پرخاشگری عواطف غالب هستند اگرچه ممکن است انکار شوند یا به دیگران نسبت داده شوند.

وجود تمایز ضعیف افکار از اعمال، که منجر به تخریب شدید توانایی تنظیم هدف می شود، همراه با اهداف غیرواقعی و نامنسجم. فقدان معیارهای درونی برای رفتار. فعالیت های حقیقی کاملا غیرقابل ادراکند. ناتوانی عمیق در انعکاس سودمند تجاربش. انگیزش های فردی نامشخص اند و یا به طور خارج از خود تجربه شوند.

وجود ناتوانی بیان شده جهت درنظرگرفتن و فهم تجارب و انگیزه های دیگران. فقدان توجه به دیدگاههای دیگران (در توجه، گوش به زنگی نسبت به انجام نیازها و پرهیز از صدمات وجود دارد). تعاملات اجتماعی ممکن است گیج کننده و فاقد جهت گیری باشند.

میل به وابستگی محدود است چرا که عدم علاقه عمیق و یا انتظار آسیب وجود دارد. مشغولیت با دیگران گسسته شده، از هم پاشیده و یا به طور هماهنگی منفی است. روابط اغلب به طور افراطی در دو جهت راحتی یا فراهم کننده درد و آسیب فرض می شوند. رفتار اجتماعی/بین فردی دوطرفه نیست؛ بلکه در جستجوی رفع نیازها و یا پرهیز از درد است.

 ملاک B: صفات شخصیتی آسیب شناختی

صفات شخصیتی آسیب شناختی در ۵ حوزه سازمان دهی شده اند:
هیجان پذیری منفی (negative affectivity)
کناره گیری یا گسستگی (detachment)
خصومت (antagonism)
بازداری زدایی (disinhibition)
روان پریشی گرایی (psychoticism)
در این ۵ حوزه (domain) شخصیت ۲۵ جنبه (facet) شخصیتی خاص ابتدائا از مرور مدل های شخصیتی موجود و متعاقبا از طریق پژوهش های مکرر به دست آمده است.

حوزه

جنبه

هیجان پذیری منفی (negative affectivity) در مقابل ثبات هیجانی

تغییرپذیری هیجانی

اضطراب

جدایی ناایمن

سلطه پذیری

عداوت

درجاماندگی

افسردگی

بدگمانی (سوءظن)

هیجان پذیری محدود شده

فقدان هیجان پذیری

کناره گیری یا گسستگی (detachment) در برابر برون گرایی

گوشه گیری

اجتناب از صمیمیت

فقدان احساس لذت

افسردگی

هیجان پذیری محدود شده

بدگمانی (سوءظن)

خصومت (antagonism) در برابر توافق جویی

دستکاری کنندگی

تقلب

خودبزرگ بینی

توجه جویی

فقدان رئوفت

عداوت

بازداری زدایی (disinhibition) در برابر وظیفه شناسی

عدم مسئولیت پذیری

تکانشگری

حواسپرتی

خطرجویی

کمال گرایی شدید (یا فقدان کمال گرایی)

روان پریشی گرایی (psychoticism) در برابر هشیاری

عقاید و تجارب نامعمول

غرابت

بی نظمی ادراکی و شناختی

این مطلب از کتاب پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی ( DSM-5) توسط علی نوروزی ترجمه شده است.
اختلال وسواسی-جبری در DSM-5، اختلال وسواسی-جبری از طبقه اختلالات اضطرابی خارج شده و در طبقه کلی اختلالات وسواسی-جبری قرار گرفته است. این طبقه شامل اختلال وسواسی-جبری (OCD)، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال احتکار، اختلال کندن مو (تریکوتیلومانیا)، اختلال خراش پوست (excoriation)، اختلال وسواسی-جبری ناشی از مصرف مواد یا داروها، اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط ناشی از دیگر شرایط پزشکی و دیگر اختلالات وسواسی-جبری تصریح شده و اختلالات مرتبط

اما از تغییرات عمده و اساسی دیگر در DSM-5، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱٫ حذف اختلال یا سندروم آسپرگر، اختلال تجزیۀ کودکی، اختلال رت، اختلال اوتیسم، و قرار گرفتن همۀ آنها زیر چتر اختلال طیف اوتیسم.
۲٫ حذف معیار هوشبهر یا IQ برای طبقه بندی معلولیت ذهنی و استفاده از میزان نیاز به حمایت به عنوان معیار اصلی برای طبقه بندی.
۳٫ اضافه شدن بعضی اختلالات جدید، مثل اختلال احتکار، اختلال قمار، اختلال نامنظمی خُلقی.
۴٫ حذف سوءمصرف و وابستگی به مواد و جایگزین شدن آنها با اعتیاد به مواد.
منبع : میگنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *