تعارضات خانوادگی چیست؟ با تعارضات زناشویی چه کنیم؟

خشونت

تعارضات خانوادگی
دیدکلی
آیا فریادهای زن و شوهری ، شما را از خانه بیرون کشانده است؟
آیا تا بحال گذرتان به دادگاه خانواده افتاده است؟
آیا می‌دانید چرا عده‌ای از فرزندان از خانه‌هایشان فرار می‌کنند؟

بروز اختلاف و عدم تفاهم در خانواده امری شایع است و هیچ خانواده‌ای از این امر مستثنی نیست، اما گاهی این اتفاقات به تعارض‌های شدید منجر می‌شود. کافی است نگاهی به صفحات روزنامه یا گذری به دادگاه خانواده بزنید. امروزه خانواده‌ها درگیر انواع مختلفی از تعارضات و اختلافات شدید هستند که این اختلافات باعث عدم کارکرد خوب و سالم خانواده به عنوان اولین و قدیمی‌ترین نهاد اجتماعی (Family Institution) می‌شود. نهادی که وظیفه اصلی آن ایجاد روحیه و شخصیت سالم است خود به عاملی برای اختلالات عاطفی ، رفتاری و شخصیتی تبدیل شده است.

– تعارض عبارت است از عدم توافق و مخالفت دو فرد با یکدیگر، ناسازگاری و نظرات و اهداف و رفتاری که در جهت مخالفت با دیگری صورت می‌گیرد و همچنین ستیزه‌ای بین افراد در اثر منافع ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراکات مختلف (رابینز، ۱۹۹۱، کبیری، ۱۳۷۷، به نقل از بهارستان، ۱۳۸۳).
هالفورد (۲۰۰۱) ضمن بحثی درمورد آشفتگی روابط زناشویی به گزارش نارضایتی مهم و مداوم در رابطه توسط حداقل یکی از زوجین اشاره می‌نماید. در اینجا منظور از اصطلاح «مهم» تأثیر این موضوع بر کارکرد همسر و منظور از «مداوم» اشاره به اختلافات دائمی می‌باشد. به نظر کاهن (۱۹۹۲، به نقل از مارکمن، ۱۹۹۳) هرجا عدم توافق، تفاوت یا ناسازگاری بین همسران وجود داشته باشد تعارض به وجود می‌آید. فاورز و السون (۱۹۹۲) نیز زوجین متعارض را ناراضی از عادات و شخصیت همسر و دارای مشکل ارتباطی در حوزه‌های گوناگون می‌دانند.
در زمینه تأثیرات مخرب تعارض می‌توان به پیامدهای جسمی، روانی و رابطه‌ای آن اشاره نمود: از لحاظ روانی، اکثر افراد تعارض در روابط را بی‌نهایت تنش‌زا تجربه می‌کنند (هالفورد، ۲۰۰۱). تعارض با خطر فزاینده انواع اختلالات روانی از جمله افسردگی خصوصاً در زنان، سوء مصرف مواد خصوصاً در مردان، ناکارآمدی جنسی در هر دو جنس و مشکلات رفتاری رو به افزایش در فرزندان خصوصاً اختلالات رفتاری پسران ارتباط دارد (افارل، ۱۹۸۹).
علاوه بر اختلالات روان، تعارض بر سلامتی جسمی نیز تأثیر دارد. رابطه مستندی بین درد و رفتارهای سازگارانه با بیماری‌های مزمن و تقویت غیرعمدی رفتار بیماری در روابط دارای مشکل وجود دارد. به همین ترتیب مشکلات زناشویی تأثیرات مستقیمی بر فرآیندهای فیزیولوژیک بر جای می‌گذارد؛‌ از جمله تعارض در رابطه با کاهش ایمنی بدن، افزایش فشارخون، احتمال تصلب شرائین رابطه دارد (شمالینگ و شر، ۱۹۷۷). تعارض زناشویی با پدیده خشونت نیز مرتبط است. خشونت تقریباً همیشه با آشفتگی رابطه ارتباط دارد. تعارض در روابط زناشویی بر کل رابطه نیز تأثیر دارد. پژوهش نشان می‌دهد زوجین متعارض کمترین میزان رضایت ‌مندی از ازدواج و بیشترین احتمال طلاق را نشان می‌دهند (فاورز و السون، ۱۹۹۲). از آن‌جا که ناتوانی در مدیریت خانواده و حل تعارض منجر به از بین رفتن صمیمیت و زمینه‌ساز مشکلات بعدی از قبیل طلاق می‌شود، فهم بهتر تعارض زناشویی و کمک به همسران برای مقابله و کنترل سازنده آن دارای اهمیت بسزایی می‌باشد. در این پژوهش به بررسی اثربخشی یکی از شیوه‌های کاهش تعارض که آموزش شیوه حل مسأله است پرداخته می‌شود. کاربرد آموزش حل مسئله (PST) در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط پایه‌گزاران این شیوه، دزوریلا و گلدفرید به عنوان بخشی از جنبش شناختی-رفتاری برای اصلاح رفتار آغاز شد.
روش روش تحقیق در این پژوهش نیمه‌تجربی است و در آن از پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه آماری، نمونه و روش نمونه‌گیری: جامعه آماری این پژوهش کلیه همسران دارای تعارض در شهر اصفهان بودند که از آبان تا اسفندماه ۸۳ به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. تعداد نمونه این پژوهش ۴۰ نفر (۲۰ زن و ۲۰ شوهر) بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش: ابزار اندازه‌گیری در این پژوهش عبارتست از پرسشنامه تعارضات زناشویی. این پرسشنامه ابزاری ۴۲ سؤالی است که برای سنجیدن تعارض‌های زن و شوهری به کار می‌رود (براتی و ثنایی، ۱۳۷۵). این پرسشنامه ۷ بعد از تعارض‌های زناشویی را می‌سنجد. شیوه اجرا: برای اجرای پژوهش پس از انتخاب آزمودنی‌های هر گروه از آنان پیش‌آزمون‌های تعارض زناشویی به عمل آمد. سپس برای آزمودنی‌های گروه آزمایش جلسات حل مسأله برگزار شد. برای گروه گواه هیچ آموزشی اعمال نشد. پس از اتمام جلسات آموزش حل مسأله از گروه‌های آزمایش و گواه پس‌آزمون‌های تعارض زناشویی به عمل آمد. تعداد جلسات آموزش حل مسأله ۶ حلسه بود. بحث و نتیجه‌گیری در این قسمت یافته‌های پژوهش ذکر شده و مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند: میانگین نمرات تعارض زناشویی گروه آموزش حل مسأله کمتر از میانگین نمرات تعارض گروه گواه بود. حال به بررسی عوامل احتمالی اثربخشی شیوه‌ی حل مسأله می‌‌پردازیم. علت این امر عینی بودن، صراحت و ملموس بودن آنها باشد.
عامل دیگر تأکید این شیوه بر جنبه‌های ارتباطی همسران است. اغلب مشکلات زناشویی از نداشتن یا به کارنبستن مهارت‌های ارتباطی ناشی می‌شوند و حل مسأله ازجمله مهارت‌های سازنده‌ای است که می‌تواند مشکلات رابطه‌ای همسران را کاهش دهد. همچنین آگاهی زوجین از طبیعی بودن اختلاف‌ها و تفاوت‌های زن و شوهر و نگریستن به تعارض به عنوان یک مسأله و چالش برای حل‌کردن و نه یک عامل تهدیدکننده و مخرب می‌تواند در حل اختلافات آنها کمک بسزایی محسوب شود.
صاحب‌نظران یکی از مهمترین مشخصه‌های موقعیت‌های مسأله‌آفرین ازجمله تعارض همسران را واکنش هیجانی افراد می‌دانند. آنها عقیده دارند اولین قدم در کلیه مسایل زندگی مگر ساده‌ترین آنها «مکث کردن و فکر کردن» است. اگر افراد در هنگام مواجهه با مشکل فوراً پاسخ دهند ممکن است وقت کافی برای پاسخ‌های شناختی باقی نگذارند، پاسخ‌هایی که به شخص در انتخاب سلسله اقدامات مؤثر کمک می‌کنند (دیویسون و گلدفرید، ۱۳۷۱؛ ترجمه احمدی). لذا شیوه حل مسأله می تواند در بروز واکنش‌های هیجانی زوجین مؤثر باشد. در پایان با توجه به مؤثربودن شیوه آموزش حل مسأله در کاهش تعارض همسران شهر اصفهان، توصیه می‌شود سایر مشاوران و رواندرمانگران خانواده و ازدواج نیز از این شیوه استفاده کنند
عدم توافق موجود بین زوج ها نه تنها غیر عادی است بلکه اگر ساختارمند حل شود باعث تحکیم رابطه می‌شود. غم، تنش و بروز خشم بین زوج ها گریز ناپذیر است. منبع این اختلاف‌ها می تواند تقاضاهای غیر واقع بینانه و غیرمعقولانه، انتظارات کشف نشده و موضوعات حل نشده یکی از زوج ها باشد. حل کردن تعارض ها، احتیاج به صداقت و شوق برای درک دیدگاه همسر دارد، حتی اگر بسیار زمان بر باشد.

ارتباط سالم موضوع حساسی است به خصوص وقتی موضوع تصمیمات ما در مورد روابط زناشویی، دوره کار، ازدواج و تشکیل خانواده باشد.
تعارضات زناشویی و اهمیت بررسی آن
تعارض به طور طبیعی در تمام زمینه‌های شغلی،تحصیلی، خانوادگی، ازدواج و در سطح فردی و جمعی روی می‌دهد. روابط خانوادگی فشرده‌ترین موقعیت برای تعارضات بین فردی است. روابط عاطفی و عاشقانه زمینه را برای محک زدن جدی مهارتهای آموخته شده برای زندگی مهیا می‌کنند. در ارتباط بین افراد تعارض وقتی بروز می‌کند که فرد بین اهداف،
نیازها، یا امیال شخصی خودش و اهداف، نیازها و امیال شخصی طرف مقابلش ناهمسازی و ناهمخوانی می‌بیند (پریوت و روبین ،۱۹۸۷؛ به نقل از وانگ ،۲۰۰۶ ). به طورکلی، طراوت و سلامت خانواده تا اندازه‌ای به میزان تعارض در خانواده و نوع تعارضی که تجربه می‌کنند، بستگی دارد. تعارضات در خانواده اغلب منجر به استرس می‌شود، می‌تواند پیش بینی کننده شروع افسردگی، اضطراب و بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی باشد. (اورهوسلر و آدامز ، ۱۹۹۷ ).
زیگرت و استمپ (۱۹۹۴) اثرات”اولین نبرد بزرگ” را در روابط عاشقانه بررسی کردند و پی بردند که برخی زوجها برنده و عده ای بازنده اند. آنها نتیجه گرفتند که”تفاوت بزرگ بین برندگان و بازندگان در شیوه درک و اداره تعارض توسط آنها بود”. ویلموت (۱۹۹۵) خاطر نشان می‌کند: ” آنچه که در مقیاس وسیع، طول عمر رابطه را معین می‌کند این است که طرفین رابطه تا چه اندازه با موفقیت از برهه‌های تعارض می‌گذرند”. به عقیده کومستاک و استرزیزویک (۱۹۹۰ ) این وجود یا نبود تعارض نیست که”کیفیت ازدواج” را تعیین می‌کند بلکه طرز اداره موقعیتهای تعارض آمیز است که کیفیت رابطه زناشویی را تعیین می‌کند. بنابراین، مهارت کلیدی در روابط متعهدانه دراز مدت، مدیریت تعارض است (گاتمن،۱۹۹۴؛ به نقل از ویلموت و هاکر،۲۰۰۰).
وقتی تعارض بروز می‌کند، طرفین رابطه دست بکار می‌شوند تا با اقدام برای برطرف کردن آن دوباره آرامش را به رابطه بازگردانند. تجارب، دانش، باورها و ارزشهای افراد شیوه‌های مختلفی را برای حل تعارضات پیش روی آنها می‌گذارد.‌ این شیوه ها به “سبکها و تاکتیکهای حل تعارض” موسومند )ویلموت و هاکر ،۲۰۰۰).
سبکهای حل تعارض در واقع پاسخهای الگوبرداری شده یا مجموعه ای از رفتارند که افراد در هنگام تعارض به کار می‌برند. تاکتیکها در واقع حرکات فردی هستند که افراد انجام می‌دهند تا نظرکلی خود را پیش ببرند. بنابراین، سبکها تصویر بزرگتری را ارایه می‌دهند. درحالی که تاکتیکها قطعات ارتباطی خاص این تصویر بزرگتر را توصیف می‌کنند. با این حال، وقتی این تاکتیکها به دفعات بسیار زیادی بکار می‌روند، تبدیل به سبک یا پاسخ الگوبرداری شده می‌شوند (ویلموت و هاکر،۲۰۰۰).
دگرگرن سازی تعارض به تغییر مفهومی و/یا ادراکی در یکی یا بیش از یکی از طرفین رابطه متکی است. “برداشت یا تصور” ، هسته اصلی واکاوی تعارضات است. در تعارضات بین فردی، افراد طوری واکنش نشان می‌دهندگویی‌که در اصل اهداف متفاوتی دارند، برخی منابع به اندازه کافی وجود ندارند و طرف مقابل در واقع پا در راهی می‌گذارد که انگار که در حق دیگری لطف می‌کند. گاهی مواقع، باور بر این است که این شرایط واقعی است اما مقایسه اینکه چه چیزی واقعی است و چه چیزی از نظر شخص درست است، مبنای تحلیل تعارض را شکل می‌دهد(همان منبع).
مداخلات آموزشی و درمانی متعددی برای حل تعارضات زناشویی صورت گرفته است. برخی بر عوامل شناختی نظیر الگو‌های اسنادی و یا باورهای غیر منطقی عام یا خاص رابطه تاکید کرده اند (برای نمونه الیس و هارپر ،۱۹۷۵؛اپستین و ایدلسون ،۱۹۸۱؛ الیس و گریگر ، ۱۹۷۷؛رومانس و دبورد، ۱۹۹۶؛ به نقل ازبهاری و سیف،۱۳۸۴). زیرا این باور وجود دارد که درک پویاییهای زناشویی و تغییر رابطه اهمیت زیادی دارد (برای نمونه، بوکام ،۱۹۸۱؛اپستاین ،۱۹۸۲؛ به نقل از اعتمادی،۱۳۸۴) و برخی نیز تبادلات رفتاری زناشویی و یا عوامل رابطه‌ای نظیر مهارتها را کانون مداخله خود قرار داده اند (برای نمونه،جاکوبسن و مارگولین ، ۱۹۷۹ ؛به نقل از برنشتاین و برنشتاین ،ترجمه سهرابی۱۳۷۷). عده ای نیز بر هیجانها و یا بر سیستم زناشویی تاکید کرده اند.

انواع تعارضات خانوادگی
تعارضات زنانشویی
وجود اختلافات عقیده و رفتار بین زن و مرد امری طبیعی است. ولی خانواده‌هایی وجود دارند که در آن زن و مرد زندگی مشترکشان تبدیل به یک میدان جنگ کرده‌اند. رفتارها و روابطشان به شدت متزلزل و بدون سازندگی است چنین خانواده‌ای یک خانواده توخالی و شبه خانواده به شمار می‌رود. بسیار اتفاق می‌افتد که اطرافیان و همسایگان و بویژه بزرگان فامیل برای برقراری صلح و آشتی با آنها صحبت می‌کنند و ممکن است چنین صلحی برای مدتی برقرار شود؛ ولی طول این آرامش به احتمال زیاد کوتاه خواهد بود.
تعارضات والدین با فرزندان
نوع دیگر اختلافات شدید در خانواده‌ها عدم سازگاری فرزندان و والدین با همدیگر است. متاسفانه والدین خود را از نیازهای روز تطبیق نمی‌دهند. فرزندان نیز فرزند زمانه خود هستند و نه چهل سال پیش. این وضع با بزرگتر شدن و کثرت فرزندان بارزتر می‌شود. اگر این اختلافات در خانواده مورد توجه قرار نگرفته و برای برطرف کردن آنها اقدامی صورت نگیرد، بصورت بحران جلوه گر شده آسیب‌های جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد خواهد کرد.
علت شناسی اختلافات خانوادگی
علت شناسی تعارضات زنانشویی
تحقیقات مختلف در حوزه‌های روانشناسی ، علوم اجتماعی ، جامعه شناسی و جرم شناسی عوامل زیادی را برای تعارضات خانوادگی ذکر کرده‌اند ولی تفوت آنها را بصورت زیر ذکر کرد:
علت مذهبی شامل تفاوت‌های مذهبی (غالبا تضاد مذهبی) ، رفتار و عقاید خلاف اعتقادات مذهبی و … .
علت فرهنگی شامل تفاوت‌های در نوع نگاه به زندگی مشترک ، تفاوت‌های قومی یا شهری – روستایی.
علت زیستی شامل نازایی و عقیمی ، وضعیت چهره و مشکلات مربوط به سلامت و بیماری.
علت عاطفی شامل عواطف خشک و سرد و عدم درک یکدیگر ، مشکلات در روابط جنسی ، تند خویی و پرخاشگری و … .
علت اجتماعی شامل داشتن دوستان منحرف و اعتیاد ، دخالت اطرافیان و عدم استقلال از خانواده پدری و … .
علت سیاسی شامل اختلافات قبیله‌ای – قومی ، گرایش‌های سیاسی متفاوت ، محدود کردن آزادی‌های طبیعی و … .
علت اقتصادی شامل بیکاری، ولخرجی، فقر و تجمل گرایی و … .

علت شناسی تعارضات والدین با فرزندان
مطالعات متعدد جامعه شناختی و روانشناختی در جهت علت شناسی “رفتارهای نوجوانان و جوانان بزهکار ، فراری از خانه یا دچار سو مصرف مواد و …” نشان می دهد که علت اصلی اینگونه رفتارها در “نوع رفتار والدین با یکدیگر و اصول تربیتی‌شان در قبال فرزندان” نهفته است.
“خشونت ، عدم تعادل رفتاری – تربیتی ، کمبود محبت و طرد فرزندان ، تبعیض در بین فرزندان ، اعتیاد ، فقر ، عدم آگاهی والدین به نقش تربیتی خویش و نادیده گرفتن نیازهای متناسب با روز کودک و نوجوان” از علتهای اصلی تعارضات والدین با فرزندان است.
تاثیر تعارضات خانوادگی
تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط زناشویی
تعارض‌های زناشویی تاثیر عمیق منفی بر روابط آنها و پیرو آن بربافت و روابط خانوادگی می‌گذارد. آنها ممکن است روابطشان آنقدر سرد شود که ماهها با همدیگر حرف نزنند، روابط جنسی نداشته باشند، تک نفره غذا بخورند، حضور همدیگر را در یک مکان تحمل نکنند و در آخر ممکن است کارشان به درخواست طلاق بکشد.
طلاق
طلاق مسایل شخصی ، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را پیش می‌آورد. اشخاصی که زندگی مشترکشان متلاشی می‌شود، نسبت به مردم عادی آمادگی بیشتری دارند که از نظر جسمی ، روانی ، خواب و تغذیه” اختلال پیدا کنند یا به سو مصرف الکل و مواد روی آورند. در کنار آثار مخرب طلاق بر زن و مرد “فرزندان” نیز از پیامدهای طلاق والدین‌شان متاثر می‌شوند.
بطور کلی طلاق گیرندگان در ایجاد ارتباط با فرزندان خود دشواری پیدا می‌کنند، بخصوص آنها از کسی که از نظرشان مقصر اصلی طلاق باشد، متنفر می‌شوند. با این وجود سوال اصلی این است که از بین روابط طولانی پرتنش زن و شوهر و طلاق کدام یک بر فرزندان اثر مخرب تری دارد؟ تحقیقات با در نظر گرفتن کل جامعه به سو طلاق رای می‌دهد.
تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط والدین با فرزندان
اختلافات والدین با فرزندانشان (بویژه مواردی که همراه با توهین ، تحقیر ، ضرب و شتم باشد) به احساس عدم امنیت روحی و جسمی ، تنفر (همراه با احساس گناه) ، خشم از والدین و رفتارهای نابهنجار اجتماعی (از قبیل سو مصرف مواد ، فرار از خانه ، اقدام به خود کشی یا خود زنی) منجر می‌شود. بعضی مواقع موضع فرزندان موضع یاس و احساس پوچی بوده در خود خلا بزرگی احساس می‌کنند. این خلا همان نبود محبت و عواطف والدین است و این زمینه ساز قبول عواطف دروغین همراه با نیت‌های شوم دیگران می‌شود.

راهکارهای حل تعارضات خانوادگی
نگاه اجمالی
وجود اختلاف میان دو فردی که با هم زندگی می کنند امری طبیعی است. چون هر چه افراد باهم تفاهم و همفکری داشته باشند، باز هم اموری وجود دارد که طرز فکر افراد در آن موارد خاص باهم متفاوت خواهد بود. اما از آنجا که هر مشکلی راه حل مخصوص به خود را دارد، رفتن ها و شیوه‌های خاصی وجود دارند که با بهره گرفتن از این روشها می‌توان اختلافات را به حداقل کاهش داد.
دقت در مواقع ازدواج
شاید بارها و بارها شنیده یا خوانده باشید که برای زندگی موفق باید این کار یا آن کار را بکنید و آنقدر بایدها و نبایدها شنیده باشید که دیگر مجال و حوصله‌ای برای اندیشدن در مورد آنها پیدا نکنید و غالبا موضع ما در مقابل این بایدها و نبایدها منفی و مقاومت‌ گراست. با این حال باز هم نکته اصلی در نوع انتخاب همسر و شریک زندگی است. در واقع سوال‌های زیادی است موقع ازدواج باید بدانها جواب دهید و دقت شما کلیدی است بر موفقیت زندگی خودتان ، تجربیات زندگی در عصر جدید نشان می‌دهد ضرب المثل در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست چندان اعتباری ندارد.
آموختن شیوه‌های ارتباط
چگونه با همسر و فرزندان خود ارتباط برقرار می‌کنید؟ به لحن صدا ، نوع کلمات و رفتار خودتان در موقع برقراری ارتباط با آنها دقت کرده‌اید؟ بویژه موقعی که عصبانی هستید؟ با آرامش صحبت کردن ، کلمات سنجیده ، بکار بردن در مواقع خشم خیلی سخت است. ولی ناممکن نیست. و آن هم نیازمند دقت ، آموزش و تمرین است.
احترام متقابل
شروع زندگی مشترک یا صاحب فرزند شدن به معنی از بین رفتن پرده‌های احترام نیست. بلکه آثار دیگری بر رفتار احترام آمیز است. نوع دیدگاهی که به زندگی مشترک ، همسر خود و فرزندانتان دارید در نوع و میزان احترامتان تاثیری می‌گذارد که از طریق نوع صحبت‌های شما فهمیده می‌شود. آیا خانواده را موقعیتی برای رفتارهای ارباب – رعیتی یا حاکم – محکوم می‌دانید؟ شاید رفتار شما نیازمند نگرش جدید و اصلاح باشد.
مسولیت پذیری
به میزانی که در زندگی مشترک از مسولیتهای خود در قبال همسر و فرزندانتان شانه خالی می‌کنید (به هر دلیلی) بر فاصله و اختلافات بین فردی خود می‌افزاید. به مسولیت‌های خود به عنوان همسر و به عنوان پدر یا مادر چقدر آگاهی دارید؟ آیا مسئولیت شما فقط تامین نیازهای جسمی است و دیگر هیچ؟ شاید این گفته درست باشد که “هزار نکته باریکتر از مو اینجاست.”
صداقت
دروغ همچون رنگ سیاهی است که بر دیوار زده می‌شود. بی‌اعتمادی ، سوءظن به یکدیگر و دورویی حاصل بذر دروغ است‌، هرچند کوچک و جزئی باشد. سعی بر وفا کردن به قولها و عهد‌هایی که کرده‌اید زندگی‌تان را محکم‌تر و شاداب‌تر می‌کنند. اما دروغها (چه کوچک و چه بزرگ) بر روی هم جمع می‌شوند و بنیان خانواده را متزلزل می‌کنند.
قهر نکنید!
می‌گویند دعوا و قهر مزه زندگی است. اما سعی کنید شما آن را نچشید. اولین قهر در زندگی مشترک شروعی برای قهرهای دیگر است. قهر کردن فرصت‌ها را برای منطقی دیدن ، تصمیم درست گرفتن از شما می‌گیرد. در اختلافات خود حداکثر سعی را داشته باشید که راهی برای ارتباط مجدد باقی بماند. موقع بستن درها طوری آنها را ببندید که باز کردنشان نیازمند شکستن درها نباشد.

در زیر چند راهنمای دیگر برای ارتباط موفق و حل تعارضات آورده شده است

– الگوی خانواده همسرتان را کشف کنید

دریابید که تضادها چگونه در خانه همسرتان مدیریت می‌شوند و یا حل نشده باقی می‌ماند. در مورد حل تعارضات( حل یا پرهیز) در خانواده خود صحبت کنید. غیر معمول نیست که زوج ها کشف کنند خانواده هایشان راه‌های متفاوتی در بیان خشم و حل تعارضات دارند.

اگر خانواده شما در رابطه و یا حل ساختارمند تعارضات موفق نیست، اجازه بدهید راه های دیگری برای حل تعارضات به کار گرفته شود.

برنامه ریزی

شاید بهترین زمان برای حل مشکلات، اولین فرصت نباشد. غیرمعمول نیست که یکی از زوج ها و یا هردوی آن ها برای احساس آرامش احتیاج به زمان داشته باشند. در واقع، زمانی که در این میان صرف می شود می تواند به زوج ها در پرهیز از اعمال و رفتار و حرف های نامناسب کمک کند و همچنین آن ها را در شناخت آنچه واقعاً بایستی تغییر کند یاری دهند.

ایجاد فضای حمایت عاطفی

حمایت عاطفی شامل پذیرش تفاوت های همسر و عدم تاکید بر بر آورده شدن نیازها خود تنها به شکلی خاص است.

توافق و عدم توافق و رد شدن از آن ها

موضوعاتی در زندگی زناشویی وجود دارند که هیچگاه زوجین در مورد آن ها به توافق نمی رسند. به جای تکرار دور عدم توافق، جر و بحث، گذشتن از موضوع تا دفعه بعد، برای سازش مذاکره کنید و برای این موضوع راه حلی پیدا کنید. نگذارید تعارضات دست نخورده رابطه شما را تحت تاثیر قرار دهد.

بین خواسته ها و نیازهای خود در رابطه زناشویی تفاوت قائل شوید

برای مثال شما در تاریکی شب نیاز دارید همسرتان به یاد داشته باشد، بایستی برای بازگشت به خانه به فلان جا بیاید اما اینکه شما دوست دارید همسرتان در روز چند بار با شما تماس بگیرد یک خواسته است.

پیام هایتان را روشن کنید

یک پیام روشن محترمانه است، اگرچه شامل بیان مستقیم خواسته ها و نیازها است. قبل از صحبت کردن آنچه را که واقعاً می خواهید بگویید بررسی کنید. با استفاده از واژه های ملموس برای توضیح روشن خواسته های خود تمرین کنید.

برای مثال شاید بخواهید بگویید ” دوست دارم وقتی کنارم می نشینی، دستم هایم را بیشتر بگیری ” اما می گویید” دوست دارم بیشتر احساسی باشی “.

هر دفعه بر یک چیز تمرکز کنی

واقعاً گوش دهید

برای خوب گوش کردن به موارد زیر نیاز دارید

۱- بین حرف ها نپرید

۲- به جای آماده کردن پاسخ ها در ذهنتان به حرف های همسرتان گوش دهید

۳- آنچه می شنوید را با جمدلاتی مانند ” فهمیدم، منظورت اینکه…” بررسی کنید

این روش به شما در جلوگیری از برداشت های اشتباه ذهنی که گهگاه منجر به دعوا می شود، کمک می کند.

خود را مهار کنید

تحقیقات نشان داده اند همسرانی که خود را مهار می کنند و همه چیزهایی که آن ها را عصبانی می کند، بروز نمی دهند و در مورد آن ها فکر می کنند، بیشتر شاد هستند.

با موضع برنده- برنده سازگار شوید

موضع برنده- برنده به این معنا است که هدف شما، رابطه است نه آنکه تعارضات به دنبال پیروزی باشید. با خود بررسی کنید آنچه می گویید یا انجام می دهید، باعث کاهش با افزایش مشکل می شود یا خیر؟

نکته بسیار مهم در حل تعارضات حاکمیت “من” است. در واقع وقتی موضوع اثبات، سلطه و نفوذ من باشد دیگر حل تعارضات معنا پیدا نمی کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *