به او علاقه داشتم ولی غرورم را شکست؟ حالا چه کار کنم ؟

ناخوشایند

دختری هستم ۲۰ساله، پسر جوانی حدود ۶ماه به دنبالم بود ولی من اعتنایی به او نمی کردم. ولی عاقبت با او دوست شدم و تازه فهمیدم متاهل است، غرورم شکسته شد. چون دیگر دوستش نداشتم. بلافاصله قطع رابطه کردم و شماره ام را عوض کردم ولی نمی دانم چه شد که بعد از یک ماه خودم با او تماس گرفتم که ای کاش این کار را نمی کردم چون زشت ترین و بدترین حرف ها را از او درباره خودم شنیدم، چرا؟ حالا چه کار کنم؟
خیلی عصبی هستم، لطفا کمکم کنید.

پاسخ مشاور :

پای عزت نفس در میان است! 
معمولا افرادی که خواستار برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف هستند ولی در عین حال به عیب جویی و تحقیر طرف مقابل می پردازند از احساس حقارت و عزت نفس پایین رنج می برند. عزت نفس، به میزان ارزشمندی گفته می شود که هر فرد برای خود قائل است. تجربه ما در طول زندگی و بازخوردی که از اطرافیان درباره ویژگی های مان دریافت می کنیم باعث شکل گیری تصویری از ما در ذهنمان می شود.
برداشت ها و ارزیابی های ما از این تصویر باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن یا برعکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم. افراد دارای عزت نفس بالا، برای خود و دیگران ارزش و احترام قائل هستند و احساس دوست داشتنی بودن می کنند.
این افراد با دیگران و با خود سرستیز ندارند و می توانند به راحتی ارتباط برقرار کنند. روابط و برخوردهای این دسته از افراد دوستانه و محبت آمیز است.افراد دارای عزت نفس بالا احساسات دیگران را درک می کنند و قدرت هم دردی و هم دلی خوبی دارند. در مقابل افرادی که عزت نفس پایینی دارند و حرمت نفس ندارند، به طور دائم درگیر مقایسه خود با دیگرانند و آن ها را برتر از خود می پندارند. از نظر این افراد دیگران برای آن ها اهمیتی قائل نیستند و دوست داشته نمی شوند. این مسئله درد روانی شدیدی برای افرادی که عزت نفس ندارند به وجود می آورد.

تحقیرت می کنم تا حالم خوب شود! 
برخی از این افراد برای کاهش این درد دست به تحقیر و سرزنش دیگران می زنند به این امید که تخریب شخصیت آن ها باعث شود که خودشان ارزشمندتر به نظر آیند، هم در نگاه دیگران و هم در نگاه خود. از آن جا که افراد دارای عزت نفس پایین مرزهای شخصیتی مشخصی ندارند، از تشخیص مرزهای دیگران نیز عاجزند و این مسئله باعث می شود وارد حریم اشخاص دیگر شوند و به آن ها برای برآورده کردن نیازهای شخصی شان فشار آورند.
این موضوع به ایجاد احساسات ناخوشایند در اطرافیان این دسته از افراد منجر می شود.کسانی که عزت نفس پایین را تجربه می کنند، دامنه محدودی از عواطف و احساسات را نشان می دهند. معمولاً این افراد، از این که احساسات واقعی خود را نشان دهند شرم دارند؛ زیرا فکر می کنند این احساسات ممکن است برای دیگران مسخره به نظر آید و به طور مکرر رفتارهایی چون بی قیدی و خشونت را از خود بروز می دهند. دوست داشتن دیگران از عهده این افراد برنمی آید، زیرا کسی که خود را دوست ندارد نمی تواند این احساس را متوجه دیگران کند.

از حریم خود حفاظت کنید 
نحوه برخورد با چنین افرادی نیز بستگی به میزان عزت و احترامی دارد که برای خود قائل هستیم. اگر ما دارای عزت نفس بالایی باشیم، در مقابل این رفتارها سکوت نمی کنیم و واکنش مناسبی برای جلوگیری از ادامه آن نشان خواهیم داد. البته مقابله به مثل و پرخاشگرانه رفتار کردن برخورد نامناسب و غلطی است.
«فاصله گرفتن از این افراد» و «بیان قاطعانه نظر و دیدگاه خود» باعث می شود از حریم خود محافظت کنیم و مانع ورود بی جای این افراد به حریم شخصی خود شویم.
از سوی دیگر نپذیرفتن تحقیر و توهین های صورت گرفته و ارزشمند شمردن خود، کمک می کند تا این افراد جایگاه واقعی ما را درک و رفتارشان را در ارتباط با ما اصلاح کنند. در نظر داشته باشید همه ما دارای نقاط قوت و ضعف هستیم و این موضوع کاملا طبیعی و انسانی است. بنابراین ارزشمند بودن و دوست داشتنی بودن، به معنای بی نقص بودن نیست، همه ما به صرف انسان بودن، دارای اهمیت و حرمت هستیم.

کسی که مناسب ازدواج نیست، برای رابطه دیگری هم مناسب نیست! 

همچنین بررسی علت برقراری ارتباط مجدد شما نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. در نظر داشته باشید وقتی که بررسی شما نشان داده که این ارتباط نامناسب است و آینده خوبی در قالب ازدواج برای آن متصور نیستید، نمی توان انتظار داشت که ادامه آن به شکلی دیگر نتایج خوبی برای شما به دنبال داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *