امروزه خیلی ها دچار خود شیفتگی هستند

 

امروزه خیلی ها دچار خود شیفتگی هستند همیشه تاریخ خودنمایان وجود داشته اند. داستان پرداز بزرگ ایران زمین، مولوی از دلقک و فرمانروای ترمذ (ازبکستان) ‏Termez‏ می گوید:

 

فسوسگر (دلقک) بر اسب نشست و به تاخت سوی ترمذ شتافت. شتابش چندان بود که اسب در میانه راه از پا افتاد. او بر اسبی دیگر نشست و باز تازید. آن اسب نیز از پای درآمد. سرانجام با اسب سوم به ترمذ رسید. ترمذیان می دانستند که سلطان محمد خوارزمشاه هوای یورش به دیار ترمذ دارد؛ از گرد وغبار فسوسگر در کوچه و بازار، مردم گمان دادند او پیامی بسیار مهم برای فرمانروای ترمذ آورده است؛ درباریان برای او راه گشودند. فسوسگر زمانی که رسید پیاده شد و با چهره بسیار نگران از فرمانروا خواست به او مجال برای نفس  تازه بدهد. چندزمانی گذشت و فرمانروا چشم به راه شنیدن پیام، همچنان بالاسر فسوسگر ایستاده بود. سرانجام تاب نیاورد و گفت چرا چیزی نمی گویی؟ ما تا امروز از تو مگر شوخ وشنگی چیزی ندیده ایم؛ بگو چه پیش آمده که چنین برآشفته ای؟ فسوسگر باز زمان خواست تا لختی دیگر بیاساید. این بار فرمانروا فریاد زد یا اکنون پیامت را باز  می گویی یا سرت از تن جدا می کنم. فسوسگر از بیم جان گفت: من در روستای خویش بودم که شنیدم جارچیان شما ندا می دهند هر پیک سواری اگر پنج روزه به سرزمین خوارزمشاه برود و پیامی بیاورد، پاداشی گرانبها دریافت خواهد داشت. پس من درنگ نکرده و درجا بر روی اسب پریدم و به سوی شما شتافتم که بر من امید نبندید که از این کار ناتوانم! فرمانروا گفت: وای از تو؛ شهری برآشوبیدی، مردمان را هراساندی، مرا دل ناگران ساختی که این را بگویی؟ من که به توماموریتی نداده بودم که برای درخواست بخشش به سویم روان شدی.

امروزه خیلی ها دچار خود شیفتگی هستند

مردان 364x245 1 امروزه خیلی ها دچار خود شیفتگی هستند

 

مولوی بر این باور است که برخی انسان ها خود را مسیحا نفس می خوانند ولی نفس شان دروغ است.

 

داویان دوران دیجیتالیزم

 

خودنمایی در جانوران وجود ندارد ولی در انسان هست. مشکل این است که به سختی می توان به خودنمایی اخلاقی موجود دوپا پی برد از بس که انسان موجود پیچیده ای ست. هیچ کس تحمل خودنمایی دیگران را ندارد. هنگامی که کسی از کارهای خویش تعریف می کند و همزمان دیگران را با گویش دانای کل پند می دهد، همه نسبت به وی بدبین می شوند. ‏

 

تصویر و عکس سلفی اینک نماد خودشیفتگی دوران سایبر است. تنها شاید یک بار عکس سلفی گل داد و دختری توانست خواهر جُنابه(دوقلو) خود را پس از دودهه بیابد؛ وگرنه تصویر یا عکس سلفی را کمتر بیننده ای می پسندد؛ گرچه یک پژوهشگر بر این باور است که پدیده سلفی، توانمندی بیشتری در اختیار گروه های به حاشیه رانده از شمار زنان، رنگین پوست ها، مهاجران و پناهنده‎ها قرار داده است.

 

برخی که از تریبونی در جهان سیاست برخوردارند یا کسانی که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، در آرزوی جایگاهی هستند و می کوشند خود را خوب نشان  دهند.

 

خودنمایان چند گروه اند؛ برخی با هدفی خوش خودنمایند، گروه دوم گرفتار خودنمایی اند و از این ویژگی رنج می برند و بدتر از همه آن دسته که با اعتراض به دیگر خودنماها، خودنمایی می کنند. ‏

 

شگفتی از کار خودنماها

 

خودنمایی اخلاقی در جهان سایبر، انسان ها را به کارهای شگفت وا می دارد؛ زنی جداشده از همسر با داشتن یک دختر جوان در یک شبکه اجتماعی، گفتمانی راه می اندازد بر این پایه که «چگونه می توان به دختر خود کمک کرد؟» که با چندی  و چونی روزگار بد یا نبود پدر کنار بیاید و از افسردگی رهایی یابد.

 

در این میان مردی میانه سال نیز وارد گفت وگو می شود با این داوی و ادعا که با داشتن یک دختر جوان از همسرش جدا شده است؛ چیزی نمی گذرد که یکی ار آشنایان مرد میانسال، پته اش را روی آب می اندازد و می گوید که فلانی از بنیاد ازدواج نکرده تا دختر جوان داشته باشد؛ و بدین  گونه پشتگرمی و اعتمادها در جهان سایبر روز به روز کاهش می یابد.

 

خودنمایی اخلاقی بیشتر از سوی شخصیت های خودشیفته رخ می دهد. گاهی که باورهای سیاسی یا اخلاقی خود را به اشتراک می گذاریم، به این سبب است که به مخالفان خود نشان دهیم از آنان بهتریم. در جهان سایبر همه چیز خیلی زود رنگ سیاست به خود می گیرد و هرجا که سیاست هست، برخورد خشن نیز هست. ‏

 

با خودنمایی خود چه باید کرد؟

 

برخورد با خود آسانتر است تا برخورد با دیگری. اگر دریافتیم ناخودآگاه وارد خودنمایی اخلاقی شده ایم، باید چرایش را از خود بپرسیم و راه های دیگر غیر خودنمایی را بجوییم. چگونه باید با فرد خودنما برخورد کرد؟ آیا می توان دریافت چه کسی در حال خودنمایی اخلاقی است؟ شاید بتوان از خودنما پرسید چرا به  طور کلی این گونه رفتار از شما سر می زند؟

 

خودنمایی در اندازه بسیار اندک در بیشتر انسان ها دیده می شود اما کسانی انگار پیشه شان خودنمایی ست. خودنمایی یک پدیده چندپهلوست؛ از یک سو کوششی برای برجسته دیده شدن است؛ و از دیگرسو دیدگا هی پشت اش خوابیده که برخی را به  سوی خودنمایی هل می دهد. خودنمایی گاهی نیز برای کوچک کردن یا پریشان کردن دیگری انجام می شود.

 

برخی انسان ها با خودنمایی خود دیگران را رنج می دهند اما هستند کسانی که از خودنمایی خود رنج می برند. پدیده خودنمایی در برخی انسان ها به گونه ای سرشتی و ژنی وجود دارد و آنان مدام با این ویژگی درونی خود در ستیزند و حتی نزد روانکاو می روند چون از مشاهده این پدیده در دیگری بیزاری می جویند و آنگاه که به کشف آن در خود می رسند، می هراسند.

 

خودنمایی اخلاقی بد است چون در آن از گفت و گو سو استفاده می شود. انسان خودنما می خواهد مورد احترام باشد، یا به جایگاهی دست یابد و رده خود را در یک گروه اجتماعی بالا ببرد، بنابراین خودنمایی، تنها نمایش خودنمایی نیست بلکه نمایشی از یک چیز پنهان است. ‏

 

افراد خودنما در خلوت خود انسان های ناسازگارند اما وانمود می کنند به دیگران نزدیک اند؛ در حالی که خودنمایی شان دیگران را فراری می دهد. در میان خودنماها شارلاتان به معنای حقیقی واژه نیز یافت می شود، آنان برای سود مادی یا اجتماعی با همه توان دست و پا می زنند. اما خودنماها همه شان بد نیستند و هدف بدی در سر ندارند و نمی خواهند به کسی زیان برسد. آنان با حرف زدن درباره چیزها می کوشند جایگاه خود را بالا ببرند‎.

 

‎راهکار

 

نوشتن یک مقاله ـ ببخشید گزارش در روزنامه لزوما نباید همراه با راهکار باشد وگرنه لزومی به ۲۵۰۰ واژه نیست چون می توان در کادری کوچک با ۱۰۰ واژه رهنمود داد و بس٫

 

بنابراین گزارش بیش از آن که در پی به نتیجه رساندن باشد انگیزه طرح پرسش دارد. مقاله نویس ـ ببخشید ریپورتر نیز خیلی وابسته به این نیست که مچ گیری و رسوا کند و چهره پنهان یک نفر را آشکار سازد بلکه کارش تنها ریپورت است و سپس واگذاری داوری به خود خواننده؛ گزارشگر با بازبینی به آن چه که رو به دیگران به قلم می آورد شاید به این برآیند برسد که بخشی از واژه هایش به خودش بر می گردد؛ مگر نه این که هر نوشتنی، نخست هشدار به خود است.

 

گاهی اندکی خودنمایی کمک می کند درباره شناساندن خود در یک مصاحبه استخدام دلیر باشیم؛ به خود خواهیم گفت چگونه فلانی درباره آنچه نیست لاف می زند پس بیجاست من درباره توانایی خود ترس داشته باشم.

 

نیاز به این که باورهای خود را با دیگران در میان بگذاریم طبیعی است. ما خواهان گفت وگو در باره جبهه خود در باره پدیده های گوناگون هستیم و این هم طبیعی است. داشتن ارتباط با دیگران نیاز انسان است اما خودنمایی به همه این گونه های ارتباط آسیب می زند. اگر دیگران در برابر خودنمایی ما جبهه می گیرند حق دارند زیرا آنان برای ارتباطات خود ارزش گذاری دارند و خش بر آن را نمی پسندند.

 

کسانی که گفت وگوهای سالمی با انسان های جامعه دارند، همدلی بیشتری با آنان می یابند و احتمال بیشتری دارد که بکوشند زمینه مشترکی میان خود و آنان بیابند.

 

پدیده دروغ

 

اما خودنماها از دروغ بهره بسیار می برند، پس می توان گفت آنان دروغ گو هم هستند. چطور می تواند دریافت کسی دروغ می گوید؟

 

نمونه: یک روزنامه نگار کهنه کار دوبار از فیلم مورد علاقه اش می گوید. او یک بار نخست حقیقت را می گوید اما بار دوم دیگر سخنانش دروغ است. هر دوی این فیلم ها در یک برنامه زنده پخش  شد و از تماشاگران خواسته شد تماس بگیرند و گمانه زنی خود را بیان کنند که روزنامه نگار در کدام بخش حقیقت را می گوید و در کدامیک نه. این برنامه دیدگاه سنجی به دروغ شناس ها کمک می کند نشانگان را بشناسند.

 

نشانه های دیدنی، گیرنده های ما را پرت می کند. انسان ها با شنیدن یک نسخه صوتی یا خواندن یک متن نوشتاری بهتر می توانند دروغ را شناسایی کنند. آنانی که در برنامه زنده حضور داشتند، سخنان دروغ را دریافتند.

 

همچنین دروغ گو های حرفه ای زبان بدن خود را آسان تر از صدایشان کنترل می کنند؛ پس اگر می خواهید دروغگو را شناسایی کنید، به او نگاه نکنید، تنها به آنچه می گوید گوش بسپارید و این که چگونه آن را بیان می کند. اگر می خواهید راست را از ناراست تشخیص دهید، بهتر است به جای تلویزیون و ویدئو با رادیو دمخور شوید تا گیرنده های بدن شما  روی سخن متمرکز شود.

 

برآیند پژوهش

 

انسان هایی که دروغ می گویند ارجاعات شخصی را جا می اندازند مانند: به، من، مال من، من، مرا.‏

 

دروغگو ها کم حرف می زنند برای آن که گمان می دهند مشت شان باز شود. برای نمونه رورنامه نگار ابژه یا مورد آزمایش هنگامی که دروغ  گفت نیمی از زمانی که راست  گفته بود ، حرف زد.‏

 

همچنین باید به وقفه های پس از پرسش ها توجه کرد. انسان ها هنگامی که دروغ می گویند درنگ بیشتری در پاسخگویی دارند یعنی در پایان پرسش و آغاز پاسخ درنگ چشمگیر وجود دارد. دروغگو ها کمتر احساساتی می شوند یا به هیجان می آیند در دروغ گفتن احساس و عاطفه کمتری وجود دارد.

 

و بدی این پژوهش این است که نزدیک ترین انسان ها در دور و بر ما بیشتر از دیگران احتمال دارد که فریب مان دهند.

 

کسانی بیست سال با هم دوست یا شریک زندگی اند و خیلی با بُرا و بُرنده از راست گویی یکدیگر می گویند در حالی که گاهی برعکس است و هرچه بیشتر کسی را بشناسید، برای شما سخت تر است که دریابید وی به شما راست می گوید یا دروغ.

 

شناخت خود شیفته ها ‏

 

درست زمانی که جهان به همدلی بیشتری نیاز دارد، پدیده خود شیفتگی سربرآورده است. مردم کوچه و بازار انگار که روانکاوند، به آسانی از خود شیفتگی برخی جوانان گپ می زنند در شبکه های اجتماعی که خود متهم به خیزش گروه خودشیفتگان دیجیتال ا ست، از این پدیده سخن بسیار می گوید؛ همچنین نویسندگان ـ نه لزوما روانکاو، کتاب های بسیاری در این باره نوشته اند.

 

چگونه خود شیفته ها را بشناسیم؟ خودشیفتگی هنگامی که از اندازه و میزان بگذرد گونه ای ناهنجاری است.

 

خود شیفتگی، گرایشی ویژه یا ستایش زیاده روانه از خود و به ویژه در مورد وضعیت ظاهری خود که گونه ای خود پرستی  است و با گرایش زیاده روانه شدید به آسایش شخصی و مهم  جلوه دادن توانایی خود.

 

خود شیفتگی دسته ای از ویژگی های شخصیتی است که در همه ما تا اندازه ای وجود دارد اما در پیشروی خود با ناهنجاری شخصیتی و اندیشگی شناخته می شود. به این بیماری، شخصیت خود شیفته می گویند.

 

نُه نشانه برای تشخیص این بیماری در انسان ها وجود دارد و اگر انسان ۵ مورد از این نشانگان را داشته باشد بیمار شناخته می شود؛ یک خود بزرگ بینی زیاده روانه و احساس شدید مهم بودن؛ پندار بافی در موفقیت های زندگی و قدرت؛ باور به یگانه بودن و شگفت بودن؛ نیاز شدید به ستودن دیگران؛ حق به جانب بودن؛ سواستفاده از دیگران برای رسیدن به هدف ها؛ نداشتن احساس همدلی و بی اعتنایی به احساسات دیگران؛ حسادت به دیگران؛ داشتن رفتار خودکامه و نگاه از بالا به پایین.‏

 

همه ما بی گمان کسی را می شناسیم که این ویژگی ها را داشته باشد؛ اما آنچه این پدیده را دگردیس به بیماری می کند زمانی ست که این نشانگان به گونه زیاده روانه و شدید در یک انسان دیده شود و به گونه ای ایجاد رنج و دشواری در زندگی شخصی فرد یا آدم های دور و بر او کند.

 

این نشانه ها و حالت ها بسیار بیش از آنچه پیش بینی  می کنیم، رواج دارد: این نشانه ها گونه ای پیامد بالینی کم اهمیت نیست بلکه نیاز به مراقبت های تخصصی پزشکی دارد.‏

 

این حالتها که همه گیر است بی گمان موردهای بسیاری از آن در دنیای ما وجود دارد. یک انسان خود شیفته که زیر درمان پزشک بود در شبکه اجتماعی می گوید که به خوبی از همان سال های کودکی می دانسته که خود شیفته است: «من از آزاردادن دیگران برای رسیدن به هدف هایم پروا نداشتم و پس از به پایان بردن دوران دانشگاه، هم دانشگاهی ام گفت که من دارای شخصیت خود شیفته ام و مرا نزد یک روانکاو برد و بدون این که سخنی بگوید روانکاو نیز سخن هم دانشگاهی را تکرار کرد. من در دانشگاه در می یافتم که چرا کارهای من از دید دیگران آزارنده است. کارهایم به من کمک می کرد که بتوانم پیشرفت کنم.»

 

درمان خود شیفتگی چیست؟

 

شمار زیادی از انسان ها به بیماری شخصیت خود شیفته دچارند و نزد پزشک می روند و می گویند افسرده اند در حالی که داروهای درمان افسردگی آنان را درمان نمی کند.‏

 

درمان بیماری شخصیت خود شیفته آسان نیست، این درمان گونه ای روان درمانی است که آسان و بی درد سر نیست، نخستین دشواری این است که بیماران نمی پذیرند که درگیر چالش اند؛ بیشتر دچارشدگان به خودشیفتگی گمان دارند این دیگرانند که ایراد دارند. بسیاری هم خیلی دیر به اندیشه درمان می افتند. کسی که با یک انسان خودشیفته زندگی می کند در خاطراتش می گوید «خودشیفته به دیگری اهمیت نمی دهد» البته خود شیفتگی با افزایش سن کاهش می یابد. روند افزایش سن هُنایش و تاثیر ژرفی بر خود شیفتگی می  گذارد و به گونه روشن از آن می کاهد؛ انسان های مسن تر کمتر از جوانان خود شیفته اند. این در گروه های نمونه و مشاهدات بسیاری بار ها و بار ها تائید شده است.‏

 

همه گیری خود شیفتگی، بیماری شخصیت خود شیفته و ترس اجتماعی از خود شیفتگان؛ کدام یک از این ها مورها دارای اهمیت بیشتر است؟ ‏

 

گمانی نیست که با همگانی شدن خودنمایی، خود شیفتگی در جامعه افزایش یافته است. پژوهش ها نشان می دهد که دانشجویان بیش از پیش خود شیفته شده اند. دانشجویان امروز به نسبت دانشجویان گذشته خودشیفته ترند؛ افزایش چشمگیری در میزان دانشجویانی که فکر می کنند برای رسیدن به هدف های خود بالاتر از دیگرانند، دیده می شود. همچنین کسانی که باور دارند در گروه خود رهبرند، زیادند.‏

 

گمان می رود جامعه به  سویی پیش رفته که انسان های بیشتری را خود شیفته کرده است و همراه با آن خود شیفته های بیشتری هم در جامعه به وجود  آمده اند. دشوار است دریابیم که آیا خود شیفتگی تا چه اندازه رو به افزایش است. شبکه های اجتماعی بی گمان خود شیفتگی را در انسان ها بالا برده است؛ اما یک مورد مانند روز روشن است و آن این که شیفتگی انسان ها به خود شیفتگی، رو به  فزایندگی ست.

 

علی درویشی

منبع : روزنامه اطلاعات

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *