اختلال شخصیت جامعه ستیز Anti Social Personality Disorder

اختلال

اختلال شخصیت ضد اجتماعی
مقدمه
بیمارانی که اختلال‌های شخصیت را تجربه می‌کنند، الگوهای نابهنجار فکری، احساسی و رفتاری دارند که به دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی‌شان برمی‌گردد. این افراد به لحاظ ذهنی یا عملکردی دچار نقص می‌باشند، زیرا روش‌های تعاملی‌شان با دیگران انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه است. اغلب افراد مبتلا از اختلال خود، آگاهی ندارند و به همین علت درمان فوری برای این اختلالات امکان پذیر نیست.
این تشخیص معمولاَ در بزرگسالان رایج‌تر می‌باشد علی‌رغم این‌که بعضی اوقات درکودکان نیز گذاشته می‌شود. اختلالات شخصیت درمان نشده در طی زمان ثابت باقی می مانند و در نتیجه نسبت به درمان بسیار مقاومند.
اختلالات شخصیت را می‌توان در یک دامنه‌ی خفیف تا شدید قرارداد. این اختلالات طبق متن بازنگری شده‌ی چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR ) در سه گروه طبقه بندی شده‌اند.
گروه اول (A) مشتمل است بر اختلالات شخصیت اسکیزویید، پارانویید و اسکیزوتایپی؛ افراد مبتلا به این اختلالات اغلب غیرعادی و غریب به نظر می‌رسند.
گروه دوم (B) مشتمل است بر اختلالات شخصیت نمایشی، خودشیفته، ضداجتماعی و مرزی؛ افراد مبتلا به این اختلالات غالباَ هیجانی، بازیگر و بی ثبات به نظر می‌رسند.
سومین گروه (C) اختلالات شخصیت انواع دوری‌گزین، وابسته، وسواسی – جبری و منفعل – مهاجم را شامل می‌گردد؛ افراد مبتلا به این اختلالات مضطرب و بیمناک به نظر می‌رسند.
در این مقاله اختلال شخصیت ضد اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرد که از گروه دوم (B) می‌باشد. درمان انتخابی برای این گروه به نظر می‌رسد روان درمانی باشد، هر چند که دارودرمانی هنوز مورد بحث می‌باشد.
اصطلاح شخصیت ضد اجتماعی همواره به صورت مترادف جامعه ستیز به کار رفته‌است. این برچسپ یا اصطلاح این رفتار را خارج از معیارهای اخلاقی متداول جامعه توصیف می‌کند و آن را به عنوان یکی از جدی‌ترین اختلال‌های روانی در نظر می‌گیرد.
Anti Social Personality Disorder ( اختلال شخصیت جامعه ستیز ) شناخته شده ترین اختلال در زمینه اختلال های شخصیتی است . یک اختلال شخصیتی ، یک حالت ماندگار و مزمنی است که در آن رفتار ، تجارب و چشم انداز فرد نسبت به فرهنگ و تمدن ، به طور محسوسی منحرف می شود .
Anti Social Personality Disorder یک نوع مزمن از بیماری های روانی است که باعث می شود افکار ، شناخت از موقعیت و تعاملات فرد با دیگران غیر عادی و نا معمول شود .
زمانی که شما دچار Anti Social Personality Disorder هستید به طور قابل توجهی نسبت به قوانین و حدود خود بی تفاوت می شوید . در این حالت شما اغلب حقوق دیگران را نادیده گرفته و آنها را نقض می کنید . شما ممکن است دروغ بگویید ، رفتار تجاوزکارانه داشته باشید و به الکل و مواد مخدر روی بیاورید . همچنین ممکن است قادر به انجام وظایف خانوادگی ، کاری ، درسی و غیره نباشید .
Anti Social Personality Disorder به افراد زیر ۱۸ سال تنها زمانی نسبت داده می شود که دارای سوابق و علائم این اختلال از قبل از ۱۵ سالگی باشند .
این اختلال گاها به عنوان Sociopathic personality disorder و یا Psychopathic نیز شناخته می شود . اما تحقیقات نشان می دهد که Anti Social Personality Disorder وPsychopathic دو اختلال متفاوت هستند . اگر به طور ساده بخواهیم Sociopathic personality disorder را تعریف کنیم به افرادی می گوییم که به اصطلاح شدیدا نسبت به دیگران بی وجدان هستند . اما Psychopathic افرادی هستند که کاملا فاقد وجدان هستند .
اختلال شخصیت ضد اجتماعی با اعمال ضد اجتماعی و جنایی مستمر مشخص می‌شود، اما معادل جنایتکاری نیست؛ بلکه فرد در مطابقت دادن خود با موازین اجتماعی ناتوان است. به دلیل تاثیر گسترده بر امنیت عمومی و سلامت اقتصادی جامعه، بیشتر از سایر اختلالات شخصیت در مورد اختلال ضداجتماعی تحقیق صورت گرفته است. میزان این اختلال در مردها ۳ درصد و در زن‌ها ۱ درصد می‌باشد. شیوع این اختلال بیش از همه در نواحی فقیرنشین شهری و بین ساکنان متحرک این مناطق مشاهده می شود. پسرهای مبتلا در مقایسه با دخترها از خانواده‌های پرجمعیت‌تری برخاسته‌اند. شروع اختلال قبل از ۱۵ سالگی است. در بین زندانی‌ها میزان شیوع اختلال ممکن است تا ۷۵ درصد نیز برسد. میزان شیوع اختلال در بستگان درجه یک پنج بار بیشتر است.
تشخیص
برطبق ملاک‌های (DSM-IV-TR ) هنگامی که الگوی بی اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران که از ۱۵ سالگی شروع شده و با سه مورد (یا بیشتر) از خصوصیات زیر همراه است، تشخیص اختلال ضد اجتماعی گذاشته می‌شود:
۱- ناسازگاری با موازین اجتماعی
۲- فریبکاری
۳- رفتار تکانشی
۴- تحریک پذیری و پرخاشگری
۵- بی احتیاطی نسبت به ایمنی خود و دیگران
۶- عدم احساس مسئولیت
۷- فقدان پشیمانی
ویژگیهای خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
ظاهراً اختلال شخصیت ضداجتماعی با وضعیتهای اجتماعی- اقتصادی پائین و موقعیتهای شهری ارتباط دارد. در مورد این تشخیص، نگرانیهایی به وجود آمده مبنی بر اینکه این تشخیص ممکن است به اشتباه در مورد افراد و موقعیتهایی به کار رود که در آنها رفتار ضداجتماعی ظاهراً ممکن است بخشی از یک راهبرد محافظتی برای ادامه زندگی باشد. در ارزیابی صفات ضداجتماعی، در نظر گرفتن زمینه اجتماعی و اقتصادی که رفتارها در آن رخ می دهند، برای متخصص بالینی سودمند است.
طبق تعریف، تشخیص شخصیت ضداجتماعی را نمی توان تا قبل از سن ۱۸ سالگی عنوان کرد. اختلال شخصیت ضداجتماعی در مردان شایعتر از زنان است. این احتمال وجود دارد که تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زنان کمتر مطرح شود که علت آن بویژه تأکید بر جنبه های پرخاشگرانه در تعریف اختلال سلوک است. پس حداقل سن فرد ۱۸ سال است و شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از ۱۵ سالگی وجود دارد.
شخصیت‌های ضد اجتماعی معمولاَ با ظاهر عادی، حتی فریبنده و راضی کننده مشاهده می‌شوند. اما سوابق آن‌ها حاکی از اختلال عملکرد در بسیاری از زمینه‌های زندگی است. دروغگویی، فرار از مدرسه و منزل، دزدی، نزاع، سوء مصرف دارو و فعالیت‌های غیرقانونی، تجربیات معمول این بیماران می‌باشد. این افراد در موقعیت‌هایی که افراد نرمال اضطراب یا افسردگی نشان می‌دهند، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. تهدید به خودکشی، به دلیل پرخاشگری نسبت به خود و یا به منظور اغفال دیگران در جهت کسب منافع شخصی، و اشتغال ذهنی با ناراحتی جسمانی که منشا روانی دارد، شایع است. این افراد در بازی گرفتن دیگران بسیار استادند و به راحتی می‌توانند دیگران را برای شرکت در طرح‌هایی که برای به دست آوردن پول و شهرت نزدیکترین راه شمرده می‌شوند راغب سازند؛ طرح‌هایی که غالباَ به خسارت مادی و شرمساری اجتماعی یا هردو منجر می‌گردد. بی مبالاتی جنسی، بدرفتاری با همسر و فرزند و رانندگی در حال مستی از اتفاقات معمول در زندگی این بیماران است. یکی از یافته‌های قابل ملاحظه فقدان پشیمانی برای اعمالی است که شخص انجام داده است، یعنی این بیماران به نظر می‌رسد فاقد وجدان هستند.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی زمینه‌های متعددی از زندگی شخص را شامل می‌شود و از این نظر با رفتار غیرقانونی تفاوت دارد. تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی در صورتی که عقب ماندگی ذهنی، اسکیزوفرنی یا مانی بتوانند علایم را توجیه کنند، گذاشته نمی‌شود.
سیر و پیش آگهی
این اختلال سیر بدون پسرفت دارد و اوج شدت آن معمولاَ در اواخر نوجوانی است. پیش آگهی متغیر است. گزارش‌هایی وجود دارد که از کاهش علایم با پیشرفت سن خبر می‌دهند. افسردگی، الکلسیم و سوء مصرف دارو شایع است.
آسیب شناسی
عوامل عضوی که مرتبط با اختلال شخصیت ضد اجتماعی گزارش شده‌اند، عبارتند از:
وجود کروموزوم XYY، ضربان قلب پایین، تستوسترون پلاسما بالاتر، آستانه پایین برای تحریک لیمبیک، علایم ملایم نورولوژیکی، الگوهای الکتروانسفالوگرافی (EEG) کند، نقص توجه و مشکلات هماهنگی حرکتی و هماهنگی دست – چشم. از سوی دیگر به نظر می‌رسد عوامل فرهنگی – اجتماعی نیزدخیل باشند. سابقه سوء رفتار پدر یا ترک خانواده از جانب او، تنبیهات مکرر، خشم یا نادیده گرفتن والدین از این قبیلند.
اختلال سلوک (نوعی اختلال رفتاری) یکی از علل این اختلال محسوب می‌شود. عوامل خطرساز برای اختلال سلوک شامل، جنس مذکر، وضعیت اجتماعی – اقتصادی پایین، خلق و خوی دشوار در نوزادی، والدین ضد اجتماعی، استرس، زندگی در مکان‌های با وقوع جرایم بالا و داشتن مادربزرگ و پدر بزرگ ناپخته می‌باشد.

این عوامل خطرساز به نظر می‌رسد به وسیله‌ی طلاق و جدایی خانواده، طرد والدین تشدید یافته و احتمال شکل‌گیری اختلال شخصیت ضد اجتماعی را افزایش دهد.

راهکارهای پیشگیرانه
مدل‌های مفهومی پیشگیری برای موثر واقع شدن مداخلات، بر عوامل خطرساز چندگانه بیولوژیکی، رفتاری و روانشناختی تاکید می‌کنند. عوامل بیولوژیکی فردی ممکن است شامل مشکلات در حین زایمان یا بیماری‌های کودکی باشند. البته مداخلات بیشتر بر عوامل رفتاری تمرکز دارند تا عوامل بیولوژیکی. در نهایت تاثیرات اجتماعی زمینه‌ای مانند فقر و تاثیر آن‌ها بر رفتار ضد اجتماعی توجه و تمرکز متوسطی را از آن خود کرده است.
راهبردهای زیرممکن است برای تلاش‌های پیشگیرانه موثر باشد:
۱- ارزیابی چندگانه عوامل رفتاری، بیولوژیکی و اجتماعی
۲- توجه به سلسله مراتبی از عوامل خطرساز مهم براساس ادبیات تحقیقی موجود و موقعیت فعلی برای پیشگیری کمک کننده خواهند بود.
۳- شناخت هیجانات و گسترش تعامل والد – کودک در سال‌های اولیه باعث افزایش پاسخگویی همدلانه به دیگران می‌شود.
۴- در سطح خانواده، آموزش روابط موثر از طریق برقراری کارگاه‌های مربوط به آموزش ارتباط موثر به اعضای خانواده، به خصوص والدین بسیار موثر خواهد بود.
۵- در سطح مدرسه، برگزاری کارگاه‌های آموزش مهارت جرات ورزی و مدیریت استرس نیز کمک کننده خواهد بود.
۶- در سطح جامعه، برگزاری کارگاه‌های کنترل خشم و برپایی گروه‌های خودیاری از جمله خدمات موثر برای جلوگیری یا پیشگیری ثانوی از اختلال ضداجتماعی خواهد بود.

نشانه‌ها
چهار نشانهٔ اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial personality disorder)عبارت اند از: خود محوری، فقدان وجدان، رفتار تکانشی و جازبهٔ سطحی. خود محوری به اشتغال ذهنی فرد به مسایل خود و عدم حساسیت به نیازهای دیگران مربوط می‌شود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به زندگی خود در دنیا یی که با تنهایی او آمیخته شده‌است ادامه می‌دهد، گویی که در مکان جدا و عایقی قرار دارد و هرگز دوست و آشنایی ندارد. این افراد اغلب فکر می‌کنند که با دیگران تفاوت دارند. آن‌ها ظاهراً احساس توجه و نگرانی نسبت به دیگران را درک نمی‌کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اضطراب، گناه و یا احساس‌های پشیمانی را حتی در صورتی که آسیب زیادی را به دیگران وارد کرده باشند، تجربه نمی‌کنند. آن‌ها اغلب، هنگامی که با رفتار تخریبی خود روبه رو می‌شوند، آرام و موقر باقی می‌مانند و نسبت به کسی که بتواند آن‌ها را فریب دهند، احساس تنفر می‌کنند.
این افراد بر خلاف بزرگسالانی که یاد گرفته‌اند، رضایت مندی‌های بی درنگ خود را به خاطر اهداف دراز مدت فدا کنند، بدون توجه به پیامدهای احتمالی بر اساس تکانه‌های خود عمل می‌کنند. آن‌ها مشاغل و روابط خود را به طور ناگهانی تغییر می‌دهند و اهل خشونت و بی ملاحظه هستند. آن‌ها اغلب، سابقهٔ مدرسه گریزی دارند و ممکن است مکرراً به خاطر رفتار مخرب از مدرسه اخراج شده باشند. حتی هنگامی که آن‌ها پیوسته به خاطر رفتارهای خود تنبیه شوند، نسبت به رابطهٔ بین رفتارشان و پیامدهای آن‌ها هیج بینشی ندارند.
افراد مبتلا به شخصیت‌های ضد اجتماعی می‌توانند کاملاً فریبنده و متقاعد کننده به نظر آیند و به طور قابل توجهی نسبت به نیازها و ضعف‌های دیگران واقف اند. آن‌ها حتی در حالی که فردی را استثمار می‌کنند، احساس‌های اعتماد را در وی بر می‌انگیزانند. کن بایانچی در فریب دادن دیگران به اندازه‌ای مهارت داشت که توانست زنی را متقاعد کند که دربارهٔ بعضی از قتل‌ها، برای حمایت از وی شهادت دروغ بگوید. بایانچی می‌دانست که این زن تنها به طور اتفاقی قبل از دستگیری وی حضور داشت و هنگامی که در جایگاه دادگاه بود، او را متقاعد کرد که به وی کمک کند.
اگرچه به نظر می‌رسد که چنین افرادی احتملاً مجرم می‌شوند، ولی بسیاری از افراد جامعه ستیز از مشکلات قانونی اجتناب می‌کنند و با استفاده از روش‌های کمتر قابل توجه به عنوان تاجران بی رحم، روحانیون و سیاست مدارانِ متقلب به دیگران آسیب وارد می‌کنند.
نشانه های Anti Social Personality Disorder :
۱- نادیده گرفتن قوانین و بی احترامی به آنها
۲- فریب کاری و دروغگویی
۳-سوء استفاده کردن از زیبایی و بذله گویی برای فریفتن دیگران
۴- زیر پا گذاشتن حقوق دیگران به طور مداوم
۵- تجاوز به کودکان
۶- تهدید کردن دیگران
۷- رفتار پرخاشگرانه یا بیرحمانه
۸- صدمه زدن به دیگران و عدم پشیمانی از این کار
۹- رفتار کردن بدون برنامه و فکر قبلی
۱۰- بی قراری
۱۱- ضعف در برقراری رابطه با دیگران یا داشتن رابطه توهین آمیز
۱۲- بی مسئولیتی
این علایم معمولا در سن ۲۰ سالگی به اوج خود می رسد و سپس از شدت آن کاسته می شود . هنوز مشخص نیست که کاهش شدت علائم به علت بالا رفتن سن است یا افزایش آگاهی از جامعه .
اگر هر یک از علائم بالا در شما وجود دارد به پزشک مراجعه کنید . چراکه اگر Anti Social Personality Disorder رها شود و درمان نگردد می تواند مشکلات فراوانی در زندگی به وجود آورد .
دلایل Anti Social Personality Disorder :
دلیل قطعی برای Anti Social Personality Disorder شناخته نشده است . اما به نظر می رسد دو عامل ژنتیکی و محیطی در بروز این اختلال موثر باشند .میزان شیوع Anti Social Personality Disorder در افرادی که پدر یا مادر آنها به این اختلال دچارند ، بیشتر است . همچنین شخصی که فردی جامعه ستیز را الگو قرار می دهد و یا در محیطی جامعه ستیز رشد می کند احتمال اینکه به Anti Social Personality Disorder دچار شود افزایش می یابد . بنابراین عوامل محیطی نیز در بروز این اختلال نقش دارند .
عوامل ایجادکننده اختلال شخصیت ضداجتماعی کدامند ؟
_ در سـوابـق خـانـوادگی مبـتـلایـان بـه « اختـلال شخـصـیــت ضـداجتـمـاعـی » نـارسایـی ها و ناهنجاری های فراوان در رابطه پدر و مادر با کودک و با یکدیگر دیده می شود . شیوع بیشتر شب ادراری، تمایل به بازی با آتش و بی رحمی با جانوران در دوران کودکی دیده می شود.
مشکل زمانی حادتر می شود که کودک به سن بلوغ می رسد . او به صـورت یک نوجوان ، فـردی بی عاطفه ، خودخواه ، خودشیفتـه و قـدرناشناس بـه نظـر می رسـد . بی اعـتـنـایـی به امکانات خانوادگی ، مهارت های شخصی و مقتضیات اجتماعی از مشخصات برجسته این گروه است .

اگر عوامل اجتماعی در ایجاد شخصیت ضداجتماعی نقش داشته باشنـد ، تغییـر دادن آنها یا دور کردن فرد ضداجتماعی از آن محیط توصیـه می شود . بنیادی تـریـن عامل برای درمان موثـر عبارت است از : جای دادن کودک و نوجـوان ضداجتماعی در یک محیـط گـرم و پـذیـرنـده انسانی و حفـظ انضباط و رعایـت اصـول اخلاقی به مدت لازم در آن محیط . داروها نیز برای ایجاد تغییرات پابرجا در شخصیت و رفتار مبتلایان مفید است .
علت‌ها
اگرچه علت‌های اختلال شخصیت ضد اجتماعی کاملاً شناخته نشده‌اند، ولی پژوهش‌ها از تبیین‌های مربوط به وراثت و هم از تبیین‌های مربوط به پرورش و ترکیبی از هر دو حمایت می‌کنند. همبستگی بالایی بین شیوه‌های فرزند پروری و سرمشق دهی نامناسب به دست آمده‌است. افراد مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی اغلب به خانواده‌هایی تعلق دارند که با محرومیت هیجانی، روش‌های انضباطی خشن و بی ثبات مشخص می‌شوند و علاوه بر این، رفتارهای والدین نیز ضد اجتماعی است.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی اولین اختلال شخصیتی شناخته شده است. این اختلال با اعمال ضد اجتماعی و جنایی مستمر مشخص میشود اما معادل جنایتکاری نیست، بلکه ناتوانی برای انطباق با موازین اجتماعی است که شامل بسیاری از وجوه رشد نوجوانی و جوانی بیمار میشود.
همه گیری شناسی :
میزان این اختلال در مردها ۳ درصد و در زنها ۱درصد است. بیش از همه در نواحی فقیرنشین شهری و بین ساکنان متحرک و سیار این مناطق مشاهده میشود. شروع اختلال قبل از ۱۵ سالگی است.
دخترها قبل از رسیدن به سن بلوغ و پسرها زودتر از آن علائم اختلال را پیدا میکنند. در بین زندانیها میزان شیوع اختلال ممکن است به ۷۵ درصد نیز برسد. اختلال الگوی خانوادگی دارد و در بستگان درجه یک بیمار مبتلا نسبت به گروه کنترل ۵ بار بیشتر است.
سبب شناسی :
شکل گیری شخصیت حاصل تعامل متغیرهای متعددی است. این عوامل را میتوان به طور خلاصه شامل موارد زیر دانست:
سرشت فرد، تجارب رشدی در خانواده، کیفیت روابط خانوادگی، کیفیت ارتباط با والدین و همسالان، مدلهایی که برای کسب مهارتهای تطابقی در دسترس کودک قرار دارد، عوامل ژنتیکی و بیولوژیکی.
به طور کلی میتوان گفت که عوامل روان پویایی، یادگیری و زیست شناختی در شکل گیری شخصیت و در نتیجه سبب شناسی اختلالات شخصیتی نقش دارند.
ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت ضد اجتماعی :
الف) الگوی نافذ بیاعتنائی و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران که از پانزده سالگی شروع میشود و با سه تا (یا بیشتر) از خصوصیات زیر تظاهر پیدا میکند:
۱) ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی در ارتباط با رفتار قانونی که با دست زدن به اعمال تکراری که زمینه را برای دستگیری فراهم میکند، ظاهر میشود.
۲) فریبکاری، که با دروغگویی مکرر، استفاده از نامهای غیرواقعی یا گوشبری برای نفع و لذت شخصی مشخص میشود.
۳) رفتار تکانشی و ناتوانی برای طرحریزی پیشاپیش.
۴) تحریکپذیری و پرخاشگری، که با نزاع و حملات فیزیکی مکرر تظاهر میکند.
۵) بی احتیاطی نسبت به ایمنی خود و دیگران.
۶) نداشتن احساس مسئولیت مستمر، که با ناتوانی مکرر برای حفظ رفتار شغلی باثبات یا احترام گذاشتن به تعهدات مالی تظاهر میکند.
۷) فقدان احساس پشیمانی که با بیتفاوتی یا دلیل تراشی نسبت به آزار، بدرفتاری، یا دزدیدن مال دیگران تظاهر میکند.
ب) سن فرد از ۱۸ سال به بالاست.
ج) قرائن اختلال سلوک، با شروع قبل از سن ۱۵ سالگی وجود دارد.
د) وقوع رفتار ضد اجتماعی منحصرا در جریان اسکیزوفرنی یا دوره مانیک نیست.
ویژگیهای بالینی :
خصوصیات عمده این اختلال عبارتند از ناتوانی در برقراری روابط محبت آمیز، اعمال خلق الساعه، فقدان احساس گناه و ناتوانی در عبرت گرفتن از اتفاقات ناجور. شخصیتهای ضداجتماعی معمولاً با ظاهر عادی، حتی فریبنده و راضی کننده مشاهده میشوند، اما معمولاً در زندگی گذشته آنان اختلال عملکرد در بسیاری از زمینههای زندگی دیده میشود.
دروغگویی، فرار از مدرسه و منزل، دزدی، نزاع، سوء مصرف دارو و فعالیتهای غیرقانونی یافت میشود که شروع آنها از دوره کودکیشان گزارش میشود.
شخصیتهای ضد اجتماعی اضطراب و افسردگی از خود نشان نمیدهند که با موقعیت آنان هماهنگی ندارد. توضیحات خودشان در مورد رفتار ضد اجتماعیشان آنان را آدمهای تهی و کوته فکر نشان میدهد.
تهدید به خودکشی و اشتغال ذهنی با ناراحتیهای جسمانی در آنان شایع است. این بیماران در غالب موارد معاینه کننده را با هوش کلامی خود تحت تاثیر قرار میدهند.
شخصیتهای ضد اجتماعی حقیقت را نمیگویند و نمیتوان در مورد انجام وظایف و رعایت اصول اخلاقی به آنان اعتماد کرد. بیمبالاتی جنسی، بد رفتاری با همسر و فرزند و رانندگی در حال مستی از حوادث معمول در زندگی این بیماران است.
این بیماران توانایی مهر ورزیدن و وفاداری نسبت به هیچکس را ندارند و احساس همدلی نسبت به قربانیان جنایات خویش نمیکنند.
این افراد برای رفتار غیر مسئولانه و گاهی شرورانه خود احساس گناه نمیکنند و در مورد اعمال خلاف خود ظاهراً چیزی بر آنان تاثیر نمیگذارد، مگر دلخوری اندکی از بابت گرفتار شدن خودشان.
این افراد در به بازی گرفتن دیگران بسیار استادند و به راحتی میتوانند دیگران را برای شرکت در طرحهایی که برای به دست آوردن پول و شهرت نزدیکترین و آسانترین راه شمرده میشوند، راغب سازند، که معمولاً موجب خسارتهای مادی و شرمساری اجتماعی و یا هر دوی آنها میشود. یکی از یافتههای قابل ملاحظه در مورد این اشخاص فقدان پشیمانی نسبت به اعمال نادرستی است که انجام دادهاند، یعنی به نظر میرسد که این بیماران فاقد وجدان هستند.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی وقتی که شروع شد، سیر بدون پسرفت دارد و اوج آن معمولاً در اواخر نوجوانی است. در این بیماران شکایتهای جسمی متعدد، افسردگی، الکلیسم و سوء مصرف دارو شایع است.
ویژگیها تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت ضداجتماعی، یک الگوی فراگیر از بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.
این الگو تحت عنوان جامعه ستیزی۱، اجتماع ستیزی۲یا اختلال شخصیت غیراجتماعی۳ نیز نامیده شده است. چون فریبکاری و تقلب، ویژگیهای محور اختلال شخصیت ضداجتماعی است، بویژه ممکن است تلفیق اطلاعات به دست آمده از ارزیابی نظامدار بالینی با اطلاعات به دست آمده از منابع موثق مفید باشد.
برای اینکه بتوان این تشخیص را مطرح کرد، فرد باید  دست کم ۱۸ سال سن (ملاک ب) و سابقه ای از چند نشانه اختلال سلوک را قبل از سن ۱۵ سالگی داشته باشد (ملاک ج). اختلال سلوک یک الگوی مکرر و باثبات از رفتار را در بر می گیرد که در آن به حقوق اساسی دیگران تجاوز می شود یا هنجارهای اجتماعی یا قواعد متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود. رفتارهای مشخصه اختلال سلوک در یکی از چهار طبقه زیر قرار می گیرند: پرخاشگری نسبت به افراد و حیوانات، تخریب اموال، فریبکاری و دزدی یا تخطی جدی از قوانین.
الگوی رفتار ضداجتماعی تا دوران بزرگسالی نیز تداوم می یابد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از هنجارهای اجتماعی و رفتار قانونی پیروی نمی کنند(ملاک الف۱). آنها ممکن است به طور مکرر اعمالی را انجام دهند که زمینه بازداشت شدن را فراهم می کنند (خواه بازداشت شوند یا بازداشت نشوند)مانند تخریب اموال، اذیت و آزار دیگران، شرارت، یا روی آوردن به مشاغل غیرقانونی. اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها، حقوق یا عواطف دیگران احترامی قایل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت، دست به فریبکاری یا تقلب می زنند (برای مثال، برای به دست آوردن پول، برقراری روابط جنسی یا کسب قدرت)(ملاک الف۲). آنها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، برای خود نام مستعار برگزینند، کلاهبرداری کرده و یا تعارض کنند. ممکن است الگویی از تکانشگری به صورت ناتوانی در برنامه ریزی قبلی جلوه­گر شود (ملاک الف۳). تصمیمها به صورت آنی و بدون برنامه­ریزی، بدون اندیشه، و بدون توجه به پیامدهای آن برای خود و دیگران، گرفته می شوند و این امر ممکن است به تغییر ناگهانی شغل، محل اقامت یا روابط بینجامد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر تحریک­پذیر و پرخاشگر بوده و ممکن است به طور مکرر درگیر منازعات فیزیکی شده و مرتکب اعمال خشونت آمیز جسمانی (از جمله مضروب کردن همسر یا کتک زدن بچه)شوند(ملاک الف۴). اعمال پرخاشگرانه­ای که برای حمایت از خود و دیگری صورت می گیرند در زمره این موارد قرار نمی گیرند. این افراد همچنین نسبت به امنیت خود یا دیگران، بی اعتنایی قابل ملاحظه­ای نشان می دهند(ملاک الف۵). این امر ممکن است در رفتار رانندگی آنها ظاهر شود (سرعت غیرمجاز، رانندگی به هنگام مستی، تصادفهای زیاد). این افراد ممکن است به رفتارهای جنسی دست بزنند و یا ماده­ای را مصرف کنند که از لحاظ پیامدهای آسیب زا، با خطر زیادی همراه است. آنها ممکن است فرزند خود را مورد غفلت قرار داده و یا در نگهداری وی کوتاهی کنند به طوری که کودک در معرض خطر قرار می گیرد.
همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی همواره و به شدت مسئولیت ناپذیرند (ملاک الف۶). رفتار شغلی غیرمسئولانه ممکن است به رغم وجود فرصتهای شغلی موجود، با دوره­های زیاد بیکاری یا رها کردن مشاغل بدون یک نقشه واقع­بینانه برای به دست آوردن شغل دیگر، مشخص شود. همچنین ممکن است الگویی از بیکاریهای مکرر وجود داشته باشد که با بیماری آنان و یا بیماری افراد خانواده آنان تبیین نمی شود. مسئولیت ناپذیری مالی با اعمالی همچون کوتاهی در پرداخت بدهیها، عدم حمایت منظم از کودک و یا سایر وابستگان مشخص می شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از بابت پیامدهای اعمال خود، پشیمانی نشان نمی دهند(ملاک الف۷). آنها ممکن است صدمه زدن به دیگران، بدرفتاری با آنها و یا دزدی از یک فرد را با یک دلیل سطحی توجیه کرده و یا اصولاً بی تفاوت باشند (برای مثال، «زندگی پر از بی عدالتی است۱ »، «خلایق هر چه لایق۲»، «خواه ناخواه چنین می شد۳»). این افراد ممکن است قربانیان خود را به دلیل احمق بودن، ناتوانی یا اسیر سرنوشت بودن، سرزنش کنند؛ آنها ممکن است پیامدهای نامطلوب اعمال خود را به حداقل برسانند؛ یا ممکن است فقط بی تفاوتی کلی نشان دهند. آنها عموماً قادر به جبران و یا اصلاح رفتار خودشان نیستند. آنها ممکن است اعتقاد داشته باشند که «هرکس باید به فکر خودش باشد۴ » و یا اینکه به هیچ وجه نباید زیر بار حرف زور رفت. رفتار ضداجتماعی نباید صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره منیک رخ دهد (ملاک د).
تشخیص افتراقی
تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی، بر افرادی که سن پائینتر از ۱۸ سال دارند گذاشته نمی شود و تنها زمانی مطرح می شود که سابقه­ای از چند نشانه اختلال سلوک قبل از سن ۱۵ سالگی وجود داشته باشد. برای افرادی که بیش از ۱۸ سال سن دارند، تشخیص اختلال سلوک تنها زمانی داده
می شود که ملاکهای اختلال شخصیت ضداجتماعی مطابقت نکنند.
هرگاه رفتار ضداجتماعی در یک فرد بزرگسال با یک اختلال مرتبط با مواد مربوط باشد، تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی داده نمی شود مگر این که علایم اختلال شخصیت ضداجتماعی در دوران کودکی نیز وجود داشته و تا دوران بزرگسالی ادامه یافته باشند. هرگاه مصرف مواد و رفتار ضداجتماعی، هر دو، در کودکی آغاز شده وتا بزرگسالی دوام یافته باشند، اگر ملاکهای هر دو اختلال مطابقت کنند، هر دو تشخیص مرتبط با مواد اختلال شخصیت ضداجتماعی مطرح می شوند، اگرچه امکان دارد بعضی از اعمال ضداجتماعی، پیامد اختلال مرتبط با مواد باشند (برای مثال، فروش غیرقانونی داروها و یا دزدی جهت کسب پول برای خرید داروها). نباید رفتار ضداجتماعی را که صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا با یک دوره منیک رخ می دهد به عنوان تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی مطرح کرد.
سایر اختلالهای شخصیت، ممکن است با اختلال شخصیت ضداجتماعی اشتباه شوند زیرا ویژگیهای معین مشترکی دارند. بنابراین، تمایز میان این اختلالها، براساس تفاوت در ویژگیهای آنها مهم است. با وجود این، هرگاه فردی ویژگیهایی داشته باشد که علاوه بر اختلال شخصیت ضداجتماعی با ملاکهای یک یا چند اختلال شخصیت مطابقت کنند، تمام تشخیصها را باید مطرح کرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت خودشیفته از نظر یک دندگی، چرب زبانی،سطحی بودن، استثمارگر بودن، و نداشتن همدلی شبیه هم هستند. با وجود این، اختلال شخصیت خودشیفته فاقد خصوصیات تکانشگری، پرخاشگری و فریبکاری است. علاوه بر این، افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است نیازمند تحسین نباشند و به حال دیگران غبطه نخورند و افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً سابقه­ای از اختلال سلوک در کودکی یا رفتار جنایی در بزرگسالی ندارند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت نمایشی از نظر تکانشی و سطحی بودن، هیجان طلبی، بی ملاحظه بودن، اغواکنندگی و فریبکاری شبیه هم هستند ولی اشخاص مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی، بیشتر در هیجانهای خود اغراق می کنند و به طور بارز درگیر رفتارهای ضداجتماعی نمی شوند. افراد مبتلا به اختلالهای شخصیت مرزی نمایشی در مهرجویی مهارت دارند، در حالیکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی منفعت طلب، قدرت طلب، یا به دنبال کسب سایر رضامندیهای مادی هستند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی نااستواری هیجانی کمتر و پرخاشگری بیشتری نسبت به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارند. اگرچه رفتار ضداجتماعی ممکن است در بعضی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویایی وجود داشته باشد، ولی این افراد معمولاً بواسطه نفع شخصی و یا میل به استثمار دیگران- آن طوری که در اختلال شخصیت ضداجتماعی وجود دارد- برانگیخته نمی شوند، بلکه رفتار ضداجتماعی آنان ناشی از تمایل برای انتقام گرفتن است.
اختلال شخصیت ضداجتماعی را باید از رفتار جنایی که برای کسب منفعت صورت می گیرد، متمایز کرد، زیرا با ویژگیهای شخصیتی شاخص این اختلال همراه نیست. رفتار ضداجتماعی بزرگسالان را می توان برای توصیف رفتار جنایی، پرخاشگرانه یا سایر رفتارهای ضداجتماعی به کار برد که مورد توجه بالینی قرار می گیرند، ولی با تمام ملاکهای اختلال شخصیت ضداجتماعی مطابقت نمی کنند. صفات شخصیتی ضداجتماعی، تنها هنگامی به عنوان اختلال شخصیت ضداجتماعی تلقی می شوند که انعطاف­ناپذیر، ناسازگارانه و پایدار بوده و موجب اختلال کارکردی یا پریشانی ذهنی قابل ملاحظه شوند( DSM-IV-TR.2000).
ملاکهای تشخیصی  اختلال شخصیت ضد اجتماعی
الف ـ الگوی فراگیری از عدم رعایت و تجاوز به حقوق دیگران که از سن ۱۵ سالگی آشکار شده و با سه مورد (یا بیشتر از سه مورد) از موارد زیر مشخص می شود:
۱ ) ناتوانی در سازش با هنجارهای اجتماعی مرتبط با رفتارهای قانونی، که با انجام مکرر اعمالی مشخص می شود که زمینه بازداشت شدن را فراهم می کنند.
۲ ) فریبکاری که با دروغگویی مکرر، استفاده از نامهای مستعار یا کلاهبرداری از دیگران برای منفعت شخصی یا لذت مشخص می شود.
۳ ) تکانشی بودن یا ناتوانی در برنامه ریزی برای آینده
۴ ) تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حمله های بدنی مکرر مشخص می شود.
۵ ) بی پروایی و بی ملاحظه بودن نسبت به امنیت خود یا دیگران
۶ ) مسئولیت ناپذیری دایم که با ناتوانی مکرر در حفظ رفتار شغلی ثابت یا بازپرداخت تعهدهای مالی مشخص می شود.
۷ ) عدم پشیمانی که با بی تفاوتی و یا دلیل تراشی برای آزار یا دزدیدن اموال دیگران یا بد رفتاری با آنها مشخص می شود.
ب ـ چنین فردی حداقل باید ۱۸ سال سن داشته باشد.
ج ـ شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از سن ۱۵ سالگی وجود دارد.
د ـ رخداد رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره منیک نیست.

ویژگیها و اختلالهای همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی غالباً فاقد همدلی بوده و نسبت به احساسها، حقوق و رنجهای دیگران بی عاطفه و بدگمان هستند و برخورد تحقیرآمیز دارند. آنها ممکن است خود ارزیابی۵ کاذب و مغرورانه­ای داشته باشند (برای مثال، احساس کنند که کار معمولی در شأن آنها نیست و یا توجه واقع بینانه­ای نسبت به مسایل جاری یا آینده خود نداشته باشند) و امکان دارد به شدت خود رأی۶، متکی به خود۷ و یا از خودراضی۸، باشند. آنها ممکن است جاذبه دروغین و سطحی داشته و کاملاً حّراف۹ و دارای قدرت کلامی خوبی باشند (برای مثال، با استفاده از اصطلاحات فنی یا اصطلاحات تازه، فردی را که با آن مطالب آشنایی ندارد تحت تأثیر قرار می دهند). فقدان همدلی، خودارزیابی کاذب و جاذبه سطحی و ظاهری، ویژگیهایی هستند که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانیده شده و ممکن است به ویژه در تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندان و یا موقعیتهای پزشکی قانونی که در آنها اعمال جنایی، بزهکارانه یا پرخاشگری احتمالاً غیراختصاصی هستند، به کار روند. این افراد ممکن است همچنین در روابط جنسی خود غیر مسئولانه و استثمارگر باشند. آنها ممکن است سابقه روابط جنسی با افراد بسیاری را داشته باشند و امکان دارد هرگز یک رابطه تک همسری۱را ادامه ندهند. این افراد ممکن است به عنوان والدین، غیرمسئول باشند که این امر با سوء تغذیه کودک، یک بیماری در کودک که از فقدان حداقل امکانات بهداشتی ناشی می شود؛ وابستگی کودک به همسایه ها یا اقوام دور برای غذا یا حمایت؛ کوتاهی در پیدا کردن پرستار برای کودک هنگامی که فرد، بیرون از منزل است یا هدر دادن پول مورد نیاز برای ضروریات منزل، مشخص می شود. این افراد ممکن است با بی آبرویی از خدمت نظام اخراج شوند، ممکن است نتوانند خود را اداره کنند، امکان دارد فقیر و یا حتی بی خانمان شوند و یا سالهای زیادی را در مؤسسات کیفری۲ سپری نمایند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر از جمعیت کلی احتمال دارد که به راههای خشونت بار (برای مثال خودکشی، سوانح، دیگرکشی) پیش از موقع بمیرند.
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است همچنین دچار ملال۳ شوند که شامل شکایتهای مربوط به تنش، ناتوانی در تحمل یکنواختی، و خلق افسرده است. آنها ممکن است به اختلالهای اضطرابی، اختلالهای افسردگی، اختلالهای مرتبط با مواد، اختلال جسمانی کردن، قماربازی بیمارگون و سایر اختلالهای کنترل تکانه نیز دچار باشند. همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی اغلب دارای آن دسته از ویژگیهای شخصیتی هستند که با ملاکهای سایر اختلالهای شخصیت به ویژه اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته مطابقت می کنند. احتمال پدیدار شدن اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندگی بزرگسالی هنگامی بیشتر می شود که فرد شروع زودرس اختلال سلوک (قبل از سن ۱۰ سالگی) و اختلال کاستی توجه- بیش فعالی را به طور توأم داشته باشد. بدرفتاری با کودک و یا غفلت از کودک، فرزند پروری بی ثبات یا متغیر یا انظباط والدینی متناقض، ممکن است احتمال تبدیل شدن اختلال سلوک به اختلال شخصیت ضداجتماعی را افزایش دهد.
شیوع
شیوع کلی اختلال شخصیت ضداجتماعی در نمونه های جامعه تقریباً ۳% در مردان و حدود ۱% در زنان است. برآوردهای مربوط به شیوع در موقعیتهای بالینی، بسته به خصوصیات بارز جامعه­هایی که از آنها نمونه­گیری به عمل آمده، از ۳% تا ۳۰% متغیر است. میزانهای بالاتر شیوع با موقعیتهای درمانی سوء مصرف مواد و زندان با موقعیتهای قانونی ارتباط دارند.
دوره یا سیر
اختلال شخصیت ضداجتماعی، سیری مزمن دارد ولی ممکن است با بزرگتر شدن فرد، بویژه دردهه چهارم زندگی خفیفتر شده و یا بهبود یابد. اگرچه این بهبودی به ویژه در مورد گرایش به ارتکاب رفتار جنایی ظاهر می شود ولی احتمالاً در کل طیف رفتارهای ضداجتماعی و مصرف مواد، کاهش رخ
می دهد.
الگوی خانوادگی
اختلال شخصیت ضداجتماعی، در میان خویشاوندان بیولوژیک درجه اول افراد مبتلا به این اختلال بیشتر از جمعیت کلی شایع است. این خطر برای خویشاوندان بیولوژیک زنان مبتلا به این اختلال بیشتر از خطر مربوط برای خویشاوندان بیولوژیک مردان مبتلا به این اختلال است. خویشاوندان بیولوژیک اشخاص مبتلا به این اختلال همچنین در معرض خطر زیاد ابتلاء به اختلال جسمانی کردن و اختلالهای مرتبط با مواد هستند. در یک خانواده که عضوی از آن مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی است، غالباً مردان به اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلالهای مرتبط با مواد مبتلا
می شوند در حالیکه زنان، بیشتر اختلال جسمانی کردن دارند. با وجود این، در چنین خانواده­هایی در مقایسه با کل جمعیت، شیوع تمام این اختلالها در میان زنان و مردان، افزایش دارد. مطالعات فرزند خوانده­ها نشان می دهند که  هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی در خطر ابتلاء به این گروه از اختلالها، نقش دارند. کودکانی که به فرزندی پذیرفته شده اند و کودکان واقعی والدینی که به اختلال شخصیت ضداجتماعی مبتلا هستند، در معرض خطر زیاد ابتلاء به اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال جسمانی کردن اختلالهای مرتبط با مواد قرار دارند. کودکان فرزندخوانده بیشتر به والدین واقعی خود شباهت دارند تا والدینی که آنها را به فرزندی پذیرفته­اند ولی محیط خانوادگی ناپدری و نامادری آنها بر خطر ابتلاء به اختلال شخصیت و آسیب شناسی روانی مربوط به آن تأثیر می گذارد.

Anti Social Personality Disorder می تواند باعث بروز بیماری ها یا اختلال های زیر شود یا با آنها مرتبط باشد:
۱- افسردگی
۲- اضطراب
۳- تجاوز یا خشونت
۴- تمایل به خود کشی
۵- تجاوز به کودکان
۶- اعتیاد به الکل و مواد مخدر
۷- گرایش به قمار بازی
۸- زندانی شدن
۹- مشکل در برقراری ارتباط با دیگران
۱۰- انزوای اجتماعی
۱۱- بروز مشکل در مدرسه یا محل کار
درمان :
درمان Anti Social Personality Disorder بسیار چالش انگیز است . در حقیقت هیچ درمان ویژه ای برای این اختلال وجود ندارد . از آنجا که Anti Social Personality Disorder یک بیماری مزمن است بنابراین نیاز به درمان طولانی مدت دارد . همچنین شاید لازم باشد دیگر حالت های ناشی از این اختلال را مانند افسردگی ، اضطراب و اختلال های تیروئیدی نیز مورد درمان قرار گیرند .
برای درمان Anti Social Personality Disorder چند گزینه وجود دارد :
۱- روان درمانی
۲- کسب مهارت های کنترل استرس و خشم
۳- دارو درمانی
۴- بستری کردن
اینکه کدام گزینه برای بیمار بهتر است بستگی به شدت علائم و موقعیت بیمار دارد.
شخصیت ضد اجتماعی وقتی خود را در میان افراد همسان میبیند، انگیزه بیشتری برای تغییر یافتن پیدا میکند. شاید به همین علت است که گروه خودیاری بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای آنان مفید بوده است.
درمان دارویی در مدارا با علائم ناتوان کننده نظیر اضطراب،افسردگی یا خشم مورد استفاده قرار میگیرد، اما چون این بیماران غالبا سوء مصرف دارو داشتهاند، تجویز داروها باید با احتیاط صورت گیرد.
روان درمانی فردی
درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی بسیار دشوار است. درحالی‌که درمان‌های متعددی پیشنهاد شده‌اند، اما مطالعات کنترل شده‌ی کمی صورت گرفته است. روان درمانی فردی بهترین انتخاب می‌باشد. هرچه مداخله زودتر صورت گیرد (طی دوران کودکی و نوجوانی) میزان موفقیت درمان بیشتر خواهد بود. عقیده کلی مبتنی بر این است که از رویکردهای بینش – مدار (مانند رویکرد روانکاوی) اجتناب شود؛ در عوض از تقویت مثبت، رویکرد مبتنی بر واقعیت، مداخلات عینی، کنترل خشم و دیگر تکنیکهای شناختی – رفتاری استفاده شود. تمرکز اولیه درمان می‌تواند مبتنی بر رفتار پرخاشگرانه بیمار باشد.
روان درمانی یک روش نیرومند و کارآمد برای درمان جامعه ستیزی است . روان درمانی یک دوره کلی برای درمان یک حالت است که در آن در مورد وضعیت و مسائل مربوط به بیماری ، با بیمار صحبت می شود .
در رویکرد شناختی – رفتاری، از بیمار در مورد برانگیزاننده و تقویت کننده‌های چنین رفتارهایی سؤال می‌شود. برای نمونه استفاده از پرخاشگری برای ایجاد امنیت خودشان یا به عنوان دفاعی در مقابل سایر احساساتشان. آگاهی بیمار از مکانیسم دفاعی اولیه خود جزء اساسی درمان محسوب می‌شود.
در این بیماران تمرکز بر استفاده از الکل و مواد که احتمال رفتارهای پرخاشگرانه و برون‌ریزی را افزایش می‌دهد، سودمند خواهد بود. به بیمار پیامدهای استفاده از دارو را یاد می‌دهند.
همچنین کمک به بیمار برای درک این‌که چگونه دیگران تحت تاثیر رفتارشان قرار می گیرند نیز، مثمرثمر واقع شده است. برای نمونه، “هر” (Hare) (1993) نشان داد که برای زندانی‌های با اختلال شخصیت ضد اجتماعی نوع تکانشی، آموزش همدردی برای کاهش پرخاشگری موفق بوده است.
برای این افراد محدودیت‌هایی در ضمن مصاحبه و درمان باید در نظر گرفت. این بیماران اغلب درمانگران را تهدید و یا درخواست پول و… می‌کنند.
در طول درمان Anti Social Personality Disorder با ابن روش ، شما در مورد حالت ، احساسات ، افکار و رفتار خود آموزش می بینید.
روان درمانی شامل چندین روش می شود :
۱- Cognitive Behavioral Therapy :
این روش ترکیبی از Cognitive therapy و Behavioral therapy است که باعث حذف اعتقادات و رفتارهای منفی و نا سالم و جایگزینی آنها با عقاید و رفتارهای سالم و مثبت می شود .
۲- Psychodynamic Psychotherapy :
پایه و اساس این نوع درمان روانکاوی است و تمرکز آن روی افزایش آگاهی از افکار و رفتار نا خود آگاه و ایجاد یک بینش جدید است .
۳- Psychoeducation :
در این نوع درمان به شما و شاید به خانواده و دوستانتان در مورد بیماری شما و مسائلی مانند کنار آمدن با مشکلات و حل کردن آنها آموزش داده می شود .
مدیریت خشم و استرس :
کج خلقی ، پرخاشگری ، بی حرمتی و خشم بیشترین مشکلات ناشی از Anti Social Personality Disorder هستند . کسب مهارت هایی برای کنار آمدن و کنترل کردن این حالات می تواند به شما قبل از اینکه به خود یا دیگران آسیبی وارد کنید ، کمک کند .

گروه درمانی
افراد با اختلال ضد اجتماعی ممکن است با رهبر گروه بحث کنند و بخواهند که گروه را تحت کنترل خود درآورند. روان‌درمانی گروهی وضعیتی استثنایی برای استقلال، صمیمیت و در جمع بودن محسوب می‌شود. در این نوع درمان فرد در شرایطی قرار می‌گیرد که می‌تواند روابط را یاد بگیرد.
خانواده درمانی یا زوج درمانی نیز موثر شناخته شده‌اند.

شخصیت‌های ضد اجتماعی وقتی خود را درمیان افراد همسان می‌بینند، فقدان انگیزه برای تغییر یافتن در آن‌ها تحلیل می‌رود. به همین علت است که گروه خودیاری بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای آنان مفید بوده است.
دارو درمانی :
هیچ داروی ویژه ای برای درمان Anti Social Personality Disorder توسط FDA تایید نشده است . اما با این حال چند دسته از داروها می توانند در کاهش علائم موثر باشند .
۱- Anti Depressant Medications : داروهای ضد افسردگی در کاهش علائمی مانند افسردگی ، نا امیدی ، خشک و کج خلقی به شما کمک کی کنند .
۲- Mood Stabilizing Medications : همان طور که از اسم این داروها مشخص است ، برای ثابت نگه داشتن خلق و خوی بیمار تجویز می شوند .
۳- Anti Anxiety Medications : این داروها برای بهبود اضطراب ، بیقراری و بی خوابی موثرند .اما در بعضی موارد باعث رفتار خودسرانه و بدونه فکر می شوند .
۴- Anti Psychotic Medications : این داروها برای درمان روان پریشی و در بعضی موارد برای کاهش اضطراب و خشم تجویز می شوند .
مراقبت و بستری :
در بعضی موارد علائم بیماری شما ممکن است تا حدی شدید باشد که نیاز به مراقبت ویژه داشته باشید . معمولا تنها زمانی بیمار را بستری می کنند که قادر به مراقبت از خود نباشد و یا به خود و دیگران آسیب برساند . مراقبت ممکن است به صورت ۲۴ ساعته و در بیمارستان باشد و یا ممکن است بیمار بخشی از روز در بیمارستان بستری باشد و یا شاید مراقبت ها محدود به خانه شود و نیازی به بستری شدن در بیمارستان نباشد .

منابع :
روان شناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد). چاپ جلد دوم، ۵-۰۱-۶۳۸۹-۹۶۴٫
دکتر محمد والی پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *