Header
Header

خویشتن داری، هسته اصلی اعتماد به نفس است

موفقیت1

 

پرورش فضیلت های اخلاقی یکی از اساسی ترین راه های رسیدن انسان به کمال است. برای دستیابی به چنین هدفی باید راهی به درازای عمر رفت اما پایه های اصلی آن از دوران کودکی گذاشته می شود؛ دورانی که در آن شاکله شخصیت شکل می گیرد و تمام زندگی فرد به نوعی تحت تاثیر اولین تجربیات وی در این دوران خواهد بود.

به همین دلیل است که نقش والدین در تربیت و پرورش فرزند سالم و پای بند به اصول اخلاقی بسیار پررنگ و اساسی است.

به گفته کارشناسان ۳ فضیلت اخلاقی اساسی که پایه تمام باورها و فضایل انسانی است، باید از دوران کودکی آموزش داده شود. همدلی، وجدان و خویشتن داری ۳ رکن اصلی رشد اخلاقی انسان است. در این میان شاید پرداختن به خویشتن داری و آموزش آن بسیار ضروری به نظر برسد. زیرا بسیاری از والدین از سعه صدر نداشتن فرزندانشان شکایت می کنند، در صورتی که در واقع باید خود را سرزنش کنند زیرا خویشتن داری را از دوران کودکی به وی نیاموخته اند.

خویشتن داری یعنی چه
خویشتن داری یک مکانیسم درونی مداخله گر است که باعث می شود فرد افکار، عقاید یا تمایلات نادرست یا زیان آور خود را که به ذهن می رسد به عمل تبدیل نکند. این فضیلت به فرد یاد می دهد رفتارهایش را تنظیم کند و خود را با واقعیت تطبیق دهد نه واقعیت را با خود.

خویشتن داری، هسته اصلی اعتماد به نفس است و با این فضیلت است که مسئولیت  پذیری معنا پیدا می کند. در حال حاضر که تنوع و تکثر در جامعه بیداد می کند و فرد با انتخاب های متعددی رو به روست، آموزش مهارت خویشتن داری و رشد آن در کودکان اهمیت بسیار زیادی دارد.

مسعود هنربخش، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و کارشناس مسئول دفتر پیش گیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی با بیان این مقدمه به خراسان، می گوید: برای روشن تر شدن موضوع بهتر است به تحقیقی اشاره کنم که در این باره انجام شده است. به تعدادی کودک یک عدد شکلات داده و گفته می شود هر کس بتواند این شکلات را ۳ ساعت نگه دارد، یک شکلات دیگر دریافت می کند. بیشتر بچه ها شکلات را با کمی مقاومت خوردند و تعداد کمی توانستند ۳ ساعت مقاومت کنند. در مطالعه طولی انجام شده روی این کودکان مشخص شد، کودکانی که شکلات را نخوردند توانستند در دوره نوجوانی در مقابل وسوسه های گروه همسن و سال خود مقاومت بیشتری کنند. بنابراین رشد مهارت خویشتن داری در دوران کودکی ارتباط مستقیمی با سلامت بیشتر در دوره نوجوانی دارد. همه ما معمولا با افراد بزرگسالی رو به رو شده ایم که کم تحمل و کم صبر بوده اند؛ این مشکل در واقع ریشه در دوران کودکی آن ها دارد. واقعیت این است که نقص در شیوه فرزندپروری، فشارهای روانی والدین، پرکاری، ناتوانی در کنترل فرزندان، بدرفتاری از ناحیه والدین، آسیب رساندن به بچه ها، استفاده از اینترنت، تلویزیون، فیلم ها و کارتون های نامناسب، بازی های رایانه ای و نبود الگوی مناسب در محیط خانواده، از مهم ترین دلایلی است که باعث می شود خویشتن داری در افراد نهادینه نشود.

آموزش خویشتن داری
در اولین گام باید والدین سرمشق خوبی برای کودکان باشند و آن را اولویت قرار دهند. کودکان همواره نظاره گر دقیق رفتار والدین هستند و بدون توجه به آن چه می گویند از رفتار آن ها می آموزند. بنابراین خویشتن داری باید در رفتارهای والدین منعکس شود. از طرفی کودک باید در مواجهه با والدین «نه» بشنود، محدودیت را تجربه کند و یاد بگیرد خواسته اش را بنا به دلایلی به تعویق بیندازد. اگر کودک این تجربه ها را از سر نگذراند، خویشتن دار بار نمی آید. کودک باید بداند، به تعویق انداختن خواسته اش نشانه خویشتن داری است؛ والدین می توانند در تعریف خویشتن داری بگویند: «گاهی به جای کارهایی که باید انجام بدهی کارهایی را که دلت می خواهد انجام می دهی این کار یعنی نداشتن خویشتن داری».

این مهارت در عین سادگی نیازمند قدرت و شجاعت است. می توان به راحتی فهمید که برای یک کودک خوردن شیرینی قبل از شام، چشم پوشی از تماشای تلویزیون قبل از خواب، داد نزدن به هنگام عصبانیت، دعوا نکردن با خواهر و برادر کوچک تر دشوار است. والدین با درخواست انجام این کارها و توضیح مفهوم خویشتن داری می توانند بلافاصله پس از یک رفتار مثبت به وی بگویند: «آفرین که تلویزیون تماشا نکردی!  دعوا نکردی، داد نزدی و … خویشتن داری به خرج دادی» با این کار در واقع کودک یاد می گیرد که قبل از انجام هر کاری فکر کند و کم کم این شعار در خانواده نهادینه می شود که «همیشه اول فکر کنیم، بعد عمل کنیم».

تقویت خویشتن داری
در گام بعدی لازم است کودک را تشویق کنیم که خودانگیخته عمل کند. هنربخش با بیان این که در سال های اولیه زندگی، کودک برای خوب بودن یا کار خوب انجام دادن جایزه می گیرد، تصریح می کند: کودک در این مرحله در واقع از پاداش بیرونی نفع می برد اما نباید در این مرحله باقی بماند و باید کم کم به پاداش درونی برسد، در غیر این صورت سیستم مهار درونی وی مختل می شود. این اتفاق از سال های اول دبستان آغاز می شود و کودک ارتباط بین احساس، فکر و رفتار خود را می یابد. یکی از بهترین  راه های تقویت مهار درونی، تاکید بر تلاش کودک است نه تاکید بر نتیجه ای که به دست آورده است. هر قدر کودک بتواند به خودش تکیه کند، عزت نفس بیشتری پیدا می کند و قدرت اراده بیشتری خواهد داشت. همچنین می توان به جای ضمیر «من» از «تو» استفاده کرد. با نسبت دادن رفتار کودک به خودش با ضمیر «تو» او می فهمد که مسئول رفتار خود است. گفت وگو و مکالمه با کودکان نقش مهمی در تربیت و سیر رشد کودک دارد. سپس به کودک گفت وگوی درونی را آموزش دهیم. این که یاد بگیرد پس از انجام کار خوب به خودش احسنت بگوید. تحسین غیرواقعی، غیرصادقانه و غیرضروری از سوی والدین تاثیر مثبتی نخواهد داشت اما تحسین واقعی که طی آن کودک احساس تسلط بر خود و رفتارش دارد، باعث افزایش اعتماد به نفس وی می شود. لازم است تا حد ممکن تحسین دقیق، واضح و واقعی باشد. باید رفتار مثبت کودک را تشریح کنیم و بگوییم «تو خویشتن داری به خرج دادی». کودک تمجید و تملق را به خوبی می فهمد بنابراین والدین باید هوشیارانه از این شیوه استفاده کنند. همچنین نکته کلیدی این است که رفتار درست را تشویق کنند نه خود او را. او به این ترتیب در می یابد که معیار خوبی و درستی چیست.

این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی از توقف، تفکر و عملکرد درست به عنوان ۳ بخش اساسی خویشتن داری که در رفتارهای والدین قابل انعکاس است، یاد می کند و می گوید: کودک طی این فرآیند یاد می گیرد که قبل از انجام هر کاری کمی صبر کند، سپس درباره آن فکر کند. این کار ممکن است با چند سوال همراه باشد.

این سیستم در ابتدا بیرونی است و والدین به کودک در این فرآیند کمک می کنند اما کم کم به سیستم درونی تبدیل می شود. همچنین کودک را باید تشویق کرد که در صورت ارتکاب عمل اشتباه، درباره آن فکر کند. رفتار نادرست و درست را پیدا کند و با بینشی که نسبت به درست یا نادرست بودن کارش پیدا کرده است، از تکرار آن خودداری کند.

این اتفاق زمانی می افتد که بین والدین و کودک، ارتباط خوب و موثری برقرار باشد. ارتباط صحیح و موثر زمانی برقرار می شود که والدین به وظیفه خطیر خود در مراحل آموزش و رشد این مهارت در کودک واقف باشند، خویشتن دار باشند، از میزان رفتارهای خارج از کنترل خود آگاه باشند، برای آموزش صحیح این مهارت قانون وضع کنند، تا حد ممکن برای تلاش و کوشش کودک پاداش مادی در نظر نگیرند و بدانند که منزل بهترین مکان برای آموزش کودک و آزمون و خطاست. کودکان نیاز دارند در ارتباط با ما این مهارت ها را تمرین کنند و والدین باید مسئولیت پرورش و تربیت کودکان را آگاهانه و با تمام دشواری های آن بپذیرند.

مطالب مرتبط: