Header
Header

مقاله : نقش ترس از صمیمیت وتعارضات زناشویی والدین در پیش­بینی کمرویی پسران نوجوان

نقش ترس از صمیمیت وتعارضات زناشویی والدین در پیش­بینی کمرویی پسران نوجوان

 

محسن بابایی گرمخانی 

  مرتضی عباسی

 

چکیده

فضای خانواده و تعامل اعضا بدون شک یکی از عوامل مؤثر بر خصوصیات روانی اعضای خانواده و به خصوص فرزندان است و رویکرد سیستمی به خانواده سالهاست که به تحقیقات زیادی در این حوزه منجر شده است. هدف از این پژوهش بررسی نقش ترس از صمیمیت و تعارضات زناشویی والدین در پیش­بینی کمرویی پسران نوجوان آنها است. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان دبیرستانی پسر که از بین آنها ۲۳۰ نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه کمرویی زیمباردو و نیز والدین آنها به دو پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی و ترس از صمیمیت ۳۵ سؤالی دسکوتنر پاسخ دادند. داده ها ازطریق همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان توسط برنامه spss تحلیل شدند. یافته ها بیانگر رابطه مثبت معنادار دو متغیر تعارض زناشویی و ترس از صمیمیت والدین با کمرویی نوجوانان آنها بود. همچنین ترس از صمیمیت در پدران بیش از مادران پیش بینی کننده کمرویی نوجوانان پسر بود. به طور کلی نتایج بیانگر این مطلب است که هرچقدر والدین از صمیمی شدن هراس داشته باشند احتمال آن که آنها به عنوان یک الگوی منفی در یادگیری ارتباط موثر فرزندان با دیگران عمل کنند و فرزندان کمرو تری را بار آورند بیشتر است.

کلید واژه ها: ترس از صمیمیت، تعارض زناشویی،کمرویی.

 با-استرس-شب-امتحان-چه-کنیم-با-استرس-شب-امتحان-چه-کنیم-عکس-ها-و-تصاویر-801

مقدمه

بدون شک تعاملات درون خانواده یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر حالات روحی و روانی اعضای خود به ویژه فرزندان است.کمرویی واکنشی هیجانی است، فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، احساس می کند که از دوستان و نزدیکان جداست و به­طور قابل ملاحظه­ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. چنین فردی نمی تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند،‌ ترس­ها و نگرانی­ها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستان در میان بگذارد و پاسخ­ها وعکس­العمل­های ایشان را دریافت کند، بدیهی است کودکان کمرو متعلق به والدینی هستندکه خودشان کمرویی دارند (افروز،‌۱۳۷۹). همچنین کمروها در زمینه هایی که مستلزم ارتباط با دیگران است عملکرد مناسبی از خود نشان نمی دهند این افراد قادر به ابراز احساسات واقعی خود، رد خواهش­های نامعقول دیگران ودفاع از حقوق حق خود نمی باشند، مشکلات بین فردی آنها باعث می شود تا برنامه ریزی صحیحی برای زندگی­شان نداشته باشند و در نتیجه از نیروهای بالقوه خود نتوانند استفاده نمایند. کمرویی را می توان به عنوان ناراحتی فرد وسرکوبی و فرونشانی جزئی رفتار و پاسخ های اجتماعی فرد به ویژه در حضور اشخاص ناشناس و هنگامی که به رفتار فرد دقت می کنند تعریف کرد.البته عزت نفس پایین هم یکی از علل کمرویی است لذا علیت در اینجا دوگانه است. کمروییموجباضطراباجتماعی،هراساجتماعی،عدماعتمادبه نفس،نداشتنمهارت­هایاجتماعی،وعدمسازگاریباجمع میشود(زیمباردو[۱]،۲۰۰۰).

تحقیقات نشان داده که ۹%افراد بزرگسال خجالتی،‌ گمان می کنند کمرو به دنیا آمده اند و ژن کمرویی در اغلب اعضای خانواده شان بوده است(کارد وچی[۲]۱۹۹۶؛ ترجمه قائمی، ۱۳۸۴). مطالعات بیان کننده رابطه اضطراب در والدین و فرزندان آنهاست، یکی از تبیین های صورت گرفته این است که در حدود ۵۰/۰ درصد از آمادگی برای اضطراب مثل رفتارهای اجتنابی و ترس از مورد ارزیابی قرار گرفتن ارثی است و از والدین به فرزندان به ارث می­رسد (رابینسون[۳] و همکاران ،۱۹۹۲). ازدیگر مکانیزم های انتقال رفتارهای اضطراب همچون کمرویی از خانواده به والدین عبارتند از: ۱) روابط میان والدین و عملکرد خانواده به طور کلی ۲) الگوسازی والدین از رفتار اضطرابی ۳) دلبستگی والد فرزندی و موارد دیگر (بوگل و برچمن[۴]،۲۰۰۵). راپی[۵] (۲۰۰۱) در تحقیقی به این نتیجه رسید که رفتار های غیر قابل پیش بینی و زننده والدین منجر به شکل گیری نوعی دلبستگی ناایمن و ارزیابی محیط به عنوان محلی غیر قابل کنترل و غیر قابل اعتماد می شود که همین محیط غیرقابل اعتماد باعث بروز کمرویی در فرزندانشان می شود.

چنان­که در پی مکانیزم جابجایی در تعارضات زناشویی بیشتر امکان دارد والدین نارضایتی خود را با نشان دادن رفتار نامناسب و طرد فرزندان برطرف کنند و به این ترتیب منجر به ایجاد دید منفی فرزندان نسبت به خود و ایجاد ترس از مورد ارزیابی منفی قرار گرفتن می شود (ماین و سالامون[۶]،۱۹۹۰). ترس از صمیمیت این گونه تعریف شده است: عدم توانایی انتقال افکار و احساسات معنادار شخصی ناشی از اضطراب به دیگرانی که در زندگی شخص مهم ارزیابی می شوند، همچنین ترس از صمیمت با سبک دلبستگی نا ایمن (نیاز و ترس همزمان از صمیمیت با دیگران) ومصرف الکل و مواد مخدر ارتباط دارد (دسکوتنر[۷]، ۱۹۹۱؛ به نقل از توربرگ و لیورس[۸]، ۲۰۰۶). شکی نیست که تعارضات زناشویی والدین اثر بدی بر روح و روان فرزندان دارد، ایمری[۹] (۱۹۸۹) چهار حوزه مهم این تأثیر را خاطرنشان می سازدکه عبارتند از: ۱) سبک نامناسب برخورد فرزندان با استرس (اجتناب و اضطراب) ۲) والدین بیشتر از روشهای نامناسب فرزند پروری ناشی از احساس عدم کنترل در خانه و خانواده استفاده می کنند که به افزایش اضطراب فرزندان کمک می کند ۳) تعارض والدین پیوند عاطفی میان والدین و پچه ها را از بین می برد که خود بر مشکلات می افزاید و ۴)تعارض والدین محیطی پر استرس می سازد که احساس ناامنی وترس و کمرویی را شامل می شود، همچنین خود رفتارهای ناایمن فرزند تهدیدی بر تعارض بیشتر والدین همچون سر مقصرپنداری یکدیگر و نبود فرصت تنهایی برای صمیمیت و حل تعارض ناشی از حضور و وابستگی دائمی بچه به آنهاست. تحقیقات نشان می دهد نگرش فرزندان به تعارضات والدین یکی از عوامل مهم پیش بینی کننده عملکرد روانی آنها حتی بیش از تغییرات ساختاری مهمی همچون طلاق می باشد (کومینگز[۱۰]،۱۹۹۴). دو مطالعه طولی که به وسیله کومینگز وهمکاران (۲۰۰۳) انجام شد نشان داده شد، رفتارهای ناسازگارانه­ای همچون رفتارهای اضطرابی و اجتنابی کودکان از تعاملات والدین در هنگام تعارض همچون پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر تأثیر  می پذیرد.

درواقع هدف از این پژوهش بررسی نقش تعارضات زناشویی و ترس از صمیمیت والدین در پیش بینی کمرویی نوجوانان پسراست. تحقیق حاضر به دنبال آزمون این فرضها است:

  1. بین مؤلفه های تعارض زناشویی والدین با کمرویی نوجوانان پسر آنها رابطه مثبت معنادار وجود دارد.
  2. بین ترس از صمیمیت والدین با همسر و دیگران و کمرویی نوجوانان پسر آنها رابطه مثبت معنادار وجود دارد.
  3. ترس از صمیمیت پدر بیش از ترس از صمیمیت مادر در پیش بینی کمرویی پسران نوجوان نقش دارد.

 

 

روش                                             

روش این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دبیرستانهای شهرستان هرسین در سال ۹۱ بودند که از میان آنان با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای  با تقسیم بندی شهر به پنج منطقه و مدارس هر منطقه به چند پایه و از هر پایه چند کلاس و از کلاسها تعداد لازم ۲۳۰دانش آموز انتخاب و به پرسشنامه کمرویی پاسخ داده و والدین آنها  نیز به دو پرسشنامه تعارضات زناشویی و ترس از صمیمیت پاسخ دادند به این صورت که ۱۱۵نفر از آنان مادران و۱۱۵نفر پدران بودند. تحلیل داده ها نیز در نرم افزار Spss و از همبستگی پیرسون استفاده شد، همچنین برای پیش بینی کمرویی از روی مؤلفه­های تعارض زناشویی و نیز ترس از صمیمیت والدین از رگرسیون همزمان استفاده گردید.

 ابزارها

  1. پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران[۱۱] (MCQ): این پرسشنامهدارای ۴۲ سوالاستکههفتحیطهتعارضزوجین را بررسی می کند: کاهشهمکاری،کاهشرابطهجنسی،افزایشواکنشهیجانی، افزایشرابطهبااقوامخود، کاهشرابطهبااقوامهمسر،جداکردنامورمالیازهمدیگر،افزایشجلبحمایت فرزند. دامنه نمرات سوالها بین ۱ تا ۵ و دامنه نمرات پرسشنامه بین ۴۲ تا۲۱۰ میباشد. پایایی این ابزار توسط براتی (۱۳۷۵) برابر با ۵۲/۰و توسط فرحبخش(۱۳۸۴) ۶۹/۰محاسبه شد، هرچه قدر نمره بالاتر باشد تعارض شدیدتر است (ثنایی و همکاران، ۱۳۸۷).
  2. مقیاس ترس از صمیمیت[۱۲] (‏FIS‏): این مقیاس دارای ۳۵ سوال است و میزان ترس افراد از داشتن روابط صمیمانه با دیگران را می­سنجد. فلاح زاده و همکاران (۱۳۹۰) مقیاس را بر روی ۵۶۷ نفر از زنان و مردان شهر تهران اجرا کردند، تحلیل عاملی ۲ عامل را در بین ۳۵ سؤال آشکار ساخت: عامل ۱ ترس از صمیمیت در «رابطه با همسر» و عامل ۲ ترس از صمیمیت در «رابطه با دیگران» است. همسانی درونی کل مقیاس ۸۳/۰، عامل (۱) ۸۱/۰ و عامل (۲) ۷۹/۰ و ضریب اعتبار بازآزمایی کل مقیاس ۹۲/۰ و برای عامل های فرعی ۱و۲ به رتیب ۸۷/۰ و ۸۵/۰ به دست آمد، همچنین همبستگی منفی (۵۸/۰-) این مقیاس با مقیاس صمیمیت والکر و تامپسون[۱۳] (۱۹۸۳) حاکی از روایی واگرای آزمون است.
  3. مقیاس کمرویی هندرسون زیمباردو[۱۴]: پرسشنامه کمرویی نسخه ۷۹ سؤالی برروی طیف پنج درجه ­ای لیکرت تنظیم شدهاست. نمره گذاری از۵به۱) خیلی زیاد=۵،زیاد=۴، تا اندازه­ ای کم=۳،خیلی کم=۲، هیچ=۱( حداقل نمره ۷۹ وحداکثر نمره آزمون ۳۹۵ است. هرچه نمره بیشتر باشد کمرویی بیشتر است. درپژوهش رشیدی (۱۳۸۶) پایایی پرسشنامه ازطریق آلفا یکرونباخدر مورد ۵۰۰ نفر از دانشجویان ۸۰/۰ محاسبه شد، همچنین پایایی بهروشد و نیمه کردن ۷۵/۰بدست آمد. منتظرغیب واحقر(۱۳۹۰) نیز همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ۸۷/۰ را بدست آورد که میزان بالای همسانی درونی این مقیاس را نشان می دهد.

 

یافته­ها

خطای انحراف استادارد انحراف استاندارد میانگین بیشینه کمینه تعداد مولفه ها
.۹۵ ۱۴٫۵ ۹۲٫۴۳ ۶۷ ۱۱۸ ۲۳۰ تعارض کلی زناشویی
.۱۹ ۲٫۹۸ ۹٫۹۱ ۱۷ ۵ ۲۳۰ کاهش همکاری
.۲۷ ۴٫۲۴ ۱۴ ۲۲ ۷ ۲۳۰ کاهش رابطه جنسی
.۲۴ ۳٫۷۱ ۱۵٫۵۶ ۹ ۲۳ ۲۳۰ افزایش واکنش های هیجانی
.۲۱ ۳٫۲۶ ۱۰٫۶ ۲۰ ۶ ۲۳۰ افزایش جلب حمایت فرزندان
.۲۳ ۳٫۶۳ ۱۳٫۹۵ ۲۳ ۷ ۲۳۰ کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان
.۲۲ ۳٫۴۱ ۱۴٫۱۷ ۲۳ ۷ ۲۳۰ افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود
.۲۱ ۳٫۱۶ ۱۴٫۲۱ ۲۰ ۹ ۲۳۰ جدا کردن امور مالی از یکدیگر
.۱۸ ۲٫۷۷ ۹۰٫۰۵ ۹۴ ۸۶ ۲۳۰ ترس از صمیمیت در رابطه با همسر
.۱۹ ۲٫۹۰ ۱۰٫۴۳ ۱۷ ۵ ۲۳۰ ترس از صمیمیت در رابطه با دیگران
۴٫۱۵ ۶۳٫۰۵ ۲۰۶٫۵۶ ۳۱۹ ۱۰۰ ۲۳۰ کمرویی

جدول۱مربوط به آماره های توصیفی تعارض خانوادگی، ترس از صمیمیت و کمرویی فرزندان

جدول شماره ۱ خلاصه آمار توصیفی مربوطه به متغیرهای پژوهش همراه با سایر مؤلفه های آنها آورده شده است. در این جدول برای هریک از متغیرها و مؤلفه های آنها، کمینه و بیشینه داده ها، میانگین، انحراف استاندارد و خطای انحراف استاندارد آورده شده است.

جدا کردن امور مالی از یکدیگر افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان افزایش جلب حمایت فرزندان افزایش واکنشهای هیجانی کاهش رابطه جنسی کاهش همکاری تعارض زناشویی
۱۰۴/. *۱۶۶/. **۲۴۷/. ۱۰۲/. **۳۹۸/. *۱۵۵/. **۱۹۴/. **۳۳۲/. کمرویی

p< 0/05* ** p< 0/01

جدول ۲ مربوط به رابطه بین تعارضات زناشویی و مؤلفه های آن است چنانکه می بینید بین تعارض کلی و مؤلفه های کاهش همکاری، افزایش واکنش های هیجانی، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان با کمرویی فرزندان در سطح p< 0/01 رابطه مثبت معنادار وجود دارد. نیز بین کاهش رابطه جنسی و افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود با کمرویی فرزندان در سطح p< 0/05  رابطه مثبت معنادار وجود دارد، اما بین مؤلفه های جدا کردن امور مالی زوجین از یکدیگر و افزایش جلب حمایت فرزندان با کمرویی فرزندان رابطه­ی معنی داری بدست نیامد.

 

 

 

جدول۳ رابطه بین ترس از صمیمیت پدر و مادر و کمرویی فرزندان 

  پدر مادر
  ترس از صمیمیت در رابطه با همسر ترس از صمیمیت در رابطه با دیگران ترس از صمیمیت در رابطه با همسر ترس از صمیمیت در رابطه با دیگران
کمرویی **۲۷۹/۰ **۳۸۳/۰ ۰۶۷/۰ *۲۳۲/۰

*          p< 0/05** p< 0/01

جدول ۳ رابطه بین ترس از صمیمیت در رابطه با همسر و در رابطه با دیگران را با کمرویی فرزندان نشان داده شده است. در این جدول به بررسی رابطه بین صمیمیت و کمرویی را در بین پدر و مادر به صورت جداگانه آورده شده است چنانکه

مشاهده می نمایید رابطه بین ترس از صمیمیت (در رابطه با همسر و در رابطه با دیگران) با کمرویی فرزندان در پدر در سطح p< 0/01 بیشتر از مادر است.

sig T Β SEM B sig F R2 R متغیر پیش بین متغیر ملاک
۰۰۰۱/. ۱۸/۶ ۳۸/. ۰۴/۱ ۴۵/۶  

 

۰۰۰۱ / .

 

 

۵۸/۱۶

 

 

۲۷/.

 

 

۵۲/.

افزایش واکنش های هیجانی  

کمرویی

۰۰۰۱/. ۲۳/۵ ۰۷/۱ ۵۶/۳ ۶۱/۱۸ کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان
۰۰۰۱/. ۲۳/۴ ۸۷/. ۸۱/۳ ۱۴۶/۱۶ کاهش همکاری

جدول ۴ مربوط به رگرسیون همزمان برای پیش بینی کمرویی فرزندان از طریق مؤلفه های تعارض زناشویی می باشد. در این رگرسیون از بین مؤلفه های تعارض زناشویی: مؤلفه های افزایش واکنش های هیجانی، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود،  کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان، کاهش همکاری و کاهش رابطه جنسی که با کمرویی رابطه معنا دار داشتند وارد مدل شدند. از بین متغیرهای پیش بین فقط مؤلفه های افزایش واکنش های هیجانی، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان و کاهش همکاری توانستد کمرویی را با واریانس مشترک ۲۷/۰ و با کمتر از ۰۰۰۱/۰ خطا پیش بینی نماید. همچنین برای هریک از متغیر های پیش بین B، مقدار خطا، بتا، آزمون T و sig آورده شده است.

متغیر ملاک متغیر پیش بین R R2 F sig B SEB β T sig
 

کمرویی

ترس از صمیمیت پدر در رابطه با همسر ۴۳۱/. ۱۸۶/. ۲۰/۱۲ ۰۰۰۱/. ۵۶/۴ ½ ۲۰/. ۲۷/۲ ۰۲۵/.
ترس از صمیمیت پدر در رابطه با دیگران ۵۱/۶ ۷۳/۱ ۳۳/. ۷۶/۳ ۰۰۰۱/۰
ترس از صمیمیت مادر در رابطه با دیگران ۲۳۲/. ۰۵۴/. ۷۱/۶ ۰۱۱/. ۲۴/۶ ۴۰/۲ ۲۳۲/. ۵۹/۲ ۰۱۱/.

یافته‌های حاصل از رگرسیون همزمان برای پیش بینی کمرویی از طریق متغیر ترس از صمیمیت پدر و مادر در جدول۵ نشان داده شده‌اند. نتایج ارایه شده گویای این مطلب است که ترس از صمیمیت پدر در رابطه با همسر و در رابطه با دیگران با کمرویی فرزندان ۱۸۶/۰ واریانس مشترک دارد و ترس از صمیمیت مادر در رابطه با همسر و در رابطه با دیگران فقط ۰۵۴/۰ با کمرویی واریانس مشترک دارد و نیز ترس از صمیمیت کلی پدر با مقدار خطای کمتر از ۰۰۰۱/۰ کمرویی را پیش بینی می کند و ترس از صمیمیت مادر با مقدار خطای ۰۱۱/۰ می تواند فقط در مؤلفه ترس از صمیمیت در رابطه با دیگران، کمرویی فرزندان را پیش بینی نماید.

بحث و نتیجه گیری

رفتار پدر ومادر به مقدار زیادی نگرش فرزندان را نسبت به خودشان شکل می دهد (گلدنبرگ[۱۵]،۲۰۰۱). لذا دور از انتظار نیست که بچه هایی که در خانواده های دارای تعارض والدین زندگی می کنند تعدادی از مشکلات روان­شناختی را نشان دهند. .ازجمله تحقیقات این زمینه می توان به تحقیقات (گراهام ولوندوسکی[۱۶] ،۱۹۹۸) مبنی بر پرخاشگری این کودکان وتحقیق (جاف[۱۷] و همکاران ،۱۹۸۶)مبنی بر مشکلات بیرونی سازی و تحقیق(مارگولین[۱۸]،۱۹۹۸)مبنی بر مشکلات درونی سازی کودکان رشد یافته در خانواده های با والدین متعارض اشاره کرد.

هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین ترس از صمیمیت والدین، تعارضات زناشویی و مؤلفه های آن با کمرویی نوجوانان و نیز پیش بینی کمرویی از روی متغیر های ذکر شده می باشد. نتایج انجام همبستگی پیرسون بین مؤلفه های تعارض زناشویی و کمرویی نشان داد که مؤلفه های کاهش همکاری، افزایش واکنش های هیجانی، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان بیشترین مقدار رابطه را با کمرویی فرزندان داشت بدین معنی که خانواده های دارای تعارضی که در مؤلفه های کاهش همکاری بین سایر اعضای خانواده، همچنین واکنشها و عکس العمل های عاطفی و هیجانی منفی در آنها زیاد است و نیز رابطه خانوادگی خود را با خویشاوندان و دوستان قطع کرده اند باعث بروز بیشترین کمرویی در فرزندان خود شده اند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از میان سایر مؤلفه ها فقط همین سه مؤلفه توانست کمرویی را پیش بینی نماید. در اولویت دوم مؤلفه هایی چون کاهش رابطه جنسی زن و شوهر بایکدیگر و افزایش رابطه فردی هریک از زوجین با خویشاوندان خود باعث بروز کمرویی در پسران نوجوان خود شده اند، بنابراین فرض تحقیق اول مبنی بر وجود رابطه معناداربین مؤلفه های تعارض زناشویی و کمرویی تایید می شود. از بین مؤلفه های تعارض زناشویی جدا کردن امور مالی زوجین از یکدیگر و افزایش جلب حمایت فرزندان با کم رویی فرزندان رابطه ای نداشت شاید به آن دلیل که این پژوهش در فرهنگ نسبتا سنتی اجرا شده است ،و جدایی مالی زن و شوهر از یکدیگر زیاد مطرح نیست . و در رابطه با این دو مؤلفه فرض تحقیق ما تایید نمی شود. همچنین شاید یکی از دلایل اینکه بین کمرویی فرزندان با افزایش جلب حمایت فرزندان رابطه ای وجود ندارد مربوط به نمونه ما باشد که دانش آموزان دبیرستانی بودند و این افراد در سن استقلال و هویت یابی هستند و تا حدودی درحال تمایز یافتگی و عدم وابستگی به والدین می باشند بنابراین بین جلب حمایت والدین و کمرویی آنها رابطه ای وجود ندارد. همسویی این یافته ها با تحقیقات پیشین مبین اصالت نتایج این یافته ها می باشد، پلگ پاپکوودار[۱۹] (۲۰۰۱) در پژوهشی عدم وجود مؤلفه های سازگاری در خانواده از جمله تعارض را با ترس فرزندان از غریبه­ها که درکمرویی سهم به­سزایی دارد، دارای رابطه می داند. همچنین بوگل و برچمن (۲۰۰۶) معتقدند مشاهده رفتار و نحوه تعامل والدینی که با یک حالت تنیده عمل می کنند، می تواند به کودکان بیاموزد که ترس مشابهی را پرورش داده و وقایعی مشابه را در آینده برای خود تصورکنند و احساس خود کنترلی کمتر و تهدید بیشتری را داشته باشند.

همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین ترس از صمیمیت و کمرویی گویای این بود که رابطه ترس از صمیمیت پدر با کمرویی در مقایسه با ترس از صمیمیت مادر بیشتر است و نیز نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از این بود که ترس از صمیمیت پدر به خصوص این ترس در رابطه برقرار کردن با دیگران بیشتر می تواند کمرویی فرزندان را پیش بینی کند بنابراین فرض دوم تحقیق مبنی بر وجود رابطه مثبت معنادار بین ترس از صمیمیت و کمرویی تایید می شود. علت اینکه ترس از صمیمیت پدر بیشتر توانست کمرویی پسران را پیش بینی کند این است که چون فرزندان پسر در سنین اولیه بیشترین الگوبرداری در رفتار، احساس و افکار را از پدر خود دارند لذا ترس از صمیمی شدن پدر در رابطه با دیگران و در رابطه با همسر می تواند باعث الگوگیری کمرویی نوجوانان پسر شود شاید اگر نمونه ما مربوط به نوجوانان دختر بود ترس از صمیمیت مادرنسبت به پدر بیشتر می توانست کمرویی نوجوانان دختر را پیش بینی کند. این یافته ها با یافته های تحقیقات پیشین نیز همسو است. مطالعات بوگل و برچمن (۲۰۰۵) بیانگر این مطلب اند که پدران درمعرفی و آشنا کردن فرزندان با دنیای بیرون نقشی بیش از مادران دارند، وبه نوبه خود سهم زیادی در کاهش ترس از اجتماع وکمرویی بچه­ها دارند. (کارد وچی ۱۹۹۶؛ ترجمه قائمی، ۱۳۸۴) در پژوهشی به این نتیجه رسید که ۴۰% افراد کمرو،‌ کمرویی خود را به تعلیم و تربیت نسبت داده­اند و اعتقاد دارند که کمرویی آنها حاصل تجربه های آنها مخصوصاً تجربه های دوران کودکی است.لذا نتایج این تحقیق می تواند نوید بخش جلوگیری از مشکلات روانشناختی نوجوانان با استفاده از مداخلات خانواده درمانی ،و سهم عمده ای در کاهش عوارض روانی ،گرایش به اعتیاد و الکل و روابط خطرناک در نوجوانان به خصوص پسران نوجوان داشته باشد.

تشکر و قدردانی

درپایان ازکلیه والدین و دانش آموزانی که در پاسخ دادن به پرسشنامه ها همکاری نمودند و همچنین مسئولین محترم  مدارس متوسطه شهرستان هرسین تشکر و سپاسگزاری می نماییم.

 فهرست منابع

افروز، غلامعلی (۱۳۷۹). روان شناسی کم رویی و روش های درمان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

ثنایی، باقر؛ علاقبند، ستیلا؛ فلاحتی، شهره؛ هومن، عباس (۱۳۸۷). مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج، تهران: مؤسسه انتشارات بعثت.

رشیدی، فرنگیس (۱۳۸۶). بررسی رابطه باورهای غیر منطقی و کمرویی با سلامت روان دانش آموزان دختر پایه سوم دوره دبیرستان شهرتهران، پایانامه کارشناسی ارشد دانشکده علومتربیتی و روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.

فلاح زاده، هاجر و همکاران(۱۳۹۰). بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس ترس از صمیمیت. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی ، دوره ۵ ، شماره ۱، صفحه ۷۰- ۷۹٫

 

Bogels, Susan  M & Brechman-Toussaint Margaret L(2006).Family issues in child anxiety: Attachment, family functioning, parental rearing and beliefs. Clinical Psychology Review, 26 ,834–۸۵۶

Cummings, E. M. (1994). Marital conflict and children’s functioning. Social Development, 3, 16−۳۶٫

Cummings, E. M., Goeke-Morey, M. C., & Papp, L. M. (2003). Children’s responses to everyday marital conflict tactics in the home. ChildDevelopment, 74, 1918−۱۹۲۹٫

Emery, R. E. (1989). Interparental conflict and the children of discord and divorce. Psychological Bulletin, 92, 310−۳۳۰٫

Goldenberg, N. A., & Schmidt, L., A. (2001). Shyness, sociability, and social dysfunction in schizophrenia schizophrenia Research, 48(2-3), 343-349.

Graham-Berman, S., & Levendosky, A. (1998). The social functioning of preschool-age children whose mothers are emotionally and physically abused. Journal of Emotional Abuse, 1, 59–۸۴٫

Rapee, R. M. (2001). The development of generalized anxiety, The developmental psychopathology of anxiety (pp. 481−۵۰۳). New York: Oxford University Press.

Robinson, J. A. L., Kagan, J., Reznick, J. S., & Corley, R. (1992). The heritability of inhibited and uninhibited behavior: A twin study. Developmental Psychology, 28, 1030−۱۰۳۷٫

Margolin, G. (1998). Effects of domestic violence on children. In P. K. Trickett & C. Schellenbach (Eds.), Violence against children in the family and the community (pp. 57–۱۰۲). Washington, DC: American Psychological Association

Main, M., & Solomon, J. (1990). Procedures for identifying infants as disorganized/disoriented during the Ainsworth Strange Situations. In M. T. Greenberg, D. Cicchetti, & E. M. Cummings (Eds.), Attachment in pre-school years: Theory, research and intervention. Chicago: University of Chicago Press.

Peleg-Popko, O., & Dar, R. (2001). Marital quality, family patterns, and children’s fears and social anxiety. Contemporary Family Therapy, 23(4), 465−۴۸۷٫

Thorberg, Fred Arne, Lyvers Michael (2006).Attachment, fear of intimacy and differentiation of self among clients in substance disorder treatment facilities ,Addictive Behaviors, 31 ,732–۷۳۷

Zimbardo, P. G. (2000). The Shy Child: A Parent’s Guide to Preventing and Overcoming Shyness from Infancy to Adulthood. New York: McGraw-Hill.

[۱]Zimbardo

[۲]Carducci

[۳]Robinson

[۴]Bogels& Brechman

[۵]Rapee

[۶]Main & Solomon

[۷]Descutner

[۸]Thorberg& Lyvers

[۹]Emery

[۱۰]Cummings

[۱۱]marital conflict questionnaire

[۱۲]fear of intimacy scale

[۱۳]Walker & Thompson

[۱۴]Shyness scale of Henderson – Zimbardo

[۱۵]Goldenberg

[۱۶]Graham & Levendosky

[۱۷]Jaffe

[۱۸]Margolin

[۱۹]Peleg-Popko& Dar

مطالب مرتبط: