Header
Header

مقاله : بررسی رابطه بین سبکهای فرزند پروری والدین با سلامت روان دانشجویان

بررسی رابطه بین سبکهای فرزند پروری والدین با سلامت روان دانشجویان روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

 

 

چکیده

پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه سبکهای فرزند پروری با سلامت روان دانشجویان روانشناسی بالینی (هر دو جنس) دانشگاه آزاد تبریز در سال تحصیلی۹۱-۹۰است.جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز نمونه ای با حجم ۱۰۰ نفر، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و تصادفی انتخاب گردید. طرح پژوهش از نوع مطالعه زمینه‌یابی(پیمایشی) است و ابزارهای اندازه‌گیری مشتمل بر ۲ پرسشنامه سبکهای تربیتی(فرزند پروری) با ۳۰ ماده که توسط والدین پاسخ داده شده و پرسشنامه سلامت عمومی گلد برگ که توسط دانشجویان جواب داده شده می باشد. هدف از انجام این پژوهش، تعیین وجود یا عدم وجود رابطه بین  سبک‌های فرزند پروری والدین با سلامت روان فرزندان می‌باشد. برای دستیابی به هدف فوق سه فرضیه به این شرح تدوین گردیده که عبارتند از: ۱) بین سبک تربیتی مقتدرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد. ۲) بین سبک تربیتی سختگیرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد. ۳) بین سبک تربیتی سهل‌گیرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در برنامه نرم‌افزاری SPSS از روش همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج بدست آمده به این شرح می باشد: ۱) فرضیه اول با ضریب همبستگی r = 306 در سطح ۱% و با اطمینان ۹۹% مورد تأیید قرار گرفت. ۲) فرضیه دوم با ضریب همبستگی ۱۳۱ = r در سطح ۱/۰ زیر ۹۵% اطمینان رابطه وجود ندارد یعنی بین شیوه سختگیرانه با بهداشت روانی رابطه وجود ندارد در نتیجه این فرضیه مورد تأیید واقع نگردیده است. ۳) فرضیه سوم با ضریب همبستگی ۱۵۲/۰ = r  در سطح ۱% با ۹۵% اطمینان رابطه وجود دارد و لیکن این رابطه معکوس می‌باشد و در جهت مثبت قرار دارد و منجر به کاهش سلامت روان فرزندان می‌شود. براساس محاسبات همبستگی سبک تربیتی مقتدرانه با عنوان بهترین الگوی برازش شده برای پیش بینی سلامت روان معرفی شده است.

واژگان کلیدی: سبکهای فرزند پروری، سلامت روان، دانشجویان روانشناسی بالینی

 

 

14840

مقدمه:

خانواده به عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است. خانواده باید هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفته و تلاش شود که از ستیزه‌های خانوادگی جلوگیری به عمل آید. یکی از عوامل موثر در رفتار فرد، خانواده است. محیط خانواده نخستین و با دوام‌ترین عاملی است که در رشد شخصیت فرد تأثیر می‌نماید (به نقل از فرجاد ۱۳۸۱). مطالعات و پژوهش‌های زیادی پیرامون نقش الگوهای نقش الگوهای تربیتی والدین در رشد فرزندان صورت گرفته است. از جمله این مطالعات می‌توان به پژوهش‌های سیرز و دیگران، ۱۹۷۵) درباره خانواه‌های سهل‌گیر و (بامریند (۱۹۷۳)، مارتین (۱۹۷۵)، هافمن، مکوبی و مارتین۱۹۸۳)پیرامون خانواده سختگیر و مستبد وهم چنین محققینی چون(سیموندو کانجر ۱۹۷۹)درباره خانواده مقتدر اشاره نمود (به نقل از بی‌ریا و همکاران، ۱۳۷۵).

سلامت روانی را می توان براساس تعریف کلی و وسیع تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده ای تغییر یافته است. عمر طولانی تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماریهای مهلک با کشف آنتی بیوتیک ها و پیشرفتهای علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می کند که فرد با خود وسبک زندگی اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور براین است که فرد باید بر زندگی اش کنترل داشته باشد وفقط در چنین حالتی است که می توان آن قسمت هایی را که در باره ی خود یا زندگی اش مساله ساز است تغییر دهد(هرشن سن و پاور،۱۹۸۸، به نقل از میلانی فر،۱۳۷۴ ). نتایج مطالعه ات تطبیقی که در سه کشور اروپایی انجام شده است حکایت از آن دارد که حدود ۲۷ درصد افراد از افسردگی رنج می برند. همچنین کاچر (۱۹۹۴) گزارش کرده است که بین۱۰ تا ۱۵ درصد جوانان دارای مشکلات رجدی هیجانی، رفتاری هستند(بهرامی احسان،۱۳۸۱؛ به نقل از امیدوار،۱۳۸۹).

از بررسی اجمالی پژوهشها و نظریات یاد شده، در خصوص ارتباط سبکهای فرزند‌پروری با عوامل مؤثر در تأمین سلامت روانی می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که والدین در شکل‌گیری رفتارهای فردی و اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی و بطور کلی بهداشت روانی فرزندان نقش مؤثر و تعیین کننده‌ای دارند. از آنجا که پرورش شخصیت سالم فرزندان به عنوان افرادی مفید و سازنده برای خانواده، و اجتماعی از هدفهای تربیتی اولیاء محسوب می‌شود از این رو برگزیدن شیوه‌های مناسب سبک تربیتی برای والدین خدمت بزرگی به فرد، خانواده و جامعه به شمار می‌آید. اما نظر به اینکه سلامت روانی فرزندان تابعی از متغیرهای بسیار پیچیده و فراوانی نظیر وضعیت روانی- عاطفی- اقتصادی خانواده، رشد فرزندان، شغل والدین، محل جغرافیایی، سکونتشان تک فرزندی یا تعداد فرزندان، فرهنگ محلی و رسانه‌ها و … می‌باشد. ضروری است یهم هر یک از آنها در تحقیقات آینده مورد توجه و بررسی قرار گیرد. چه بسا فردی از شیوه تربیتی مناسب برخوردار باشد ولی به لحاظ دخالت عوامل مذکور از سلامت روانی مناسب برخوردار نباشد. در این پژوهش سعی شده است ارتباط سبکهای تربیتی والدین برروی نوجوانان و جوانان (دانشجویان) مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

 

روش:

پژوهش حاضراز نوع زمینه‌سازی (پیمایشی)می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی است (هر دو جنس) که در دانشکده علوم انسانی و تربیتی دانشگاه آزاد تبریز در نیمسال اول تحصیلی ۹۱-۹۰ مشغول به تحصیل هستند. به منظور دستیابی به گروههایی از آزمودنیها که امکان تحلیل آماری مناسب فراهم سازد، به صورت کلی ۲۴۰ نفر برای این طرح انتخاب شده اند؛با توجه به ماهیت تحقیق و ضرورت یکسان سازی نمونه پس از بررسی های لازم و همکاری شرکت کننده گان تعداد ۱۰۰ نفر که همگی(هم خود و هم والدینشان) از نظر سن،رشته تحصیلی(منظور گرایش بالینی می باشد،چون در دانشکده علوم انسانی و تربیتی دانشگاه آزاد تبریز در رشته روانشناسی گرایش روانشناسی عمومی نیز وجود دارد)،و دیگر متغیر های اثر گذار در پژوهش تقریبا و با اطمینان ۹۹٪ یکسان بودند،داده هایشان برای تجزیه و تحلیل پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت گروه نمونه از میان دانشجویان (هر دو جنس) رشته روانشناسی در سال تحصیلی  ۹۱-۹۰  باروش نمونه‌گیری تصادفی و در دسترس انتخاب شدند و حجم نمونه‌ی این تحقیق ۱۰۰ نفر بودند که پاسخ ۵۰ زن و ۵۰ مرد مورد تجربه و تحلیل قرار گرفت.

ابزارهای پژوهش

ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش عنارتنداز:

الف) پرسش‌نامه سبک تربیتی

ب) پرسش‌نامه سلامت عمومی GHQگلدبرگ

 

پرسش‌نامه سبک‌های تربیتی

. پورای در سال ۱۹۹۱ پرسشنامه ای برای اندازه گیری شیوه های فرزند پروری براساس نظریه بامریند در سه سطح اقتدار منطقی، استبدادی و آزادگذاری تهیه کرده است. که این پرسشنامه توسط اسفندیاری به فارسی برگردانده شده است. این پرسشنامه ابتدا از ۴۸ سوال تهیه گردیده بود که در نهایت ۳۶ سوال به وسیله بیست و یک متخصص در حوزه روانشناسی تربیتی، جامعه شناسی برای بیان سه دیدگاه اولیه والدین با…… اضافه کرد. واز ۳۶،۳۰ سوال در مقیاس تهایی گردید که هر ۱۰ سوال مربوط به یکی سطوح اقتدار منطقی(دموکراسی مآبانه) استبدادی(دیکتاتورمآبانه) و آزادگذاری می باشد( یوسفی شهیر ،۱۳۸۸ ).

پرسش‌نامه سلامت عمومی

متن اصلی پرسش‌نامه سلامت در سال ۱۹۷۲ توسط گلدبرگ برای غربالگری اختلالات روان شناختی غیر سایکوتیک در مراکز درمانی و سایر جوامع طراحی و تدوین شده است. فرم ۲۸ ماده‌ای پرسش‌نامه سلامت عمومی، که در این پژوهش از آن استفاده شده، توسط گلدبرگ و هیلر در سال ۱۹۷۹ تدوین یافته و سوالهای آن براساس روش تحلیل عاملی بر روی فرم۶۰ ماده‌ای اولیه استخراج گردیده است. این پرسش‌نامه نیز همانند با فرم اولیه، مشتمل بر چهار مقیاس فرعی است، اما هر یک از آنها دارای ۷پرسش است. هومن (۱۳۷۶؛ به نقل از رضائی،۱۳۸۹) در هنجاریابی پرسش‌نامه سلامت عمومی، هماهنگی درونی را با استفاده از ضریب آلفای کرنباخ برای مقیاسهای فرعی علائم جسمانی ۸۵٪، علائم اضطراب ۸۷٪، اختلال در کنش اجتماعی ۷۹٪ و علائم افسردگی اساسی برابر با۹۱٪ کزارش نموده و برای کل مقیاس که نشان دهنده سلامت عمومی است برابر با۸۵٪ با خطای استاندارد ۸۴۸\۵ برآورد کرده است.

یافته ها:

در پژوهش حاضر دو متغیر سبک‌های فرزند پروری و سلامت عمومی درباره ۱۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز مطالعه شده است.

جدول بررسی همبستگی بین سبک تربیتی و سلامت روان

نام متغیر ضریب همبستگی تعداد N سطح معنی‌داری Sig
سبک تربیتی ۲۹/۰ ۱۰۰ ۰۱/۰
سلامت روان

 

با توجه به جدول فوق همانگونه که مشاهده می‌شود مقدار ضریب همبستگی محاسبه شده معنادار می‌باشد. یعنی مقدار Sig کوچکتر از ۵ ۰/۰ می‌باشد بنابراین فرضیه مخالف رد می‌شود و فرض آماری با اطمینان ۹۹٪ پذیرفته می‌شود و می‌توان نتیجه را به جامعه تعمیم داد. یعنی اینکه بین سطح تربیتی و سلامت روان همبستگی وجود دارد.

 

 

جدول بررسی همبستگی بین سبک تربیتی مقتدرانه و سلامت روان

نام متغیر ضریب همبستگی تعداد N سطح معنی‌داری Sig
سبک تربیتی مقتدرانه ۳۰/۰ ۱۰۰ ۰۱/۰
سلامت روان

 

با توجه به جدول فوق همانگونه که مشاهده می‌شود مقدار ضریب همبستگی محاسبه شده معنادار می‌باشد یعنی مقدار Sig کوچکتر از۵ ۰/۰ می‌باشد بنابراین فرضیه مخالف رد می‌شود و فرض آماری با اطمینان ۹۹٪ پذیرفته می‌‌شود و می‌توان نتیجه را به جامعه تعمیم داد یعنی اینکه بین سبک تربیتی مقتدرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد.

 

جدول بررسی همبستگی بین سبک تربیتی سهل گیرانه و سلامت روان

نام متغیر ضریب همبستگی تعداد N سطح معنی‌داری Sig
سبک تربیتی سهل گیرانه ۱۲/۰ ۱۰۰ ۱/۰
سلامت روان

 

با توجه به جدول فوق همانگونه که مشاهده می‌شود مقدار ضریب همبستگی مشاهده شده معنادار نمی‌باشد یعنی مقدار Sig  بزرگتریناز ۰۵/۰ می‌باشد بنابراین فرضیه مخالف قبول می‌شود و فرض آماری با اطمینان ۹۵٪ رد می‌شود و نمی‌توان نتیجه را به جامعه تعمیم داد یعنی اینکه بین سبک تربیتی و سلامت روان همبستگی وجود ندارد.

جدول  بررسی همبستگی بین سبک تربیتی سخت گیرانه و سلامت روان

نام متغیر ضریب همبستگی تعداد N سطح معنی‌داری Sig
سبک تربیتی سخت گیرانه ۱۵/۰ ۱۰۰ ۰۱/۰
سلامت روان

 

با توجه به جدول فوق همانگونه که مشاهده می‌شود مقدار ضریب همبستگی محاسبه شده معنادار می‌باشد یعنی مقدار Sig کوچکتر از ۰۵٪۰می‌باشد بنابر فرضیه مخالف رد می‌شود و می‌توان نتیجه را به جامعه تعمیم داد یعنی اینکه بین سبک تربیتی سخت گیرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد لیکن این رابطه عکس می‌باشد و در جهت مثبت نمی‌باشد.

جدول شماره  بررسی همبستگی بین سبک‌های تربیتی (مقتدرانه، سهل گیرانه و سخت گیرانه) و سلامت روان

                    شاخص‌های آماریعنوان ضریب همبستگی سطح اطمینان
سلامت روان با سبک مقتدرانه ۳۰/۰ = r ۰۱/۰ معنی‌داری
سلامت روان با سبک سهل گیرانه ۱۳/۰ = r ۱/۰ غیر معنی‌دار
سلامت روان با سبک سخت‌گیرانه ۱۵/۰ = r ۰۱/۰ معنی‌دار در جهت عکس

 

جدول فوق نتایج حاصل از همبستگی‌های محاسبه شده بین سه شیوه تربیتی والدین و سلامت روان در دانشجویان را نشان می‌دهد. با توجه به نتایج جدول همانطور که مشاهده می‌شود بین سبک تربیتی مقتدرانه با سلامت روان رابطه وجود دارد. ولی بین سبک تربیتی سهل گیرانه با سلامت روان رابطه‌ای وجود ندارد و سومین فرضیه پژوهش با توجه به همبستگی محاسبه شده و عدم وجود ارتباط بین سبک تربیتی سهل‌گیرانه با سلامت روان می‌توان قضاوت نمود که شیوه سخت گیرانه و مستبدانه بیش از سبک سهل‌گیرانه در سلامت روان تأثیر دارد اما این تأثیر در جهت نبوده و منجر به کاهش سلامت عمومی فرزندان می‌شود اما سبک‌گیرانه ودر کاهش یا افزایش سلامت روانی تأثیر نخواهد داشت از این رو سبک تربیتی سهل گیرانه نسبت به سبک سخت گیرانه در جهت تأمین بهداشت روانی برتری دارد.www.ravanpedia.com

 

بحث و نتیجه‌گیری

با مراجعه به یافته‌های اصلی پژوهش ملاحظه می‌گردد که سبک تربیتی مقتدرانه در سلامت روان دانشجویان در سطح ۱٪ و با اطمینان ۹۹٪ مؤثر است. نتیجه این فرضیه با نتایج پژوهش‌های بسیاری از محققین نظیر بامریند و استینبرگ (۱۹۹۰) لوپارو توریل (۱۹۹۳) بامریند به نقل از ازماسن و همکاران (۱۳۷۰) بالدین، کلهوران ، برس (۱۹۶۷) تایلر و همکاران (۱۹۹۳) و استینبرگ (۱۹۹۱) مرکیدی (۱۳۷۳) فطین حور (۱۳۷۵) رضایی (۱۳۷۵) مروان و کریمان(۲۰۰۶) وولف راد و همکاران(۲۰۰۴)  کارگرزاده میاندوآب(۱۳۸۹)؛هماهنگی و همسویی وجود دارد. این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که سبک تربیتی مقتدرانه در تأمین بهداشتی روانی فرزندان بسیار مؤثر است. یعنی والدین مقتدر و منطقی دارای اعمالی مانند گرمی ، صمیمیت ، پذیرش ، دادن استقلاق کنترل و رفتار جدی می‌باشند.

بین سبک تربیتی سهل‌گیرانه و سلامت روان همبستگی وجود ندارد. این رابطه در سطح ۱۹۵٪ زیر ۹۵٪ اطمینان می‌باشد و مورد تأیید قرار نگرفت. رد این فرضیه با نظریه بامریند همسویی دارد زیرا معتقد است که اینگونه خانواده‌ها به طور کلی قوانین بسیار محدودی دارند و هر کس هر کاری بخواهد انجام می‌دهد و دخالت در کارهای یکدیگر معنا ندارد چرا که در خانواده سهل‌گیر به تعداد افراد خانواده نظر وجود دارد. (به نقل از بی ریا و همکاران ۱۳۷۵)

رد این فرضیه با پژوهش زارع (۱۳۷۷) هماهنگی و همسویی دارد. فرضیه این پژوهشگر نیز بیان رابطه بین شیوه تربیتی سهل‌گیرانه والدین و میزان بهداشتی روانی فرزندان است که در سطح۱ ۰/۰ = a مورد تأییدقرار نگرفته است. فرزندان این دسته از والدین همواره از یک تزلزل روحی و روانی رنج می‌برند و از آنجاییکه زمینه دخالت والدین را در محیط خانواده لمس نکرده‌اند به راحتی از طریق همسالان خودشان پذیرفته نمی‌شود و در جامعه بزرگتر همیشه با مشکلات اخلاقی و اجتماعی مواجه‌اند و براحتی تن به قانون و مقررات اجتماعی نمی‌دهند(به نقل از زارع ۱۳۷۷). همچنین این یافته با یافته های دیگر پژوهشگران از جمله مطالعات،مروان و کریمان(۲۰۰۶)و وولف راد وهمکاران(۲۰۰۴).

بین سبک تربیتی سختگرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد. این رابطه در سطح ۵٪ با ۹۵٪ اطمینان می‌باشد و مورد تأیید واقع شده است ولی نتیجه عکس نیز با سبک مقتدرانه دارد. نتیجه این پژوهش با پژوهش‌های بیل که در تحقیق خود نشان داد والدین تنبیه کننده ، بی تفاوت و ترد کننده موجب ظهور رفتار تنشی همراه با نارضایتی و منفی گرایی در نوجوان می‌شود ( به نقل از آزاد ، ۱۳۶۶) و نتایج حاصل از پژوهش حاضر فولدینی وآلکس (۱۹۹۳) که در تحقیق خود یافتند جوان و نوجوانی را که سختگیری زیادتری از ناحیه والدین دریافت می‌کردند و کمتر فرصت تصمیم‌گیری داشتند اشتیاق بیشتری را برای زیر پا گذاشتن دستورات والدین ، نشان دادند هماهنگی و همسویی دارد.

همچنین این فرضیه با پژوهش کیرسلی و همکاران (۱۹۶۲) که در مطالعه خود یاقتند نوجوانان و جوانان آشفته در مقایسه با نوجوانان و جوانان سالم با تحکم بیشتر و تأیید و حمایت کمتر پرورش یافته بودند. پژوهشگرانی مانند بلکسی (۱۹۸۱) ، هترینگتون و مارتین (۱۹۷۱) که در پروش‌های خود به این نتیجه رسیده‌اند که والدین محدود ساز ، ترد کنند واستفاده از تنبیه برای ایجاد نظم و ترتیب دارای نوزادان هستند که دارای رفتارهای ضداجتماعی ، فقدان سازگاری هستند (برومندنسب ، ۱۳۷۳) و همچنین با پژوهش زارع (۱۳۷۷) که در یافته‌های خود به رابطه منفی بین شیوه تربیتی استبدادی والدین و سطح بهداشت روانی فرزندان اشاره نموده است همسویی و هماهنگی دارد.

 

منابع

۱) آتکینسون، ریتا و همکاران (۱۳۷۳)، (ترجمه محمدتقی براهنی)، چاپ هفتم، انتشارات رشد.

۲) احدی، محسن و بین­جمال، شکوه­السادات (۱۳۷۱)، روان­شناسی رشد، مفاهیم بنیادی در روانشناسی کودک، تهران، انتشارات بنیاد.

۳) احمدی، سیداحمد (۱۳۷۳)، بهداشت روانی در خانواده، مجله پژوهش­های تربیتی، دوره جدید، جلد دوم، شماره ۳ و ۴ پاییز و زمستان.

۴) اندرزندن، جمیز دابلیو (۱۳۷۷)، روانشناسی رشد، ترجمه: حمزه گنجی، تهران، انتشارات بعثت.

۵) آزاد، حسین (۱۳۶۶)، روانشناسی مرضی کودک، تهران: انتشارات پادرنگ.

۶) براوشاو، جان (۱۳۷۲)، بازگشت به خانه (ترجمه مهدی قر­چی داغی)، چاپ اول، انتشارات بنیاد.

۷) بی­ریا، ناصر و همکاران (۱۳۷۵)، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلام، جلد دوم، تهران، انتشارات سمت.

۸) زارع، حسین (۱۳۷۷)، بررسی رابطه بین الگوهای تربیتی والدین و بهداشت روانی فرزندان، خلاصه مقالات هفتمین مجمع علمی جایگاه تربیت و امور تربیتی در آموزش و پرورش، انتشارات تربیت.

۹) ساعتچی، محمود (۱۳۷۴)، مشاوران روان درمانی نظریه­ها و راهبردها، انتشارات ویرایش، چاپ اول.

۱۰) سیف، علی­اکبر (۱۳۷۶) روان­شناسی پرورشی، تهران، انتشارات آگاه.

۱۱) شاملو، سعید (۱۳۷۰)، آسیب­شناسی روانی، تهران، انتشارات رشد.

۱۲) شریعتمداری، علی (۱۳۷۶)، روانشناسی، انتشارات امیرکبیر (چاپ دوم و سوم).

۱۳) شکوهی، غلامحسن (۱۳۷۰)، تعلیم و تربیت و مراحل آن، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.

۱۴) صافی، احمد (۱۳۷۳)، خانواده متعادل، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.www.ravanpedia.com

۱۵) فرجاد، محمدحسین (۱۳۷۴)، مشکلات و اختلال­های روانی- رفتاری در خانواده، تهران، انتشارات بدر.

۱۶) فروم، اریک (۱۳۷۵)، جامع سالم، ترجمه: اکبر تبریزی، تهران: انتشارات کتابخانه بهجت.

۱۷) فکار، محمدرضا (۱۳۷۷)، تربیت و بهداشت روانی، مجموعه مقالات هفتمین کنگره سراسری تربیت تهران، انتشارات تربیت.

۱۸) گنجی، حمزه (۱۳۷۶)، بهداشت روانی، انتشارات ارسباران، چاپ اول.

۱۹) ماسن پاول هنری و همکاران (۱۳۷۰)، رشد شخصیت کودک، ترجمه: مهشید یاسایی، تهران، نشر مرکز.

۲۰) ماسن، هنری و دیگران (۱۳۷۴)، رشد شخصیت (ترجمه مهشید یاسایی)، انتشارات مرکز نشر دانشگاهی

۲۱) میرکمالی، سید محمد (۱۳۷۷)، بهداشت روانی در آموزشگاه، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، دوره پنجم، تابستان و پاییز، شماره مسلسل ۱۹-۱۸٫

۲۲) میلانی­فر، بهروز (۱۳۷۴)، بهداشت روانی، انتشارات قومس، چاپ سوم.

۲۳) نلسون، ریتا، ایزرائل، الن سی (۱۳۷۱)، اختلالات رفتاری کودکان، ترجمه تقی منشی طوسی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی.

۲۴) نوابی­نژاد، شکوه (۱۳۶۵)، رابطه زمینه­های زیستی- روانی- اجتماعی با بزهکاری نوجوانان، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

۲۵) نوابی­نژاد، شکوه (۱۳۷۳)، سه گفتار درباره راهنمایی و تربیت فرزندان، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

۲۶) ویرجینیا، ستبر(۱۳۷۳)، آدم­سازی در روانشناسی خانواده، ترجمه: بهروز بیرشک، تهران، انتشارات رشد.

۲۷) بررسی رابطه سبکهای ترییتی وویژگیهای شخصیتی والدین با اختلالات روانی کودکان، آبستر، عزیزه، ۱۳۸۸٫

۲۸)گلستان هاشمی،م؛(۱۳۸۲)؛مقدمه ای بر علم خلاقیت(دانش خلاقیت و نوآوری)؛تهران ؛ انتشارات جهاد دانشگاهی

۲۹)ناصری،ح،(۱۳۸۱)؛بررسی رابطه خود اثر بخشی با سلامت روانی در دانش آموزان موفق و ناموفق مراکز متوسطه شبانه روزی(پسرانه) در سال تحصیلی ۸۱-۸۰؛پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی؛دانشگاه تبریز

۳۰)کاپلان،ب؛سادوک،و(۲۰۰۳)؛خلاصه روان پزشکی ،ترجمه نصرت ا… پورافکاری(۱۳۸۶)؛تهران:شهرآب؛آینده سازان؛جلد یک و دو.

۳۱)کارگرزاده میاندوآب،معصومه،(۱۳۸۸)،رابطه شیوه های فرزند پروری با مهارت های زندگی و سلامت روان در دانش آموزان شهرستان میاندوآب؛پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشکده علوم انسانی و تربیتی؛دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

۳۲)یگانه فرد،آرش؛(۱۳۸۹)؛بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری و سبکهای مقابله ای با سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خسروشهر، پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشکده علوم انسانی و تربیتی؛دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

۳۳)رضائی،زینب(۱۳۸۹)،بررسی میزان سخت رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دین داری در فرهنگیان شهرستان خوی، پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشکده علوم انسانی و تربیتی؛دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

۳۴)تقوی،م(۱۳۸۰)،بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ)،مجله روانشناسی،سال پنجم،شماره ۴،ص ۳۹۸-۳۸۱

۳۵)یوسفی شهیر،نعیمه،(۱۳۸۸)،بررسی رابطه میان شیوه های فرزند پروری و جو عاطفی خانواده با خلاقیت کودکان مراکز پیش دبستانی در شهر تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد؛دانشکده علوم انسانی و تربیتی؛دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

۳۶)شاملو،سعید(۱۳۷۶)،بهداشت روانی،تهران انتشارات رشد

۳۷) امیدوار،نرگس(۱۳۸۹)، بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی ۱۲-۷ ساله در شهرستان سراوان،پایان نامه کارشناسی،دانشگاه پیام نور سراوان.

 

روان پدیا

مطالب مرتبط: