Header
Header

مقاله بررسی رابطه هوش معنوی با خودکارآمدی عمومی در دانش آموزان

 

 

چکیده:

هوش معنوی ( SQ ) به عنوان یکی از مفاهیم جدید هوش، مشتمل بر سازگاری جنبه های شناختی، هیجانی و اخلاقی است که با همه جنبه های زندگی فرد، شامل سلامت و بیماری همراه است بطوریکه جنبه هایی از زندگی هر فرد شامل برداشت از خود، دیگران و دنیای بیرونی را تحت تاثیر قرار می دهد.
با توجه به نقش معنویت در بیشتر ابعاد روانشناختی پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی با خودکارآمدی عمومی در دانش آموزان انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان مقطع متوسطه مدارس شهرستان رباط کریم بود که از میان آنها تعداد ۱۸۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با پرسشنامه هوش معنوی و مقیاس خودکارآمدی عمومی ( GSE-10 ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است به همین منظور داده ها پس از جمع آوری با روش همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین هوش معنوی و خودکارآمدی عمومی رابطه مثبت و معنی داری در سطح ۰۵/ وجود داشت.  معنویت بعنوان یک سازه چند وجهی با تاثیر گذاری بر مولفه های روانشناختی از جمله باورهای خودکارآمد در روبه رو شدن با موقعیتها جاری زندگی، می تواند در ارتقا سازگاری و پیشرفت دانش آموزان نقش موثری ایفا نماید و موجبات رشد و تعالی را به همراه داشته باشد.

 n00030248-b

کلید واژه : هوش معنوی؛ خودکارآمدی عمومی ؛دانش آموزان

اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روزافزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است به طوری که سازمان بهداشت جهانی در تعریف ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی  اشاره می­کند و بعد چهارم یعنی بعد معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می سازد(سازمان بهداشت جهانی،۲۰۰۴ ). معنویت، در برگیرنده اداراکات حاصل از از خود و ترکیبی از عوامل شخصیتی و باورهای بنیادین در خصوص بودن و داشتن معنی در زندگی است که این باورها با جنبه های متنوع زندگی از جمله جنبه های اجتماعی، جسمانی و روانشناختی در ارتباط می باشد( یانگ و همکاران،۲۰۰۵؛ فری و همکاران،۲۰۰۵ ).
هوش معنوی (Spiritual Intelligence)  به عنوان یکی از مفاهیم جدید هوش، دربردارنده­ ی نوعی سازگاری و رفتار حل مسئله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه­ های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی، بین فردی و … شامل می­شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده­ های اطراف و دست­یابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می­ نماید (غباری بناب، سلیمی، سلیمانی، و نوری مقدم، ۱۳۸۶). معنویت و باورهای معنوی با با ابعاد روانشناختی ارتباط تنگاتنگی دارند و در جهت ایجاد تعادل در زندگی انسانی گام بر می دارند.
یکی از ابعادی روانشناختی که در سلامت روانشناختی و جسمانی انسان نقش مهمی ایفا می کند، باورهای مبتنی بر خودکارآمدی و ماحصل آن یعنی داشتن امیدواری در زندگی است. هوش معنوی، بیانگر مجموعه ای از تواناییها و ظرفیتها و منابع معنوی است که کاربست آنها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می شود (کینگ، ۲۰۰۸؛ زهر و مارشال، ۲۰۰۶).
دو مفهوم معنویت و خودکارآمدی از ارتباط قوی با یکدیگر برخوردارند، بطوریکه باورهای خودکارآمد و معنوی می توانند انگیزه ای بسیار قدرتمند در جهت بهبود کیفیت زندگی به شمار آیند( آدبگلو،۲۰۰۷ ). امروزه نتایج اکثر پژوهش­ها  به نقش هوش معنوی و معنویت در مسائل روانشناختی مرتبط با سلامت از جمله شادکامی (پولنر، ۱۹۸۹؛ ژینا ،۱۹۹۶، به نقل از یعغوبی، ۱۳۸۸)، رضایت از زندگی ( فابریکاتر و همکاران، ۲۰۰۰)، سلامت روانشناختی ( علی مهدی و همکاران،۱۳۹۱؛ پارگامنت و ساندرز، ۲۰۰۷؛ مارتینز و همکاران، ۲۰۰۷ ) و باورهای خودکارآمد ( آدبلگو، ۲۰۰۷ )، اشاره داشته اند. آلبرت بندورا ) ۱۹۸۶ ( در نظریه شناختی اجتماعی خود باورهای خودکارآمد را مطرح کرد. بندورا خودکارآمدی  (Self-efficacy beliefs )  را توانایی فرد در انجام یک عمل ویژه در کنار آمدن با یک موقعیت خاص و همچنین قضاوتهای فرد در رابطه با توانایی ها برای کسب نتیجه از عملکردهای خود می داند. به عبارتی باورهای خودکارآمد اداراکاتی را شامل می شوند که افراد را در انتخاب راه هایی بمنظور سازگاری با تغییرات و چگونگی حفظ تلاش علیرغم وجود موانع و شکست برای رسیدن به اهداف یاری می دهند( پاجرز و همکاران،  ۱۹۹۷؛ دویلس و همکاران، ۲۰۰۰ ). بندورا ( ۱۹۸۶ ) بر این باور بود که خودکارآمدی یکی از مهمترین عوامل تنظیم رفتار انسان است. قضاوتهای ناکارآمد فرد در یک موقعیت بیشتر از کیفیت ویژه گی­های خود موقعیت فشار ها را بوجود می آورند. افراد با خودکارآمدی کم، تفکرات بدبینانه درباره توانایهای خود دارند، بنابراین این افراد در هر موقعیتی که بر اساس آنها از توانایی هایشان فراتر باشد دوری می کنند. در تقابل با آن، افراد خودکارآمد بهتر در هنگام مشکلات حس خودکارآمدی خود را بهبود می بخشند و تلاششان را حفظ می کنند ( کاردایماس و کلانتزی، ۲۰۰۴ ). آدبگلو (۲۰۰۷ ) در پژوهش خود به منظور بررسی رابطه معنویت با خودکارآمدی و کیفیت زندگی در افراد بزرگسال مبتلا به بیماری نتیجه گرفت که بین این متغیرها یک رابطه معنی دار قوی وجود دارد، بطوریکه افراد با باورهای معنوی بالا از خودکارآمدی بالا و همچنین کیفیت زندگی مناسبی برخوردار بودند.
با توجه به اهیمت دوره مهم نوجوانی در زندگی و شناخت هر چه بیشتر عوامل کلیدی در رشد خود باوری و توانمندی دانش آموزان، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی با خودکارآمدی عمومی دانش آموزان و در جهت پاسخگویی به این سوال که آیا بین هوش معنوی و خودکارآمدی در دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، انجام گرفت.

روش

شرکت کنندگان و طرح پژوهش

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مشغول به تحصیل در سال ۹۲-۹۱ آموزش و پروش شهرستان رباط کریم بود که از این میان تعداد ۱۸۰ دانش آموز پسر با میانگین سنی ۴/۱۶ و با انحراف استاندارد ۷/۲ با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. طرح پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه­ی جمع آوری داده ها از نوع توصیفی می باشد که در چارچوب یک طرح همبستگی به انجام رسید. داده ها با استفاده از نرم افزار رایانه ای SPSS 17 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل اطلاعات علاوه بر آماره­های توصیفی از آزمون همبستگی پیرسون برای پاسخ به فرض پژوهش استفاده شد.

ابزار

پرسشنامه هوش معنوی : این پرسشنامه که توسط کینگ ساخته شده است، دارای ۲۴ آیتم می باشد. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در یک نمونه ۶۱۹ نفری ۲۰۰۷ آلفای کرنباخ ۹۵/۰  و پایایی از طریق تصنیف ۸۴/۰ به دست آمد. در یک مطالعه دیگر با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی آلفای کرنباخ ۹۲/۰و آلفای استاندارد شده نیز ۹۲/۰ به دست آمد(حمیدی،۱۳۸۲، به نقل از خسروجردی و همکاران، ۱۳۹۰ ).

مقیاس خودکارآمدی عمومی ( GSE-10 ): بمنظور سنجش میزان خودکارآمدی نوجوانان از مقیاس خودکارآمدی عمومی که توسط شوارتز و جروسلم ( ۱۹۸۱ ) ساخته شد، استفاده گردید. این مقیاس ۱۰ گویه دارد که خودکارآمدی عمومی را اندازه گیری می کند که نشان دهنده دید خوش بینانه فرد نسبت به خود می باشد. آزمودنی بر اساس یک مقیاس چهار درجه ای (از اصلا صحیح نیست تا کاملا صحیح) به هر آیتم پاسخ می دهد. رجبی ( ۱۳۸۵ ) در پژوهشی پایایی این آزمون را ۸۲ /۰ و اعتبار آن را ۲۳/۰ ( ۰۰۰۱ /۰ > P ) گزارش کرد.

شیوه اجرا

اجرای پژوهش به این صورت که ابتدا هماهنگی لازم جهت ورود به کلاس درس انجام گرفت، سپس پرسشنامه های مربوطه در یک بسته به یکدیگر پیوست گردید و در ابتدا توضیحاتی در خصوص مدت زمان تکمیل پرسشنامه به صورت گروهی در یک فضای مناسب ارایه گردید و پس از کسب رضایت و تاکید بر محرمانه ماندن نتایج پرسشنامه، مرحله اجرا آغاز گردید. به منظور کنترل عامل خستگی و گرسنگی در دانش آموزان پرسشنامه ها در ساعات ابتدایی روز تکمیل گردیدند.

نتایج

جدول۱، خلاصه ای از توزیع آماری میانگین و انحراف استاندارد متغیر هوش معنوی و مولف های های آن، تفکر وجودی انتقادی، ساخت معنای شخصی، آگاهی فرارونده، بسط حالت آگاهی و خودکارآمدی عمومی ارائه شده است . همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون و ضرایب ارایه شده است:

 جدول۱ میاانگین ها ، انحراف استاندارد و ماتریس همبستگی هوش معنوی و سلامت عمومی و مؤلفه های آن خودکارآمدی عمومی

متغیرها

M  

SD 

۱ 

 ۲                 

۳

۴

۵

۶

۱٫ هوش معنوی

۲۶/۵۷

۴۵/۱۴

۱

۲٫ تفکر وجودی انتقادی

۲۶/۱۶

۵۲/۴

**۲۰/۰

۱

۳٫ ساخت معنای شخصی

۵۴/۱۱

۲۳/۳

**۳۲/۰

**۳۵/۰

۱

۴٫ آگاهی فرارونده

۳۴/۱۶

۶۸/۴

**۳۶/۰

**۴۱/۰

**۴۶/۰

۱

۵٫بسط حالت آگاهی

۸۸/۱۱

۳۰/۴

**۴۷/۰

**۳۶/۰

**۵۲/۰

**۶۶/

۱

۶٫خودکارآمدی عمومی

۷۳/۳۲

۱۷/۵

 *۱۵/۰

**۲۶/۰

**۲۹/۰

*۲۸/

**۳۴/

۱

**p<01/0

* p< 05/0

به منظور  بررسی فرض پژوهش از روش همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن در جدول ۱ آمده است.همانطور که جدول فوق نشان می دهد ضریب همبستگی مشاهده شده بین هوش معنوی و خودکارآمدی عمومی ۱۵/۰r= می یاشد که در سطح۰۵/۰ معنادار است و با توجه به ضریب همبستگی، ضریب تعیین بین هوش معنوی و خودکارآمدی ۵/۲% است، بنابراین نتایج بیانگر این است که دانش آموزان دارای هوش معنوی بالا از خودکارآمدی بالاتری نیز بر خوردارند.

بحث

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی با خودکاآمدی عمومی در دانش آموزان انجام گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین هوش معنوی و خودکارآمدی عمومی رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت که یافته های پژوهش حاضر همسو با برخی یافته ها ( گوپتا، ۲۰۱۲ ؛ آدیگلو،۲۰۰۷ ) همسو بود. همچنین دیگر یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که بین برخی از مولفه های هوش معنوی و خودکارآمدی از جمله تفکر وجودی و انتقادی و ساخت معنای شخصی تفاوت معنی داری وجود نداشت. عوامل معنوی و فرهنگی در تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی بطور فزاینده­ای افزایش یافته است. باورهای معنوی با برخی از مشکلات از جمله هیستری، نوروز، و هذیان­های روانپریشی ارتباط دارد (کوئینگ، ۲۰۰۸). گوپتا (۲۰۱۲) معتقد است بین باورهای معنوی و هوش معنوی با خودکارآمدی و خود تنظم گری هیجانی یک رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. معنویت و در راس آن هوش معنوی می تواند به عنوان یک راهبرد مقابله ای در جهت حل مشکلات و مسائل پر تنش روزمره در موقعیتهای مختلف نقش مهمی ایفا نماید. خودکارآمدی نیز به عنوان یکی از مولفه های مهم تنظیم رفتار، قضاوتهای کارآمد و ناکارآمد را در مواجهه به وقایع به همراه خواهد داشت که هر یک از این نگرشها در جایگاه خود می توانند در رویارویی با موانع نتیجه رفتار را پیش بینی کنند. کاردیاماس و کلانتزی( ۲۰۰۴) معتقدند افراد با خودکارآمدی پایینف تفکرات بدبینانه را درباره توانایهای خود پرورش می دهند و هر موقعیتی را که فراتر از توانایی خود پیش بینی کنند از آن دوری می کنند. در این راستا بندورا( ۱۹۸۲ ) درک باورهای خودکارآمد را مولفه ای مهم در رشد و گسترش مهارتهای مقابله ای در پاسخ به رویدادهای استرس زای زندگی معرفی می کند. باورهای مذهبی و معنویت اغلب به عنوان روش­های مقابله­ای سازنده  با سلامت روانشناختی، جسمانی و کیفیت زندگی در ارتباط هستند. نتایج یافته های مطالعات پیشین نشان می دهد که افراد با باورهای معنوی بالا از رضایت زندگی بالا، سازگاری مناسب و در نهایت خودکارآمدی بالا برخوردارند( آدیگلو،۲۰۰۷). باورهای معنوی می­توانند احساس آرامش را در افراد به همراه داشته باشند و با افزایش احساس کنترل و ارتقا احساس امنیت و تقویت اعتماد به نفس در جهت سازگاری و سلامت گام بردارند. دانش آموزان به عنوان گروهی مهم در هر جامعه از مسئولیت مهمی در پیشرفت و رشد هر کشور برخوردارند که در این راستا درک توانایها و باور به آن می تواند در سایه یک عنصر نیرومندی چون معنویت تحقق یابد لذا تسهیل در جهت هر چه بیشتر شناخت ابعاد معنوی در سنین نوجوانی و جوانی می تواند در رشد و گسترش هویتی دینی و معنوی گام بردارد و در بطن خود رشد و گسترش خود باوری را به همراه داشته باشد. از این رو بهره گیری از متون مذهبی و احادیث به عنوان منبعی غنی از ارزشهای معنوی در کنار سایر مواد درسی و آموزشی از دوره ابتدایی در مدارس می تواند موجبات رشد و تعالی را به همراه داشته باشد. از محدویتهای پژوهش حاضر می توان به عدم دسترسی به سایر متغیرهای جمعیت شناختی مرتبط اشاره داشت. همچنین حجم پایین نمونه و انتخاب از یک جنس (پسر) از دیگر محدودیت پژوهش حاضر می باشد. پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی به بررسی رابطه هوش معنوی با دیگر متغیرها از جمله سازگاری تحصیلی، اجتماعی و روانشناختی گروه نوجوانان با نمونه ای وسیع از هر دو جنس نیز پژوهشی انجام گیرد.

منصور علی مهدی، صمد فهیمی ، زهرا شاهسواری
منتشر شده در دومین همایش ملی روانشناسی مشاوره و دین -آذر ۱۳۹۱

مطالب مرتبط:

2 دیدگاه

    1. admin

      با سلام
      در انتهای مطلب درج شده است

      منصور علی مهدی، صمد فهیمی ، زهرا شاهسواری
      منتشر شده در دومین همایش ملی روانشناسی مشاوره و دین -آذر ۱۳۹۱

دیدگاه ها بسته شده اند .