Header
Header

دانلود مقاله تاثیر هوش هیجانی و هوش فرهنگی بر موفقیت رهبران در کلاس جهانی

 

 

رهبران کلاس جهانی می بایست در محیط باز جهانی، جایی که در آن فرهنگ های متفاوت، خطرات متنوع و چالشهای فراوان وجود دارد فعالیت نمایند. برای انجام وظیفه در این چنین محیطی آنان نیازمند دانش ، مهارت و ویژگیهای شخصیتی میباشند. شاید در میان این فاکتور ها، هوش هیجانی و هوش فرهنگی سهم بیشتری در موفقیت این رهبران داشته باشد. این دو فاکتور زمینهای را برای درک بهتر رهبری در محیط های چند فرهنگی و همچنین انطباقاتی که باید صورت پذیرد، فراهم می آورند.

 

این مقاله با فرض تاثیر هوش هیجانی و هوش فرهنگی بر موفقیت رهبران در کلاس جهانی به بررسی روابط بین این فاکتورها در جامعه آماری تحقیق که شامل ۵۰ مدیر ارشد بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی در شهر اصفهان بود پرداخت و بر اساس نتایج بدست آمده از ضریب همبستگی پیرسون فرضیه های تحقیق مورد تأئید قرار گرفت

 

مقدمه

امروزه شرکت ها اعم از بزرگ و کوچک با افزایش تعداد عرضه کنندگان ، شرکا، کارکنان، سهام داران و مصرف کنندگان خارجی مواجه هستند. این شرکت ها نه تنها در محیط خارجی مجبور به رقابت با شرکت های خارجی هستند بلکه در داخل کشور خود نیز می بایست با آنها مواجه شوند . این چنین تغییراتی در محیط شرکت ها نیازمند آن است که رهبران در زمینه های کاری جهانی از قبیل بازاریابی، مالی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت اطلاعات و تحقیق و توسعه مهارتهای لازم را کسب نمایند به هر حال رهبران جهانی نیازمند آنند که در زمینه تعاملات کسب و کار های جهانی نیز مهارت لازم را کسب نمایند . این ها نیازمند هوش هیجانی و فرهنگی هستند. نکته ای که توجه اصلی مقاله به آن است.

 

 sochial inte

 

 

 

هوش هیجانی به مهارت های هیجانی از قبیل درک و بیان صحیح هیجانات، تصحیح هیجانات با فرایندی رو به جلو ، درک هیجانات و کاربرد آنها برای موقعیتهای مختلف و مدیریت هیجانات اشاره دارد. در کتاب ” هوش هیجانی” بیان می نماید که IQ تنها حداکثر ۲۰% در موفقیت فرد در زندگی می تواند تاثیر داشته باشد و ۸۰% بقیه را هوش هیجانی تعیین می نماید. از طرفی بسیاری از احساسات ، عواطف و علایم و نشانه های شفاهی و غیر شفاهی در فرهنگ های مختلف ، متفاوت است. به عبارت دیگر برای کسب توانایی درک بالای احساسی برخورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است. طبق گفته های کریستوفر ارلی و سون آنگ ،هوش فرهنگی یک مهارت ضروری است که یک فرد را قادر می سازد براحتی با فرهنگهای دیگر کنار آید و در آن در کنار مردمی که آن فرهنگ را دارند زندگی کند(Earley and Ang, 2003). این درحالی است که آمار و ارقام نشان میدهد تنها ۸ درصد از مدیران عالی رتبه ۵۰۰ شرکت برتر فورچون از این قابلیت برخوردارند و نیاز به

 

 

“هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می تواند از طریق خود آگاهی ، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد ، از طریق همدلی تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد”. وی سینگر هوش هیجانی را”هوش بکار گیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار ، ۴۶ افکار ، ارتباط موثر با همکاران ، سرپرستان ، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام کار برای ارتقای نتایج” می داند (Wong and Law, 2003:243-274). همانگونه که از تعاریف فوق می توان دریافت هوش هیجانی توانائی فرد را در درک احساسات خود و دیگران و احترام و ارزش نهادن به آن مشخص می سازد . این هوش بسیار تحت کنترل محیط است. یعنی در موقعیت های اجتماعی شکل می گیرد و پرورش مییابد. پیترسالوی و جان مایر ابعاد چهارگانه هوش هیجانی را به شرح زیر نام می برند

 

•خود آگاهی ضروری ترین توانائی مرتبط با هوش هیجانی این است که فرد از هیجانات و احساسات خود آگاه باشد. توانائی خود آگاهی به فرد اجازه می دهد تا نقاط قوت و محدودیت های خود را بشناسد و به ارزش خود اعتماد پیدا کند

•آگاهی اجتماعی تشخیص فکر و احساس دیگران که شامل برخورداری از همدلی در تمام سطوح فردی، گروهی و سازمانی میباشد(Goleman, 1995). مدیرانی که دارای آگاهی اجتماعی هستند هیجانات، عواطف و احساسات دیگران را بیشتر عملی می سازند، تا اینکه آن را حس کنند. این مدیران دقیقاً می دانند که گفتار و کردارشان بر دیگران تاثیر می گذارد و آنقدر حساس هستند که اگر کلام و رفتارشان تأثیر منفی داشته باشد، آن را تغییر دهند

•مدیریت روابط توانائی مرتبط با هوش هیجانی ، شامل توانایی برقراری ارتباطات و مراودات آشکار و قانع کننده، فرونشاندن اختلافات و ایجاد پیوندهای قوی بین افراد است. رهبرانی که از توانائی مدیریت روابط برخوردارند، از این مهارتها در جهت گسترش شور و اشتیاق خود و حل اختلافات از طریق مزاح و شوخی و ابراز مهربانی استفاده میکنند Goleman) .et.al, 2002:17-18)

 

•خودکنترلی/ خود مدیریتی

عبارت است از توانائی کنترل هیجانات ، عواطف، رفتار صادقانه ، درست و به شیوههای معتبر و تطبیق پذیر. رهبران خود کنترل اجازه نمی دهند بدخلقیهای گاه و بیگاه در طول روز از آنان سر بزند. آنان از این توانائی بدین منظور استفاده می کنند که بد خلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره نکشانند، یا منشا و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند(Goleman, 1995). ما بر اساس این چهار فاکتور پرسشنامه ای را تهیه کرده ایم که سطح هوش هیجانی رهبران را اندازهگیری میکند. در این پرسشنامه از برخی از سوالات مطرح شده در پرسشنامه ثرندایک استفاده شده است. ۲-۱ -۲- رهبری در کلاس جهانی شرکتها اعم از کوچک و بزرگ به ناچار مجبور به تعاملات جهانی یا ارتباط با شرکتهای بین المللی می باشند. این امر می تواند در ارتباط با مشتریان ، رقبا ، عرضه کنندگان یا کارکنان جهانی باشد.

 

 

 

 

 

روانشناسی صنعتی و سازمانی

روانشناسی صنعتی و سازمانی

سازمان تجارت جهانی اعلام نموده است در سال ۲۰۰۳ ، ۳۰% از تولید ناخالص داخلی کشورها جنبه جهانی پیدا کرده است و پیش بینی می شود این این .(Alon and Higgins, 2005:501-512)برسد %۸۰ به ۲۰۲۹ سال در رقم چنین تغییراتی در محیط سازمانها نیازمند مهارت های رهبری جهانی است .رهبران کلاس جهانی به عنوان مدیرانی تعریف می شوند که در کارشان با برخی حیطه های جهانی سروکار دارند(Spreitzer et.al, 1997:6-26) و میبایست به طور موثر سازمان شان را در محیط جهانی پیچیده، متغیر و اغلب مبهم مدیریت کنند

 

  • وظایف رهبران در کلاس جهانی

 

در تحقیقاتی که در اروپا و آمریکای شمالی بر روی رهبران کلاس جهانی صورت گرفت، مشخص شد که ۱۰ وظیفه یا کار وجود دارد که عمده این رهبران ناچار به انجام آن می باشند. این وظائف عبارتند از

Caligiuri,2004) : 1. رهبران جهانی با دانشگاه هایی از کشورهای خارجی کار می کنند.

۲٫ رهبران جهانی با مشتریان داخلی از دیگرکشورها تعامل دارند.

۳٫ رهبران جهانی با مشتریان خارجی از دیگرکشورها تعامل دارند.

۴٫ ممکن است نیاز باشد رهبران جهانی با زبانی غیر از زبان مادری در محیط کار صحبت کنند.

۵٫ رهبران جهانی کارکنانی را سرپرستی می کنند که از ملیت های مختلفی می باشند

۶٫ رهبران جهانی یک استراتژی تجاری برای واحدشان فراهم می کنند که بر مبنای گستره جهان تدوین می شود.

۷٫ رهبران جهانی بودجهبندی را در قالب جهانی و بر مبنای واحد خود تدوین مینمایند.

۸٫ رهبران جهانی مذاکراتی را در کشورهای خارجی یا با افرادی از دیگر کشورها انجام می دهند.

۹٫ رهبران جهانی سرپرستان یا فروشندگان خارجی را اداره می کنند.

۱۰٫ رهبران جهانی ریسک را در سطح جهانی و بر مبنای واحدشان مدیریت می کنند.

 

دانلود مقاله کامل در قالب PDF

مطالب مرتبط: