Header
Header

تفاوتهای فردی ازمنظراسلام و روانشناسی

 

 

تفاوت های فردی

 

مقدمه
تفاوتهای افراد انسانی در روحیات،اخلاق، سلیقه‌ها، روشها و افکار و تأثیر آن در اختلاف نظریه‌ها  و باورها و رفتارها،مورد تردید کسی نبوده ونخواهدبود.این امر از چنان وضوح و روشنی وپذیرش همگانی برخوردار است که نه تنها نیازی به ارائه شواهد و مدارک ندارد، بلکه تصور اولیه آن موجب تصدیق می‌گردد. و قصد ما نیز این نیست که برای این مسأله دست به گریبان استدلال و برهان براساس آموزه های و حیانی و یا داده های بشری  شویم . بنابراین ، بحث و بررسی و ارائه شواهد برای چنین عاملی تنها یاد‌آوری نکاتی است که وجدان عمومی همه انسانها بدان شاهد است؛ونیم‌نگاه هر فردی به اطراف خود و اندک تأملی در جامعه وکتله های بشری و مشاهده تفاوتهای بنیادین بشری در بینشها، منشها و گرایشهاورفتارهای شان،این نکته را به روشنی به ما می‌آموزد که ناموس خلقت بشری و سرشت جامعه انسانی با این تفاوتها عجین شده است.  اگر چه هر کس با اندک تانی تصدیق خواهد کرد که حجم زیادی از اختلاف افکار و اندیشه‌های بشری، به هر دلیل خواه وراثتی، محیطی و غیر آن، اجتناب‌ناپذیر است و چه بسا بتوان گفت این طرحی است که خدا درانداخته است، اما برخی از کسانی که به این مهم اذعان دارند، به لوازم و نتایج آن پایبند نیستند. بدین جهت است که افراد گاهی ناخواسته به دنبال این پروژه است که افراد انسانی رابه هرطریق که شده متحدالشکل درباورها،عقاید،نگرشها ورفتارهای شان نمایند. و چنین کوششی برای اتحاد افکار و روحیه‌ها و سلایق و روشهای فکری انسانها، کاری است عبث و ناشی از عدم شناخت صحیح درست انسان . با توجه به این مهم،می‌توان نظریه‌ها و برداشتهای مختلف فکری را که برگرفته از این اختلافات است، کم کرد و بدان جهت صحیح داد و به همدیگر نزدیک ساخت، اما ریشه‌کن کردن آن رویایی بیش نیست.  و در این تحقیق مختصر،عزم برآن داریم که درابتدا زانوی ادب درمحضرآیات و روایات گذاریده و دریابییم که خالق و مدبرهستی چه طرح واراده بکارگرفته است.
آیا طبیعت و در راس آن انسان ها  به طور مشابه هم آفریده شده اند و یا اینکه سراسرجهان هستی و طبیعت پر از رمز و راز تفاوتها و ناهمانندی هاست. ودر پایان تفاوت های فردی رابراساس داده ها ویافته روان شناسان موردبرسی قرارمی دهیم .

تفاوت ها درجهان هستی
خداوند در مواردی نه چندان اندک، از اختلاف مظاهر طبیعی و امور تکوینی سخن به میان می‌آورد و آن را به عنوان آیات الهی بر می‌شمارد، رب حکیم در مواردی زیادی از آیات خود به این امر مهم اشاره نموده که هیچ انسانی با دیگر همنوعان به یک شکل نیست، هر انسانی در افکار و روحیات و سلایق خود جهانی پهناور خود را دارد.حتی سرانگشت یک انسان با انسان دیگری همسان نیست چه رسد به اینکه اخلاق و روحیات وسلایق آنها بایکدیگرهمخوانی داشته باشند. برای نمونه،مابه  تعدادی ازآیات که با صراحت به تفاوت های افراد انسانی دراخلاق،رفتار،زبان وسایرتفاوت ها می پردازد،اشاره می کنیم :
۱)ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین.(روم:۲۲) وازآیات او،آفرینش آسمانهاوزمین وتفاوت زبانهاورنگهای شماست،ودر[این تفاوتها]نشانهای است برای عالمیان.

۲)فاقم وجهک للدین حنیفاًفطرۀ الله التی فطرالناس علیهالاتبدیل لخلق الله ذلک دین القیم ولکن اکثرالناس لایعلمون.(روم:۳۰) روی خود را متوجه آیین خالص پروردگارکن. این فطرتی است که خداوند انسان ها براساس آن[منحصربه فرد] آفریده وهیچ گونه دگرگونی درآفرینش خدا نیست. این است دین وآیین محکم واستوار،ولی اکثرمردم آن رانمی دانند.

۳)وفی الارض قطع متجاورات وجنات من اعناب وزرع ونخلٌ صنوان غیرصنوان یسقی بماءواحدٍونفضل بعضها علی بعض فی الاکل ان فی ذلک لآیات لقوم یعقلون.(رعد:۳) و در روی زمین قطعاتی درکنار هم قراردارد که باهم متفاوتند، وباغ هایی از انگور، و زراعت،و نخل ها، که گاهی بریک پایه می رویند و گاهی بر دو پایه،همه آنها از یک آب سیراب می شوند و با این حال بعضی از آنها را ازجهت میوه بر دیگری برتری می دهیم،دراینها نشانه هایی است برای آنها که عقل خویش رابکار می گیرند.

۴)ومن الناس والدواب والانعام مختلفٌ الوانه کذلک انمایخشی الله من عباده العلماء ان الله عزیزٌ غفور.(فاطر:۲۸) ازانسان ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با الوان مختلف،[آری]حقیقت چنین است،ازمیان بندگان خداتنها دانشمندان از او می ترسند،خداوندعزیز و غفور است.

۵)یاایهاالناس اناخلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر.(حجرا:۱۳) ای مردم! ماشما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره ها و قبیله ها قراردادیم تایکدیگر را بشناسید،ولی گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست،خداوند دانا و خبیر است.

۶)انظرکیف فضلنابعضهم علی بعض…(اسراء:۲۱) ببین چگونه بعضی را (دردنیا به خاطرتلاش شان) بربعضی دیگربرتری بخشیده ایم…
۷)اهم یقسمون رحمت ربک نحن قسمنابینهم معیشتهم فی الحیات الدنیاورفعنابعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضاً سخریاً.(زخرف:۳۲)
آیا آنها رحمت پروردگار را تقسیم می کند؟مامعیشت آنها را درحیات دنیا،در میان آنان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تایکدیگر را تسخیر و با هم تعاون کنند.
دراین آیات که مذکور افتاد،وجود تفاوت های فردی درمیان مردم، امری است واضح وروشن. آیات فوق گویای این مسئله است که تفاوت های فردی،ناشی ازعوامل وراثتی ومحیطی هستند.
این قسمت ازسخن خداوند که می فرماید:«برخی ازشما را بربعضی دیگر،درجاتی برتری داد» دربرگیرنده همه انواع تفاوت های فردی، چه به صورت ارثی وچه بصورت اکتسابی می شوند.وآن قسمت ازسخن خداوندکه می فرماید:«تایکدیگرراتسخیروباهم تعاون کنند» درواقع به تفاوت های انسان ازنگاه ثرون وعلم وشغل اشاره دارد.ازباب مثال فقیربرای دریافت مزد،برای فرد ثروت مند کارمی کند وهمین گونه برخی ازصاحبان حرف ومشاغل خاص ،برای دریافت مزد،درخدمت سایرین به کاراشتغال دارند وبه این صورت است که پایه های تعاون وهمکاری ودرنتیجه تقسیم کاردرمیان آحادجامعه به وجود می آید که این به نوبه خودباعث برطرف شدن نیازمندیهای مردم وفراهم آمدن کلیه خدمات لازم برای ادامه زندگی است .(عثمان نجاتی:ص۳۴۶)
اختلاف روشهای فکری و تنوع برداشتها تا حدود زیادی موردتاید خداونداست ودرعین حال بیشتر اختلاف دیدگاهها در قاموس انسانی، امری فطری و ناشی از تفاوتهای فردی انسانهاست و اساساً استواری زندگی و روابط اجتماعی نوع مردم جز با این تفاوتها مجال نمی‌یابد. وبراین اساس،می‌توان گفت حکمت الهی براین قرار گرفته که مردم، چه از راه اکتساب و چه از جهت سرشت، بدون تفاوتهای فردی نباشند و همگان باید در مسیر این خلقت قرار گیرند؛ «ولو شاء ربک لجعل الناس أمه واحده ولایزالون مختلفین»(هود: ۱۱۸)

تفاوت های افراد از نگاه قرآن و روایات  
۱٫در نگاه قرآن
آیات زیادی از قرآن، به طور مستقیم، به چنین اختلافی اشاره دارد. در اینجا به مواردی از آنها که مربوط به این بحث است، اشاره می‌کنیم.

الف. اختلاف؛ سنت الهی
۱) «قل کل یعمل علی شاکلته فربکم أعلم بمن هو أهدی سبیلاً.(اسراء:۴۸) بگو هر کس بر فراخور خویش عمل می‌کند و پروردگارتان داناتر است که چه کسی رهیافته‌تر است.»
۲) «أنزل من السماء ماءً فسالت أودیه بقدرها(رعد:۱۳)خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و هر رود به اندازه خویش جاری شد.»

۳٫ قرآن مجید در تصدیق به وجود حالات و مراتب مختلف در میان انسانها می‌فرماید: «…و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فیما آتاکم…(انعام:۱۶۵) و رتبه بعضی از شما را بالاتر از دیگری گردانید تا شما را در این تفاوت رتبه‌ها بیازماید.» خداوند در جای دیگری می‌فرماید: «و قدخلقکم اطوارا.(نوح:۱۴)
شما را به‌گونه‌های مختلف آفرید.» مفسران در تفسیر درجه وتدرج بودن انسانها بر این نظراست که، مراد از درجات، اختلاف انسانها در جنس، شکل، قیافه، نیرومندی و ناتوانی، فقر و غنا، عافیت، سلامت و جاه و مقام است که طبق مشیت الهی به‌گونه‌ای متفاوت بین افراد انسانی تقسیم شده است و نیز این مشیت الهی است که انسانها را از جهت هوش، ذکاوت، شجاعت، بلندهمتی، دانش و مال و غیرذلک متفاوت آفریده است.(طباطبایی:ج۱۱ص۶)

ب. تفاوت پیامبران در درجات
تفاوت افراد انسان دردرجات نه تنها در میان انسانهای معمولی مشهود است، بلکه وجوداین تفاوت در میان انبیا نیز مورد گواهی قرآن قرار گرفته است:
۱)«تلک الرسول فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله ورفع بعضهم درجات…(بقره:۲۵۳) برخی از این پیامبران را بر بعضی دیگر فضیلت و برتری دادیم. بعضی از آنها با خدا سخن گفته و بعضی دیگر بلندی مقام یافته است.»
۲)«ولقد فضلنا بعض النبیین علی بعض»(اسرا:۵۵) ملاحظه می‌کنیم که خداوند بعضی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده و کمالات همه آنها را یکسان نمی‌داند. واین آیه بهترین شاهد بر این مدعاست که تفاوت درسلسله مراتب تدرج کمال وخصایل،حتی درمیان پیامبران الهی نیزوجود دارند؛علیرغم اینکه خداوند به همه ما دستور داده است که در ایمان و اطاعت از آنها، بین آنها تفاوتی قائل نباشیم.

ج. مشیت الهی به اختلاف
۱)«ولو شاء الله لجعلکم امهً واحده(مایده:۴۸)اگر خداوند می‌خواست همه شما را یک امت قرار می‌داد.» وازآنجا که خداوند به چنین خواستی-امت واحده- اقدام نکرده است پس اساساًچنین خواستی مورد اراده ومشیت الهی نیست .
۲) «ولو شاء ربک لجعل الناس أمه واحده ولایزالون مختلفین.(هود:۱۱۸) اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یک امت قرار می‌داد، ولی همواره در اختلاف خواهند بود.»
۳)همچنین آیاتی وجود دارد( انعام(۶)، آیه  ۱۰۷؛ نحل(۱۶)، آیه ۹؛ یونس(۱۰)، آیه ۹۹؛ شعراء(۲۶)، آیه ۴، کهف(۱۸)، آیه ۲۹٫) که مضمون این آیات این است که اگر خداوند می‌خواست، همه مردم ایمان می‌آوردند.«ولوشاءالله لجعلهم علی الهدی…(انعام:۳۵)اگرخداوندمی خواست هم رامجتمع برهدایت می کرد» از مجموع چنین آیاتی دانسته می‌شود که گوناگونی انسانها یک قانون و سنت الهی و ناموس خلقت انسانی است.
در تفاسیر روایی آمده است که معنای آیه این است که اگر خدا می‌خواست، می‌توانست همه مردم را به‌گونه‌ای بیافریند که همانند ملائکه هیچ طبیعت انسانی نداشته و معصوم از گناه و لغزش باشند و یا اگر خدا می‌خواست، می‌توانست آنها را بر مذهب واحدی گرد آورد.( نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۴۵) علامه طباطبایی در ذیل آیه۱۱۸ ازسوره هود می‌نویسد: یک نوع از تفاوت هایی است که در عالم انسانی گریزی از آن نیست و آن تفاوت در طبیعت های افراد است که منشأ بنیه‌ها می‌گردد. ترکیبات بدنی در افراد متفاوت است و تفاوت در ترکیبات بدنی موجب تفاوت در استعدادهای جسمی و روحی می‌شود و این نوع از تفاوتها به علاوه تفاوتهای ناشی از عوامل محیطی، موجب ظهور اختلاف در سلیقه‌ها و آرزوها و اعمال انسانها می‌گردد.( المیزان، ج۱۱، ص۶۰)

۲٫ تفاوت های فردی از دیدگاه روایات
روایات متعددی نیز از پیامبر(ص) و امامان رسیده است که خداوند انسانها را با ظرفیتهای مختلف و درکها وتوانایهای  متفاوت آفریده است. در اینجا با صرف‌نظر از بررسی سیره عملی آن بزرگان درباره افکار و عقاید مختلف دیگران، به برخی از سخنان آنها اشاره می‌کنیم.
۱٫ از مجموعه روایات مختلفی که اشاره به این امرداردکه  قرآن از بطون مختلف برخورداراست وانسانها درفهم ودرک
این بطون متفاوت ازهمدیگرمی باشند  و نیز روایاتی که می‌گویند برخی از آیات قرآن برای اقوام ژرف‌نگر نازل شده و همه افراد قدرت رسیدن به بلندای فهم آن را ندارند، ازمجموع این روایات وروایات مشابه آن،این نکته به دست می‌آید که چند لایه بودن آیات قرآنی، ربط  محکم ووثیقی به چند لایه بودن فهم مخاطبان و استفاده‌کنندگان از آنها دارد.( محمد هادی معرفت، التفسیر و المفسرون، ج ۱، ص۹۷-۱۱۲)

۲٫ دسته‌ای دیگر از روایات به‌گونه‌ای مستقیم به دسته‌بندی انسانها در مراتب و درجات می‌پردازند و به ما می‌آموزند که در برخوردهای خود به چنین ویژگیهایی در قاموس خلقت انسانی توجه داشته باشیم. از جمله آنها حدیث امام صادق(ع) است که وجود تفاوتها را می‌پذیرد و می‌گوید: اگر مردم می‌دانستند که خداوند چگونه مردم را آفریده، هیچ کس دیگری را ملامت نمی‌کرد و دلیل آن را این گونه بیان می‌دارد که «خداوند متعال اجزایی آفرید و آنها را به چهل و نه جزو رسانید. سپس هر جزیی را ده قسمت کرد و آنها را میان انسانها تقسیم نمود و به هر فردی یک دهم جزو داد، به دیگری دو دهم تا به یک جزو کامل رسانید. آن‌گاه آنها را به این صورت میان مردم تقسیم کرد تا به بهترین آنها چهل و نه جزو کامل داد. پس فردی که دارای یک دهم جزو است، نمی‌تواند مانند فردی باشد که دو دهم جزو دارد…»
و به دنبال آن باز می‌گوید: «لو علم الناس ان الله عزوجل خلق هذا الخلق علی هذا لم یلم احدٌ احدااگر مردم می‌دانستند که خداوند متعال مردم را به این وضع و شکل آفریده، هیچ کس دیگری را سرزنش نمی‌کرد.» (اصول کافی، ج ۲، ص ۳۷)  شاید با توجه به چنین تفاوتهای روحی و شخصیتی و میزان درک انسانها باشد که امام سجاد(ع) در تفاوت ابوذر و سلمان، دو یار دیرینه پیامبر(ص)، می‌گوید: «والله لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله. به خدا سوگند، اگر ابوذر از آنچه در قلب سلمان می‌گذرد، اطلاع حاصل می‌کرد، هرآینه او را می‌کشت.»( بحارالانوار، ج ۲، ص۹۰) پیامبر اکرم(ص) نیز ویژگی دعوت و تبلیغ خود و دیگر انبیای الهی را با تفاوت انسانها پیوند داده و می‌گوید: «انا معاشر الانبیاء أمرنا ان ۱ نکلم الناس علی قدر عقولهم.»( همان، ج ۱، ص ۸۵) همین حکایت از این دارد که نه تنها پذیرش این تفاوتها، بلکه تناسب در برخورد با آن نیز لازم بوده است. بنابراین، بر اساس واقعیتهای موجود ومیدانی که به امضای آموزه‌های کتاب و سنت نیز رسیده است؛افراد بشری به مقتضای عوامل و زمینه‌های روحی روانی ،اقلیمی اجتماعی احساسات، روحیات، عواطف و نگرشها و دیدگاها ازهمدیگر متفاوت و متضاد هستند، از طرف دیگر با توجه به اینکه این اختلافات لازمه حیات خودبشروزندگی اجتماعی اوست ، نمی‌توان انتظار داشت  و چنین انتظاری برخلاف فطرت بشروبرخلاف حکمت الهی نیزمحسوب می شوند که همه افراد انسانی دارای یک ذوق و نگرش و برداشت مشترک و در برخورد با پدیده‌های فرهنگی و فکری و تعالیم آموزه های دینی موضع یکسانی داشته باشند: «قل کل یعمل علی شاکلته».  و می توان گفت این دستور خداوند نیز برای تعلیم و تزکیه افراد بشری ناظربه چنین واقعیتی است: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن»(نحل:۲۵)
در اینجا خداوندبراساس مقتضای حکمت خود،دستوربه دعوت گروهی با حکمت می دهند، گروه دیگری را در خور موعظه نیکو می‌داند، وعده‌ای دیگر را شایسته جدال احسن معرفی می‌کند؛چراکه هر یک از مردم بر اساس روحیات خود، به‌گونه‌ای ویژه و بر اساس روش خاص اقناع می‌گردند؛ یکی از راه شنیدن و وعظ و خطابه و دیگری از راه استدلال و برهان؛ چرا که انسانها نیز همانند وجود دارای مراتب حسی، و همی، عقلی و شبهی هستند.
بدیهی است که اشاره قرآن وروایات به وجود تفاوت های فردی توجه به ملاک تفاوت فردی دراستعداد وتواناییهای انسان برای درنظرگرفتن مسایل آموزشی است؛ به این معنا که هرفرد بایست به نوع آموزش مبادرت ورزد که متناسب بااستعداد وتواناییهای اوباشد.روان شناسان همچنین ازملاکهای تفاوت افراد برای بهبود بخشیدن به انتخاب درست حرفه ای وشغلی واینکه هرفرد بایست درحرفه وکاری مورد پذیرش وگماریده شود که متناسب بااستعداد وتواناییهای اوباشند؛نیزاستفاده می کنند.(نجاتی:۱۳۸۴،۳۴۸)     شناخت تفاوتهای فردی ازآن نظرکه مبانی بسیاری ازاحکام وتکالیف شرعی واقع شده،جایگاه ویژه ای درخوداختصاص داده است.درواقع باشناخت تفاوتهای فردی وجنسیتی ،ابعادروانشناختی برخی ازاحکام وتکالیف که به ظاهرناهماهنگ ومتناقض به نظرمی رسد،به خوبی روشن می شود.
شاید بتوان فلسفه برخی ازاحکام وتفاوتهای زن ومرد ویاافراد درحالات مختلف ازنظرتکالیف شرعی را ازاین راه تبیین نمود.اینکه چراوظایف زن ومرد درعرصه خانواده واجتماع متفاوت است وافراد درحالات وموقعیت های مختلف نقشهای متفاوتی باید اجراکند؛تاحدودی به مبانی زیستی وروانشناختی آنان برمی گردد(شجاعی:۳۳۸،۱۳۸۵)
ازآنچه که تاحال ازآیات وروایات برجود تفاوت های فردی دراسلام استدلال آورده شد به خوبی این مسئله را اثبات می کند که :اسلام کلیت تفاوت های فردی رادرمیان مردم می پذیرد،اما این تفاوتها بالذات مبنای ارزشی برای خودش نداردمگراینکه این تفاوتها به یک ارزشی منتهی گردد ویااینکه منشاء ظهور وبروزی یک ارزشی شوند.(زینتی:۱۳۸۸)   تفاوتهای فردی درنگاه روانشناسی همانطورکه قبلاًمطرح شد،تفاوتهای فردی یک امری روشن وبدیهی است. و بر همین اساس روانشناسان نیزاصل کلیت این مسئله را که انسانها تفاوت های زیادی درصفات جسمانی وروحی باهمدیگردارند،می پذیرد. ودراصل این مسئله اختلاف بین اندیشمندان روانشناس نیست.
آنچه که درروانشناسی بیشترین عرصه تاخت وتازفکری وتضارب اندیشه هاست ریشه درعلت وپایه این تفاوتها است.از نگاه بعضی روانشناسان تفاوتهای فردی متاثرازعامل است که ریشه دربن وهستی مادارند(وراثت)ودرنگاه برخی دیگرازوانشناسان،عامل اصلی این تفاوتهاامری است خارج ازنهاد وفطرت آدمی (محیط) نظرغالب ومطرح درروانشناسی امروز،تاکید برهردوعامل وراثتی ومحیطی است.

امروزه اغلب روان شناسان،نه سرشت(وراثت )ونه تربیت(محیط)،هیچ یک رابه تنهایی عامل اصلی دررشد نمی دانند،بلکه معتقدند این دودرجهت هدایت رشد دایماًباهم درتعاملند.(اتکینسون:۱۰۴،۱۳۸۵) درنگاه روان شناسان،انسان ازهمان ابتدای زندگی باهم تفاوت دارند.و این تفاوت درتمام جنبه های قابل مشاهده وجود دارد(لطف آبادی:۲۰۱،۱۳۸۵)
یکی ازقدیمی ترین نمونه های پذیرش صریح وجودتفاوتهای فردی،درکتاب جمهوریت افلاطون به چشم می خورد؛درحقیقت هدف اصلی واساسی افلاطون تعیین افرادمختلف برای انجام کارهای مختلفی بوده که شایستگی آن راداشته اند.و افلاطون درکتاب دوم جمهوریت چنین می گوید: «دونفرهرگزعیناًمثل هم به دنیانمی آیند بلکه تفاوتهای فراوانی درطبیعت آنها وجود دارد. یکی برای شغلی شایسته است ودیگری برای شغل دیگر»(سروری:۱۴،۱۳۷۴)
ارسطو،نیزهمانند استادش افلاطون معتقد به تفاوت هافردی بودگرچند درباب منشاءآن تفاوتها،اوبه نحوی قایل به یک امری فطری بود.درسراسرکتاب اخلاق ارسطوقسمتهای  به چشم می خوردکه دلالت برتفاوتهای فردی دارد؛به عنوان نمونه،به مطالب زیرتوجه نماید: باتوجه به تفاوتهای موجودباید خاطرنشان کرد که هرامری،ازجمله درروابط افراد بایکدیگریادررابطه باخود،هنرهای ورزشی یاپژشکی،درساختمان یادریانوردی،ودرهرعملی،اعم ازعلمی یاغیرعلمی،حرفه ای یاغیرحرفه ای،حدمتوسط مطرح است.وسپس، ارسطوبه شرح خصوصیات افراد پرداخته که شامل افراط وتفریط بوده وتفاوت آنها را به صورت تندمزاجی،جسارت،خجالت وغیره بیان می کند.(سروری:۱۳۷۴،۱۵)

درسیرتاریخی به مباحث تفاوتهای فردی،اندیشمندان بزرک ازفیلسوفان وروانشناسان به این مباحث درلابلای نظریات شان پرادخته اند که ازجمله می توان به این افراد اشاره نمود :

۱)ژان ژاک روسو. اودرمشهورترین کتاب خود به اسم امیل که به صورت رمان نوشته شده است اودراین کتاب براین نظراست که :«هرچه طبیعی است خوب است،وقتی به دست انسان می افتدضایع می شود»وبراین اساس درنگاه روسوتعلیم وتربیت باید مبتنی برتواناییهای طبیعی کودک علایق وامکانات سن اومنطبق باشد.(گنجی:۱۳۸۲،۳۱)

۲)چارلزداروین.
داروین درکتاب منشاءانواع خود باصراحت به تفاوتهای فردی اشاره نموده وچنین می نویسد: افرایک نوع جاندارخصوصیات فردی متفاوت دارد وخصوصیات فردی مساعد موجب بقامی شود.وآنهای که فاقد چنین خصوصیت هستند ازبین می روند.
۳)فرانسیس گالتون. گالتون درکتاب نبوغ ارثی براین عقیده است که مردان نامی،اغلب اجداد نامی داشتند. ۴)جیمزمک کین کتل.اولین کسی که درسال ۱۸۹۰کلمه آزمون یاتست را به کاربرد،کتل روان شناس آمریکایی بود.اوکه ازشاگردان وونت بود درصدد کشف قوانین کلی درباره واقعیتهای ذهنی بود.ونیزبسیارعلاقه مند بود که بتواند تفاوتهای فردی راآزمون بگیرد.

۵)آلفردبینه.بینه درسال۱۹۰۵ اولین آزمون هوش راتهیه نمود. هدف اصلی اوازتهیه وساختن ای آزمون هوشی این بود که مسئولان آموزش وپرورش بتواند کودکان عقب افتاده ذهنی را ازسایرکودکان جداکند وآنهارا باشیوه خاصی پرورش دهند.(گنجی:۱۳۸۲،۳۷ )

امروزه مسئله تفاوتهای فردی درمیان روانشناسان وغیرروان شناسان است  چنان جاه افتاده است که احدی نمی تواند وجود آن را انکارنمایند.گرچند منشاء این تفاوتها هنوز درپرده ا بهام وعرصه  تشتت واختلاف آراء است اما اصل کلیت این قضیه مورد اتفاق همه هستند.

نتیجه:
تفاوت های فردی،همانطورکه  مورد پذیرش وتاکید روانشناسان وفیلسوفان قراردارند؛ اسلام نیزاین مسأله را پذیرفته وبراساس همین تفاوتهای فردی است که خداوند احکام خودش را متناسب حال مکلفین ،ظرفیت واستعداد وجودی آنها صادرمی کند وبه ملاک  همین تفاوتهاست که خداوند نمازشب را برای فردی (پیامبراسلام) واجب وهمین نمازشب را برای فردی دیگری مستحب قرارمی دهند.واصولاً منشاء تفاوت احکام جنسیتی (تفاوت احکام میان زن ومرد)دراسلام ریشه درهمین تفاوتهای فردی دارد.

تذکر: کاستی ونقصان این پژوهش ناشی ازقصوروناتوانی نگارنده است وتوفیق آن رهین راهنمایی ها ورهنمونیی ها ومساعدت استاد فرهیخته ودانشورم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای زینتی است . و ازخداوندکریم توفیق ونصرت ایشا ن راخواستارم.

فهرست منابع:
۱)نجاتی،عثمان(۱۳۸۴)قرآن وروانشناسی،مترجم،عباس عرب،مشهد:آستان قدس رضوی.
۲)زینتی،علی،(۱۳۸۸)مفاهیم روانشناسی درقرآن وروایات،جزوه درسی استاد،موسسه علوم انسانی. ۳)لطف آبادی،حسین،(۱۳۸۵)روانشناسی رشد(۱)،تهران:انتشارات سمت.
۴) اتکینسون،ریتاآل وهمکاران،(۱۳۸۵)زمینه ای روان شناسی،مترجم،براهنی وهمکاران،تهران :انتشارات رشد.
۵)طباطبایی،محمدحسین،المیزان ،انشارات موسسه الاعلمی،بیروت-لبنان،بی تا.
۶)مجلسی،محمدباقر،بحارالانوار،انتشارات:داراحیاءالتراث العربی،بیروت- لبنان،بی تا.
۷)کلینی،محمد، (۱۴۲۵ه-ق)اصول الکا فی،تهران:انتشارات دارالاسوه.
۸)الحویزی،العروثی،نورالثقلین،چاپ علمیه،بی تا.
۹)شجاعی،محمدصادق،(۱۳۸۵)دیدگاه های روانشناختی حضرت آیت الله مصباح یزدی،قم:انتشارات موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی.
۱۰)سروری،محمدحسین،(۱۳۷۴)روانشناسی تفاوتهای فردی،تهران:انتشارات سخن.
۱۱)گنجی،حمزه،(۱۳۸۲)روانشناسی تفاوتهای فردی،تهران :انتشارات موسسه تعثت.

مطالب مرتبط: