Header
Header

فهرست خطاهای شناختی

 

خطا (2)

 

 

۱- ذهن خوانی {می داند آدم ها چه فکر می کنند بی آن که شواهد کافی در مورد افکارشان داشته باشد.}
۲- پیش گویی {پیش بینی می کند که اوضاع بدتر خواهد شد یا خطری در پیش است. }
۳- فاجعه سازی{آنچه اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد آنچنان دردناک و غیرقابل تحمل است که نمی تواند آن را تحمّل کند.}
۴- برچسب زدن {یک ویژگی منفی خیلی کلی را به خود و یا دیگران نسبت می دهد.}
۵- دست کم گرفتن جنبه های مثبت {تجربه های مثبت خود و دیگران را بی ارزش می شمارد.}
۶- فیلتر منفی {تقریباً و منحصراً بر جنبه های منفی متمرکز می شود.}
۷- تعمیم افراطی {صرفاً براساس یک رویداد خاص ، یک الگوی کلی (فراگیر) منفی را استنباط می کند.}
۸- تفکر دو قطبی { آدم ها یا اتفاق ها را به صورت همه یا هیچ می بیند.}
۹- بایدها {رویدادها برمبنای این که چطور باید می بودند، تفسیر می کند و نه بر مبنای این که واقعاً چطور هستند.}
۱۰- شخصی سازی {به خاطر اتفاقات ناخوشایند منفی ، تقصیر زیادی را به صورت غیر منصفانه به خود نسبت می دهد.}
۱۱- مقصر دانستن {فرد دیگری را منبع اصلی احساسات منفی تان می داند و مسئولیت تغییر خود را نمی پذیرد.}
۱۲- مقایسه های غیرمنصفانه {اتفاق ها را براساس استانداردهایی تفسیر می کند که واقع بینانه نیستند.}
۱۳- پشیمانی و افسوس گذشته {تمرکز و اشتغال ذهنی با (من می توانستم بهتر از این ها عمل کنم) به جای توجه به (من الان چه کارهایی را می توانم بهتر انجام بدهم) است.}
۱۴- استدلال احساسی {اجازه می دهد که احساساتش ، تفسیرش از واقعیت را هدایت کند.}
***خیلی دقت کنید ، این مرحله رو می تونید پایش احساسات و افکار نام نهاد….
حل خطاهای شناختی

گام اول، شناسایی خطاها
لازم است ببینیم پشت احساسات منفی در لحظۀ خطا چه افکاری وجود دارد.
گام دوم، بررسی شواهد مورد تأیید
مدارک و شواهد را برای درست بودن نحوه تفکرمان ارزیابی کنیم.
گام سوم، افکارچه فکرهای دیگری یا احتمالات دیگری ممکن است در این موقعیت وجود داشته باشد.
گام چهارم، بررسی احساس نهایی
بعد از طی این فرایند مجدداحساسات را چک کنید تا ببینید تغییراتی در این فرایند ایجاد شده است یا نه.

مطالب مرتبط: