Header
Header

سلامت روان از دیدگاه اسلام و اندیشمندان اسلامی

روان‌شناسان هم، چه در تحقیقات گذشته و چه در پژوهش‌های نوین، سعی در پیدا کردن راه و روش‌ها و آموزش‌های تربیتی و درمانی بهتری دارند که استفاده از آنها باعث رشد و شکوفایی هر چه بهتر شخصیت آدمی گردیده و از گرفتاری او به بیماری‌های مختلف روانی جلوگیری می‌کند.
برخی از موارد همسویی مذهب و روان‌شناسی که دارای اهمیت ویژه‌ای هستند، عبارتند از:
۱- اهمیت دادن به کانون خانواده
متون روانپزشکی در بحث مربوط به زناشویی درمانی ریشه بسیاری از اختلافات روانی زوج را در ارتباط با عدم همبستگی و نبودن همدلی و همزبانی به شکار آورده، برای درمان، روش‌های متعددی را به منظور ایجاد همدلی، همزبانی و صمیمیت پیشنهاد کرده تا با این اقدام، کانون خوب و ایده‌آلی برای رشد و تربیت فرزندان، فراهم شود.
در آموزش‌های اسلامی، اساساً هداف از تشکیل خانواده، ایجاد محیطی همراه با آرامش، صمیمیت، مهربانی و همدلی به شمار آمده و چنین کانونی را شرط تربیت فرزندان مطلوب دانسته‌اند. همچنین، یکی از مهم‌ترین وظایف زن را کوشش هر چه بیش‌تر برای تأمین آرامش و رضامندی همسر- که تربیت فرزندان صالح از جمله اهداف اوست- معرفی کرده‌اند. اگر این شیوه آموزش، از آغاز تشکیل خانواده، به عنوان پایه و سبک زندگی و دستور العمل زیستن، مورد استفاده قرار گیرد، بسیاری از مشکلات و معضلات فردی، خانوادگی و اجتماعی ریشه کن شده و جامعه بهتر و سالم‌تر با فرزندان مطلوب‌تر و ایده‌آل‌تری خواهیم داشت.

۲- جلوگیری از پدید آمدن زمینه اضطراب و اختلالات اضطرابی بر اساس پژوهش‌های روان‌شناسی، میزان بروز اضطراب در فرزندانی که از مادران مضطرب متولد می‌شوند، چندین برابر جمعیت عمومی است؛ بنابراین یکی از کوشش‌ها برای کاهش اضطراب در جامعه، فراهم کردن شرایط مناسب و کاهش دادن عوامل استرس‌زا برای مادران باردار است تا با این اقدام، زمینه پدید آمدن اختلالات اضطرابی، به حداقل برسد.
آموزش‌های اسلامی علاوه بر قائل شدن احترام و جایگاه ویژه‌ای برای زنان باردار، آنان را توصیه به رعایت آرامش در گفتار و کردار و حتی مصرف غذاهای سودمند برای رشد جنین کرده و از هر گونه عملی که به جنین آسیب برساند، بازداشته‌اند.

۳- چگونگی شکل گیری و رشد عزت نفس تأثیر مهم و سرنوشت سازی در زندگی آدمی داشته، اگر به گونه‌ای غیر طبیعی بیش از اندازه رشد کرده باشد ممکن است آدمی را دچار اختلالاتی همچون شیدایی کرده و چنانچه دراثر آسیب دیدن، دچار پسرفت و تحلیل گردد، زمینه برای پدید آمدن افسردگی و اختلالات وابسته به آن ایجاد خواهد شد. اما رشد طبیعی عزت نفس، زمینه مناسب را برای پیشرفت در زندگی آماده ساخته، باعث خودشکوفایی، ظهور خلاقیت‌ها و بالندگی شخص در طول زندگی می‌شود و افزون بر این‌ها، باعث جلوگیری از پدید آمدن بسیاری از اختلالات روانی همچون افسردگی، انواع اختلالات اضطرابی و فوبی‌ها می‌گردد.
در آموزش‌های مذهبی، ضمن مسئول دانستن والدین در تربیت و رشد فرزند، وظیفه انتخاب نام و عنوان نیکو، آموزش سواد و دانش، فنون مورد نیاز و انواعی از ورزش‌ها را به عنوان وظایف اساسی والدین در تربیت فرزندان به شمار آورده و تأکیده شده است که عمل به این آموزش‌ها، هر گونه بیم، هراس و احساس درماندگی و نومیدی را از آدمی دور کرده و او را به برترین جایگاه می‌رساند.

۴- جلوگیری از پدید آمدن بحران هویت و اختلالات ناشی از آن: یکی از مشکلات دوره نوجوانی که باعث سردرگمی شخص گردیده و او را از مسیر معقول و صحیح زندگی منحرف می‌سازد، بحران هویت است. این بحران همان گونه که در منابع معتبر مطرح شده پدیده‌ای است ولی کنار نیامدن با آن غیر طبیعی است. آموزش‌های اسلامی با ارائه شیوه‌های ویژه‌ای از جمله هدفمند دانستن زندگی و ارائه راه و رسم بهتر زیستن،  سعی در حل این بحران کرده و با این اقدام، افراد یاد شده را از حالت سردرگمی بیرون آورده، به سوی یک زندگی برنامه ریزی شده و هدفدار، هدایت می‌کند.

۵- جلوگیری از پدید آمدن اختلالات شخصیتی: یکی از علل اساسی این اختلالات که به عنوان الگوهای ثابت رفتاری برای بیمار و خسته کننده برای درمانگر به شمار می‌آیند، الگوهای دوران کودکی، صفاتی است که عمدتاً از طریق محیط آسیب دیده خانواده به آدمی می‌رسند. برخی از این اختلالات همچون اختلال شخصیت ضد اجتماعی به علت معیوب بودن وجدان و «خودآرمانی» بوده و برخی دیگر به علت آسیب دیدن بخش‌های دیگری از شخصیت می‌باشند که باعث پیدا شدن شخصیت‌های خاصی با ویژگی‌هایی از قبیل نداشتن قدرت درک شرم و حیا، نداشتن حس همدردی با دیگران و اعتماد به آنان، نداشتن احساس ذهنی برای مسئول دانستن یا مقصر دانستن خود، نداشتن احساس استقلال و کفایت در زندگی و مواردی دیگر می‌شود، یکی از شاهکارهای آموزش‌های مذهبی، پرورش هر چه بیشتر «خود» و «خودآرمانی» است که چنانچه به آموزش‌های یاد شده با دقت و به طور درست عمل شود، امکان گرفتاری به اختلالات شخصیتی به حداقل ممکن می‌رسد.

۶- جلوگیری از اختلالات و انحرافات جنسی: منابع روان‌شناسی و روانپزشکی تأکید می‌کنند که هویت جنسی کودک و قدرت تمایز از جنس مخالف در  حدود ۳-۵/۲ سالگی پیدا می‌شوند و چنانچه در این دوره برخوردها مناسب نباشند، زمینه بسیاری از اختلالت و انحرافات همچون Transvestism و Trans-sexualism پایه ریزی می‌شوند. در آموزش‌های اسلامی تأکید شده است که برخورد با هر یک از دو جنس از همان دوران طفولیت باید متناسب با جنس باشد و حتی لباس و رختخواب دختر و پسر از حدود ۶-۴ سالگی از هم جدا و متمایز شوند و کودکان حتی پیش از بلوغ و هنگامی که قادر به شناخت جنسیت خود و اطرافیان هستند و می‌توانند صحنه‌ها را به حافظه بسپارند حضورشان در مجالس و محافل غیر همجنس محدود می‌شود و با این اقدامات به هر یک از هر دو جنس، هویت جنسی مناسب داده شود و از بروز اختلالات جنسی که یکی از معضلات و گرفتاری‌های جوامع بشری حتی در پیشرفته‌ترین کشورهاست جلوگیری شود.

۷- جلوگیری از دیدگاه ونگرش منفی در زندگی: داشتن این دیدگاه در بسیاری از موارد همچون بیماران افسرده، مبتلایان به اختلالات پارانوییدی و برخی از نورزها و اختلالات شخصیتی، مشکل اساسی به شمار آمده، بدون برطرف کردن و زدودن آن، اقدامات درمانی، بی نتیجه خواهند ماند. در این جا هم یکی از شاهکارهای تعالیم عالیه اسلام، پیشگیری از پدید آمدن این ویژگی در انسان مومن است و بدیهی است که بنا به اصل «پیشگیری مهم‌تر از درمان است» اگر ویژگی یاد شده، در جامعه‌ای به حداقل برسد، نه تنها روابط انسانی، بسیار سالم‌تر شده و استرس‌های زندگی کاهش می‌یابند، بلکه بیماری‌های فوق الذکر هم به میزان قابل توجهی کاهش یافته یا شدت کم‌تری خواهند داشت. البته اگر توجه داشته باشیم که «شناخت درمانی» بر اساس همین زدودن نگرش منفی به خود، دیگران و جهان استوار است و شیوه پیشرفته و موثری در درمان مبتلایان به افسردگی به شمار می‌آید، اهمیت تعالیم اسلامی که به آنها اشاره شد، بیش‌تر نمایان می‌شود.

تأثیر عبادات در پیشگیری و درمان اختلالات روانی
عباداتی مانند نماز، روزه، زکات و حج که دین اسلام بر پیروان خود واجب کرده است موجب می‌شود که فرد به سوی رفتار بهتر و برتر و رشد و ارتقای نفس و اجتناب از رفتار زشت و انحرافی و غیر انسانی گرایش پیدا کند. یکی از عباداتی که در این زمینه بیش‌تر مورد توجه قرار گرفته است، نماز می‌باشد.
نماز یک رابطه خاضعانه و خاشعانه بین انسان و پروردگار است. برقراری چنین رابطه‌ای در برابر آفریدگار تمام هستی، نیرویی معنوی به انسان می‌بخشد که حسن صفای روحی و آرامش قلبی واهمیت روانی را در او برمی‌انگیزد. انسان وقتی در مقابل قادر متعال می‌ایستد، از همه اشتغالات و مشکلات دنیا روی برمی‌گرداند و تمام حواس خود را متوجه خدا می‌کند، در نتیجه حالتی از آرام سازی کامل و آرامش روان در او ایجاد می‌شود که از نظر درمانی تأثیر بسزایی در کاهش اضطراب و نگرانی او دارد.
دکتر توماس هایسلوپ (پزشک) می‌گوید: «مهم‌ترین وسیله ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان که من تا کنون شناخته‌ام نماز است.»
پیامبر اکرم(ص) نیز به هنگام فرارسیدن اوقات نماز فرموده‌اند: «ای بلال، ما را با نماز به آرامش وادار.» رابطه معنوی بین انسان و خداوند در موقع نماز، به او چنان نیرویی می‌بخشد که موجب تجدید امید، تقویت اراده و آزاد شدن توانایی‌های عظیم وی می‌شود به طوری که او را بر تحمل سختی‌ها و انجام کارهای بسیار بزرگ قادر می‌سازد.
سیرل برت، روان‌شناس انگلیسی نیز گلفته است: «ما به واسطه نماز می‌توانیم وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی شویم که شرایط عادی یارای وصول بدان را ندایم.»
الکسیس کارل، پزشک فرانسوی اعتقاد دارد که نماز سبب ایجاد نشاط معنوی مشخصی در انسان می‌گردد و همین حالت است که احتمالاً منجر به شفای سریع برخی از بیماران در زیارتگاه‌ها و معابد می‌شود.» نماز اگر به جماعت باشد موجب ایجاد روابط اجتماعی دوستانه و مودت آمیز با دیگران می‌شود که نه تنها به رشد شخصیت فرد کمک می‌کند بلکه نیاز تعلق او را به گروه که به عقیده روان شناسان یکی از نیازهای اساسی انسان است، تأمین می‌کند. اصولاً احساس وابستگی فرد به گروه و توجه به نقش فعال خود در جامعه، اهمیت زیادی در سلامت روانی او دارد. روزه یکی دیگر از عبادات واجب مسلمانان است که در پرورش و تهذیب نفس تأثیر بسزایی دارد و سبب تقویت اراده انسان می‌شود و می‌تواند رفتارهای صحیح زندگی را بیاموزد و مسئولیت‌ها و وظایف خود را به خوبی انجام دهد.
زکات نیز، نوع‌دوستی را به انسان می‌آموزد و او را از خود محوری و خودخواهی نجات می‌دهد. کمک به همنوعان موجب تقویت احساس تعلق به گروه و ایجاد احساس رضایت از خود می‌شود که چنین احساسی برای سلامت روانی اهمیت فراوانی دارد.
حج دارای فواید مهمی برای رون انسان است زیرا انجام مناسک حج و زیات خانه خدا و قبر رسول خدا(ص) و ائمه، فرد را برای تحمل سختی‌ها و گرفتاری‌ها آماده می‌کند و چون از همه ملت‌ها نژادها با لباسی یکسان و ساده دور هم جمع می‌شوند احساس نوع‌دوستی در آنها تقویت می‌شود.
دعا و نیایش: دعا و نیایش و مناجات در مذاهب گوناگون شکل‌های متفاوتی دارد، اما محتوای آن در همه مذاهب حاکی از اعتراف به گناه و نقص و ضعف، درخواست سلامت و ستعادت و تمایل به قرب الهی است. یکی از دانشمندان فرانسوی می‌گوید: «دعا عبارت است از رابطه یا معامله یک روح مضطرب در کمال شعور و اراده با قدرتی که آن روح احساس می‌کند، به آن بستگی دارد و سرنوشتش به دست اوست.» منظور از دعا، حاتی است که در آن انسان روح خود را با قدرتی که در قلب خویش احساس می‌کند، مرتبط بسازد نه آنکه فرد از روی عادی، اعمال یا الفاظی را انجام دهد یا بگوید و به عمق معنای آن نپردازد.
پروفسور الترمان در کتاب نقدی بر مذهب و فسلفه می‌نویسد: در هنگام ستایش و نیایش در آدمی چنان صمیمیت و اخلاصی ایجاد می‌شود که در صحبت‌های معمولی با مردم ممکن نیست. سکوت تنهایی می‌شکند فضای پردامنه‌ای در نیایش کننده باز می‌شود، احساسات و عطوفتی که در گفتگوهای معمولی با مردم گرفتار شرمساری و خجالت می‌شود در اینجا به شکل سپاسگزاری‌های صمیمانه، گله‌مندی‌های خودمانی و خواهش‌های دوستان در می‌آید و روح آدمی شکفته و باز می‌شود.
انسان هنگام مناجات، از مشکلات زندگی به درگاه ایزد یکتا پناه می‌برد با بازگو کردن مشکلات در حالت آرامش، منجر به رهایی از اضطراب می‌شود که شباهت زیادی به تکنیک آرام سازی یا تمدد اعصاب دارد. در این حالت، مشکلات بتدریج قدرت اضطراب زایی خود را از دست می‌دهد. بنابراین، دعا و مناجات و بیان مشکلات موجب تخلیه هیجانات و اضطراب‌ها می‌شود، همچنین انسان هنگام دعا و نیایش احساس می‌کند که به یک قدرت مافوق نزدیک است و تحت حمایت و سرپرستی او قرار دارد و همین موجب برانگیخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، اهمیت آرامش، امیدواری و خوشبختی در او می‌شود و نیروی روانی خود را که برای حل تضادهای روانی مصرف کرده است دوباره به دست می‌آورد و با حالت شادابی و نشاط به کار و تولید می‌پردازد.
ویلیام جیمز می‌گوید: آدمی در تلاش‌های خود، ذخیره و نیروی روانی خود را از دست می‌دهد و تنها منبعی که می‌تواند آن نیرو را جبران کند، اتصال به قدرت لایزال الهی است و آن اتصال حاصل نمی‌گردد مگر به مناجات.
الکسیس کارل در کتاب نیایش می‌نویسد: دعا تنها جبران کننده ضعف انسان نیست، بلکه تقویت کننده قدرت انسانی و ادامه دهنده کار مثبت سازنده فرد در ساختن زندگی فردی و اجتماعی‌اش به حساب می‌آید و احساس عرفانی که از اعماق فطرت ما سرچشمه می‌گیرد یک غریزه اصلی است، پس عدم ارضای این غریزه، می‌تواند در فرد تنش ایجاد کند. بنابراین دعا و نیایش هم موجب آرامش روان می‌شود (الا بذکر ا… تطمئن القلوب) و فرد احساس خودشکوفایی پیدا می‌کند و هم از تألمات روحی وی کاسته می‌شود و نیز باعث تخلیه هیجانات فرد و دستیابی وی به منبع لایزال، توان و نیرو می‌شود؛ همچنین، گریه که غالباً در جریان دعا رخ می‌دهد کمک زیادی به تخلیه هیجانات و استرس‌های فرد می‌کند. البته به قول هایزلینگ، لازم نیست دعا درخواست چیزی از خدا باشد، بلکه هر توجه و ارتباطی با دستگاه الهی دعا می‌باشد.
خداوند متعال فرموده است: «وقال ربکم ادعونی استجب لکم- پروردگار شما فرمود مرا بخوانید تا استجابت کنم شما را» (سوره غافر، آیه ۶۰) در سوره مبارکه فرقان آیه ۷۷ می‌فرماید: ای رسول به امت بگو که اگر دعای شما نبود، پرودردگار شما چه توجهی داشت که شما آیا حق را تکذیب کردید و به کیفر آن خواهید رسید.
توبه: توبه یکی از روش‌های مفید و تقریباً بی نظیر، برای درمان احساس گناه است، زیرا توبه، سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب رضایت الهی است و به همین دلیل، موجب کاهش اضطراب ناشی از اشتباهات گذشته فرد می‌شود؛ همچنین توبه انسان را به اصلاح و خودسازی وامی‌دارد و او را از مرتکب شدن به خطاها مصون می‌دارد.
صبر: صبر موجب تقویت شخصیت و افزایش توانایی انسان در برابر سختی‌ها و بارهای سنگین زندگی و حوادث و مصایب روزگار می‌شود. خداوند بندگان خود را به صبر سفارش می‌کند. مثلا در سوره مبارکه بقره آیه ۱۵۲ می‌فرماید: ای افراد با ایمان از صبر و نماز (در برابر حوادث سخت زندگی) کمک بگیرید زیرا خداوند با صابران است. پس فرد متدین هرگز از مشکلات و سختی‌ها، اظهار شکوه و ناتوانی نمی‌کند بلکه در مقابل حوادث روزگار مقاومت می‌کند. بنابراین صبر به انسان می‌آموزد که برای دستیابی به اهداف بایستی تلاش مداوم کند و با پشتکار و اراده به تلاش مستمر خود ادامه دهد. در این صورت چنین فردی دارای شخصیتی رشد یافته و متعادل، کمال یافته و تولید کننده، فعال و از اضطراب به دور خواهد بود. علاوه بر دعا، توبه و صبر، انجام امور دیگری در سلامت روان انسان موثرند، مانند نیکوکاری، صدقه، پرهیز از اذیت و آزار دیگران.
در مورد نیکوکاری امام صادق(ع) می‌فرمایند: عدد کسانی که به سبب نیکوکاری زندگی طولانی می‌کنند از کسانی که با عمر طبیعی خود زندگی می‌کنند افزون است.
رابطه ایمان و سلامت روان
روان شناسی دینی از عوامل موثر بر سلامت روان فردی و اجتماعی است.روان شناسی دینی چیست و چه تفاوتی‌هایی با روان شناسی دین دارد؟
بهتر است سه واژه را که کنار هم معنای دقیق‌تری پیدا می‌کنند، با هم تعریف کنیم. روان شناسی دینی یعنی روان شناسی‌ای که مبتنی بر مفاهیم و آموزش‌های دینی تدوین و ارائه شده و مفاهیم الهی، روحانی و حیاتی را مبنای نظریه‌ها و توصیه‌های خود قرار دهد، در حالی که روان شناسی دین به معنی مطالعه رفتارهای دینی انسان‌های متدین، محافل و سنت‌های دینی و باورهای دینی و الهی به وسیله علم روان شناسی است. اولی وقتی از عشق مرد به زن صحبت می‌کند، آن را الهام گرفته از عشق الهی می‌داند اما دومی بررسی می‌کند فردی که ایمان دارد، عشقش به همسرش چگونه است و چه تفاوتی با دیگر عشق‌ها دارد.
واژه سوم روان شناسی و دین است که مطالعه و حوزه‌ای تطبیقی است.

این روان شناسی چه فاکتورهایی دارد و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
به نظر من، در حوزه روان شناسی دینی کاری انجام نشده است. منابع زیادی هم در دست نداریم و اظهار نظر کردن درباره آن مشکل است. روان شناسی دین بیش‌تر به جای روان شناسی دینی به کار می‌رود. تحقیقات زیادی نشان داده است که انسان به جز جسم و روان دارای اعتقادات، ایمان، معنویت و صفت دینداری است. این ویژگی فطری یا ارثی است و جایگاه ژنی ماندگار و انتقال یابنده به فرزندان و دیگر نسل‌ها را دارد. این فاکتور انسان به راحتی قابل اندازه گیری، تقویت، هدایت و آموزش است. انسان خدایی و دینی در آزمایشگاه و به وسیله ابزارهای گوناگون قابل آزمون و سنجش است. فاکتورهای دینی عامل مهمی در رشد، تعالی،‌ موفقیت و آرامش انسان است و روان شناسی دینی به راحتی می‌تواند رسالت حل بحران‌های اجتماعی، خانوادگی و معنوی بشری را بر عهده گرفته و راه حل‌های منطقی برای نابسامانی‌های جنسی، اخلاقی و سوء مصرف مواد ارائه دهد. هدف روان شناسی دینی شناخت این پدیده‌ها و بهره گیری از آنها در هدایت و تعالی انسان است.

مذهب درونی چیست؟
در روان شناسی و به تعریف آلپورت مذهب درونی، مذهب خالص، درونی، بی ریا و بی تظاهر است و رابطه عمیق فرد با خداوند و ارزش‌های معنوی است. در برابر آن، مذهب بیرونی مطرح است که تظاهر به مذهب یا به دنبالب نفع بیرونی بودن از مذهب است. مذهب بیرونی مذهبی است برای دیگران، برای همسایه، دوستان، اداره و برای تایید سایرین. تحقیقات زیادی نشان داده است که مذهب درونی همیشه با سلامتی و آرامش همبسته است و مذهب بیرونی چندان موجب سلامت نمی‌شود.

چگونه دین به ارتقای سلامت روانی انسان کمک می‌کند؟
دین با مکانیسم‌های گوناگون موجب سلامت جسمی و وروانی و ارتقای بهداشت روانی می‌شود. نمونه‌هایی از سلامت ناشی از دین عبارتند از: وجود امید، انگیزه و مثبت نگری در دین، ایجاد شبکه حمایتی عاطفی و اجتماعی، دادن پاسخ روشن و قاطع به مفهوم خلقت، جهان و زندگی، تبیین و تعریف لذت بخش و معقول از رنج، درد و محرومیت و مکانیسم‌های بسیار دیگر.

آیا معنویت روی سیستم ایمنی بدن انسان تأثیر گذار است؟
تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که دین داری، ایمان و عبادت موجب تقویت سیستم ایمنی در سطح ایمونوگلوبولین و کیلرسل‌ها و سایر مکانیسم‌های ایمنی می‌شود.

روی آرامش فرد چطور؟
تحقیقات زیادی در این مورد وجود دارد که اثر دینداری را بر کاهش اضطراب، کاهش واکنش منفی به استرس، مقابله ایمنی موثر با عوامل استرس‌زا، کاهش بیماری‌های روان تنی و احساس آرامش فکری و امنیت روانی نشان می‌دهد.
ثابت شده که همه آموزه‌های دینی و فرایض و رفتارهای دینی نقش موثری در تأمین بهداشت روانی فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد. روان شناسی دین و بهره گیری از روش‌های علمی در تأمین بهداشت روان در جوامع مسلمان، مظلوم مانده و آموزش‌های روان شناسی به دور از بهره دینی و یا آموزش دینی عامیانه بوده است و دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقات وابسته به سلامت و بویژه مطالعات مرتبط با سلامت روان کشور اسلامی ما در محاصره سخت بودجه‌ای، سیاست گذاری و حمایتی در پرداختن به مطالعات بهداشت روان در دین هستند.

در خصوص روان شناسی دین در جوامع مسلمان چه پیشنهاداتی دارید؟
دکتر جعفر بوالهری رئیس انستیتو روان پزشکی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران می‌گوید:
به نظر من اگر به سلامت واقعی و به نقش سلامت معنوی در تأمین سلامت فردی، روانی، خانوادگی و اجتماعی می‌اندیشیم، باید به این بحث تا سر حد بیدار شدن برنامه‌ریزان سلامت ادامه دهیم، تا جایی که تنها یک هزارم بودجه سلامت را در جهت تحقیقات معنوی سلامت اختصاص دهند.
دکتر امیررضا چمنی، متخصص اعصاب و روان (روان پزرشک) در گفت و گو با ایسنا معنویت را عامل مهم در رسیدن به سلامت روان عنوان کرد و گفت:
ارتباط با خدا در سختی‌ها و مشکلات و بحران‌های زندگی، به انسان آرامش می‌دهد. متأسفانه با وجود تحولات علمی و صنعتی در قرن حاضر و پیشرفت‌‌های مهم پزشکی در دهه‌های اخیر، استرس و مشکلات روحی و روانی در جامعه بشری رو به افزایش است و اختلالات عاطفی، معضل اعتیاد، آمار طلاق و ناسازگاری‌های فردی و اجتماعی، زیاد شده است. تحقیقاتی که اخیراً در ایران انجام شد، نشان داد ۲۰ تا ۲۵ درصد مردم دچار اختلالات عصبی و روانی هستند و نیاز به مشاوره و درمان‌های روان شناسی دارند.
بنابراین به نظر می‌رسد موضوع سلامت روان از اهمیت بسزایی برخوردار است، طوری که جسم و روح مانند تار و پود یک پارچه به هم تنیده شده‌اند و اگر یکی از این دو آسیب ببیند، دیگری هم آسیب خواهد دید. سلامت روان چیزی فراتر از نداشتن علائم بیماری روانی است.
سلامت روان یعنی اینکه فرد بتواند عملکرد موفق و عالی از نظر تفکر، خلق و خو و رفتار داشته باشد. همچنین فعالیت‌های مفیدی در جامعه داشته باشد، روابطی مثبت با دیگران برقرار کند، با مشکلات و استرس‌ها و ناملایمات زندگی کنار آید و توانایی کمک به دیگران را هم داشته باشد. راه رسیدن به سلامت روان، راه دشواری است و یک امر تصادفی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد. نیاز به پشتکار و زحمت فراوان دارد. هسته اولیه بهداشت و سلامت روان در خانواده گذاشته می‌شود، بنابراین پدر و مادر با تربیت سازنده و صحیح خود و ایجاد فضای گرم و صمیمی، می‌توانند فرزندانی سالم از نظر سلامت روان تربیت کنند.

خصوصیاتی که سبب افزایش سلامت روان می‌شوند
دارا بودن یا پرورش ویژگی‌های شخصیتی زیر سبب افزایش سلامت روان می‌شود:
۱- واقع بینی: یعنی فرد بتواند نقص‌ها، کاستیی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرد و از ایدهآهل گرایی و کمال گرایی پرهیز کرده و اهداف زندگی را واقع بینانه تریم کند.
۲- توانایی لذت بردن از زندگی: یعنی به جای نگران بودن برای آینده و ایجاد اضطراب درخود و یا حسرت خوردن برای گذشته و ایجاد افسردگی در خود، بکوشد در زمان حال زندگی کند.
۳- اصل تعادل در زندگی: یعنی افراد بین تمام ابعاد زندگی خود، یک نظم و هارمونی ایجاد کنند، به عبارتی در ابعادی چون کار و تفریح، استراحت و ورزش، تنهایی و معاشرت وعبادت، تعادل برقرار نمایند.
۴- داشتن انعطاف پذیری: یعنی فرد بدون تعصب و ژرف اندیشی، آرا و نظریات دیگران را تحمل کند و برای رسیدن به موفقیت، راه‌های مختلف را بررسی نماید.
۵- توانایی مدارا با استرس‌ها: انسان باید از این توانایی برخوردار باشد که استرس‌ها را به عنوان یکی از واقعیت‌های زندگی بپذیرد و بدون فرار از مشکلات، با آنها مقابله کند.
۶- مسئولیت پذیری: فرد با دارا بودن این خصیصه، می‌تواند مسئولیت اعمال، رفتار و گفتار خود را بپذیرد و بدون هیچ گونه دلیل تراشی و توجیه، خطاها و اشتباهات خود را به گردن دیگران نیندازد.
۷- داشتن ارتباطات سالم با دیگران: در دنیای صنعتی امروز، افراد به دلیل مشغله مادی زیاد، فرصت در کنار هم قرار گرفتن را ندارند که آنها را از نظر عاطفی از همدیگر دورتر می‌کند. یکی از راه‌های رسیدن به سلامت روان این است که افراد، ارتباطات خود را بیش‌تر کرده و مهارت همدلی را در خود تقویت کنند، یعنی دنیا را از دید دیگران نگاه کنند و خود را در غم‌ها و شادی‌های دیگران شریک نمایند.

معنویت و ارتباط با خدا، مهم‌ترین اصل برای تأمین سلامت روان
ارتباط با خدا در سختی‌ها، مشکلات و بحران‌های زندگی به انسان آرامش می‌دهد و توکل و توسل به او باعث کنترل استرس‌ها و تنش‌های فرد می‌شود.
اگر بتوانیم مجموع ویژگی‌های بالا را در خود تقویت کنیم، با افزایش ظرفیت‌های شناختی خود، توانایی مواجهه و مقابله با استرس‌های زندگی را پیدا خواهیم کرد و در دنیای پر استرس امروز، کم‌تر دچار مشکلات روحی و روانی خواهیم شد.
در سال‌های اخیر روان‌شناسان توجه بیش‌تری به دبیل برای سلامت روان و درمان بیماری‌های روانی معطوف داشته‌اند. آنها معتقدند در ایمان به خدا نیروی خارق العاده‌ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان می‌بخشد و در تحمل سختی‌های زندگی روزمره او را کمک می‌کند و از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم زمان ما در معرض ابتلا به آن هستند دور می‌سازد. گروه دانش و فناوری راش، یکی از بنیانگذاران علم روان پزشکی می‌گوید: مذهب آنقدر برای پرورش و سلامت روح و روان آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس. ایمان بدون شک موثرترین درمان اضطراب است. فقدان ایمان خطری است که شکست انسان رادر برابر سختی‌های زندگی هشدار می‌دهد.
همان طور که امواج خروشان و غلتان اقیانوس نمی‌تواند آرامش ژرفای آن را بر هم بزند و امنیت آن را پریشان کند دگرگونی‌های سطحی و موقتی زندگی نیز آرامش درونی انسان را که عمیقاً به خداوند ایمان دارد بر هم نمی‌زند.
یونگ می‌گوید: من صدها تن را که به من مراجعه کرداه‌اند معالجه و درمان کرده‌ام اما از میان بیمارانی که در نیمه دوم عمر خود به سر می‌برند یعنی از ۳۵ سالگی به بعد حتی یک بیمار را ندیدیم که اساساً مشکلش نیاز به یک گرایش دینی از زندگی نباشد. آنها به این دلیل گرفتاری بیماری روان شده بودند که جوهر دین و باورهای دینی را در نیافته بودند لذا با بازگشت به این دیدگاه‌های دینی به طور کامل درمان شدند.
مورخ معروف آرنولد توئین می‌گوید: بحرانی که اروپاییان در قرون حاضر دچار آن شده‌اند اساساً به فقر معنوی آنها باز می‌گردد. او معتقد است که تنها راه درمان این فقر و پاشیدگی اخلاقی، بازگشت به دین است. تأثیر دعا بر سلامت روانی
علیرغم تمام پیشرفت‌ها و تسهیلات، مشکلات بهداشت روانی به عنوان مشکلی برای خانواده‌ها، سازمان‌ها و جوامع رو به افزایش است. هر روز به تعداد افرادی که معتقدند معنویت درمان رنجوری و درماندگی روحی آنها است و بر متخصصین که برای درمان بیماری‌های روانی و حفظ سلامت روانی بر باورها و رفتارهای مذهبی متمرکز می‌شوند اضافه می‌شود. انسان امروز با آگاهی و بینش به این عقیده رسیده است که بدون معنویت تنها می‌ماند و در گرداب تکنولوژی به فنا می‌رسد. انسان امروز فهمیده که با دور شدن از باور و اعتقاد، پوچی و درماندگی در انتظارش خواهد بود.
ویلیام جیمز معتقد است باور به وجود ارزش‌های بالاتر و یک قدرت برتر برای بهداشت روانی ضروری است.
نتایج پژوهش‌های جدید در رابطه با استفاده از دعا در زندگی روزمره و تأثیر آن بر سلامت روان حاکی از آن است که بین فراوانی استفاده از دعا با سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی افرادی که بیش‌تر به دعا می‌پردازند سلامت روانی بیش‌تری دارند.
افسردگی و اضطراب شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه‌های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصین بهدشت روانی را به خود جلب کرده است. با توجه به یافته‌های بررسی حاضر مبنی بر وجود رابطه معنی دار میان اضطراب و افسردگی و فراوانی استفاده از دعا و همچنین بررسی‌های قبلی، به نظر می‌رسد در سیاست گذاری‌های بهداشت روانی بویژه در پیشگیری از اضطراب و افسردگی، توجه به این ارتباط دو سویه مخلوق و خالق حیاتی باشد.

روزه و بهداشت فردی
روزه هم از نظر بهداشت جسم و سلامت بدن دارای فواید فراوای است. این عمل در سلامت معده و پاک سازی آن از انواع غذا که موجب بیماری هستند اثرات فوق العاده دارد. پیامبر اسلام(ص) فرمود: معده مرکز و خانه هر دردی است. پرهیز از غذا‌های نامناسب و زیادخوری، اساس و رأس هر داوری شفابخش است. همچنین ایشان فرموده‌اند: روزه بگیرید تا سالم بمانید. برای بهداشت و تندرستی، باید غذا کم‌تر مصرف شود و هنوز اشتها تمام نشده، دست از غذا خوردن کشید. به تجربه ثابت شده است، افرادی که کم می‌خورند از کسانی که همیشه سیر می‌خورند سالم‌ترند.
یکی از دانشمندان روم می‌گوید: اولین بیماری مربوط به پرخوری بود و نخستین درمان نیز روزه گرفتن است. یک پزشک مصری نیز در ۳۶۰۰ سال قبل به طنز گفته است: انسان پرخور با یک چهارم غذایی که می‌خورد زنده می‌ماند و با سه چهارم دیگر آن پزشکان امرار معاش می‌کنند! به بیانی اغلب این پرخورها هستند که با بیماری‌های خود کیسه اطبا را پر می‌کنند. دکتر کارل امریکایی می‌نویسد: هر شخص بیمار باید هر سال مدتی از خوردن غذا بپرهیزد، زیرا مادامی که غذا به بدن می‌رسد میکروب‌ها در حال رشد هستند، ولی هنگامی که از غذا پرهیز می‌شود، میکروب‌ها رو به ضعف می‌روند. روزه‌ای که اسلام واجب کرده بزرگ‌ترین ضامن سلامتی بدن است.

سوگواری مذهبی و کاهش تمایل به خودکشی
دکتر تراور گریفیت عضو کمیته‌ی برنامه ریزی بهداشت روانی در یکی از مناطق انگلستان، در سخنانی گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده سوگواری موثر باعث از بین رفتن علاقه به خودکشی می‌شود. وی افزود: مذهب احساس امیدواری به زندگی انسان داده ونوید بخشیده شدن گناهان را به انسان می‌دهد.

دکتر گریفیت تأکید کرد: سوگواری موثر می‌تواند بر احساس عذاب وجدان غلبه کند، چیزی که دارو در مورد آن تأثیر چندانی ندارد.
در ادامه‌ی این همایش «پروفسور دریس موساوی» استاد دانشگاه مراکش در سخنانی با عنوان «عبادت و سلامت روان» گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده هرگونه افراط وتفریط در انجام اعمال و مراسم مذهبی غیر قابل قبول است.
وی با اشاره به این که اگر کسی بخواهد در زمینه‌ی عبادت تفریط کرده و از بقیه جلوتر باشد، شکست خواهد خورد، وی افزود: در تمام کارها وحتی عبادت باید اعتدال را رعایت کرد. دکتر موساوی گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده کسانی که به انجام فرایض مذهبی می‌پردازند، بسیار کم‌تر از کسانی که این اعمال را انجام نمی‌دهند دست به خودکشی می‌زنند.
وی خاطر نشان کرد: بر اساس کسانی که تعهدات اجتماعی بالاتری نیز دارند کم‌تر دست به خودکشی می‌زنند.
دکتر محمد ابهری روان پزشک و استاد سابق دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفت و گوی اختصاصی با نشریه پگاه حوزه در خصوص نقش دین در تأمین بهداشت روانی گفت: انسان دارای چهار بعد زیستی،‌روانی، اجتماعی و معنی است که همه‌ی این عوامل بر روی یک دیگر تأثیر گذارند و همان گونه که عامل زیستی می‌تواند در خصوص بقیه‌ی عوامل تأثیر گذار باشد، عامل و بعد معنوی نیز می‌تواند سبب بهبود بیمارهای دیگر عوامل باشد.
وی با بیان این که اغتشاش معنوی و یا سردرگمی در هدف می‌تواند سببب بروز اختلال روانی در فرد شود، افزود: میزان اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کسانی که نمی‌توانند معنویت را برای خود معنا کنند، بیش‌تر از سایر افراد است.
دکتر ابهری گفت: افکار، هیجانات و آداب مذهبی از عوامل نگرش مذهبی هستند و اگر این سه عامل با یک دیگر هماهنگی باشند، مجموعه‌ای از زیبایی‌های معنوی برای فرد به وجود می‌آید و موجب سلامت در بهداشت روانی او می‌شود.
وی افزود: با انجام مراسم مذهبی، خیرات و کارهای نیک به انسان احساس تعالی و رضایت دست می‌دهد و اگر متناسب با فرد و جامعه باشد به سلامت روانی افراد می‌انجامد، این روان پزشک تأکید کرد: اگر مذهب با روجیات انسان متناسب نباشد، سبب پرخاشگری، احساس طرد و گناه، افراط و تفریط در کارها و احساس سرخوردگی به وی دست می‌دهد که می‌تواند تصویر مذهب را مخدوش کند. وی با اشاره به تجاربش در زمینه‌ی درمان مبتلایان به بیماری روانی، افزود: انسان عاقل خود را مسئول اعمالش می‌داند و مذاهبی که سرنوشت بشر را در دست تقدیر می‌داند، باعث تزلزل شخصیت افراد و احساس سرخوردگی در آنها می‌شود.
استاد سابق دانشگاه علوم پزشکی ایران با اشاره به این که روان‌شناسی هیچ گاه نقش مذهب را به طور کامل رد نکرده است افزود: در دنیای امروز داشتن معنا ومفهوم برای زندگی بیش از پیش روشن شده است و بر همین اساس نگرش مذهب در روان‌شناسی موردتوجه بیش‌تر قرار گرفته است.
وی علت کم توجهی روان شناسی به مذهب را استفاده از ابزار تجربی در علم روان شناسی و فراهم بودن امکان فرضیه و آزمون سازی در مسائل جسمی و فیزیولوژی نسبت به مسایل شناختی و فلسفی دانست و خاطرنشان کرد: دانشمندان در گذشت به مسایلی گرایش داشتند که قابل کمیت سازی باشد و این برای پاسخ به معنای زندگی انسان کافی نبود.
دکتر ابهری با اشاره به این که دیدگاه‌های مادی گرایانه در قرون گذشته از قدرت زیادی برخوردار بودند، افزود: امرزوه دیدگاه‌های صرفاً مادی دیدگاهی تک بعدی شناخته می‌شوند که از جامعیت کافی برخوردار نیستند.
وی در پاسخ به این سوال که چرا امروز روان شناسی اسلامی از جایگاه قابل قبولی برخوردار نیست، گفت: در خصوص روان‌شناسی در مسایل اسلامی کم کار شده است و افرادی که روی آنها تحقیقاتی صورت گرفته است به مخاطبان، یعنی مردم معرفی نشده و بایگانی شده‌اند.
این روان پزشک با تأکید بر ضرورت تحقیقات بیش‌تر در خصوص روان شناسی اسلامی گفت: به روش‌های درمانی در اسلام- مثلا در خصوص وسواس توجه کافی نشده است و در این خصوص سعی کرده‌ایم تا از دیدگاه‌های وارداتی و عاریتی استفاده کنیم.

الذین امنوا تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب
یقیناً داشتن آرامش در زندگی نخستین چشمه خوشبختی است. این مسلم است که تمام تلاش انسان در زندگی برای رسیدن به سعادت و خوشبختی است و تمام ترس انسان در زندگی، از مواجه شدن با بدبختی و محرومیت است و آدمی در این راه هر تلاشی می‌کند و به هر چیزی چنگ می‌زند. هر سببی و هر چیزی که در دنیا وجود دارد از جهتی مفید و کارساز است و از جهتی دیگر از بین رفتنی است. مانند مال، فرزند، همسر و … در واقع به هیچ یک از این اسباب نمی‌توان دل بست و آرام گرفت.
اما کسی که خدا را بشناسد و باور کند که تمام خیر و خوبی به دست اوست و او سرپرستی بندگان مومنش را به عهده گرفته و آنها را به سعادت می‌رساند، دیگر غم و غصه‌ای ندارد و دل و جانش در آرامش کامل به سر می‌برد و همه افکار و اهداف و اندیشه‌ها را تحت لوای یک هدف گرد آورده است و فقط به خاطر آن تلاش می‌کند و به سوی آن می‌شتابد و آن عبارت است از خشنودی خدای متعال. دیگر کاری به این ندارد که مردم از او خشنود باشند یا بر او خشم گیرند و لذا هیچ وقت سردرگم نیست و همیشه در یک آرامش روحی به سر می‌برد ولی بر خلاف آن انسانت بی ایمان در دنیا با اندیشه و افکار موهوم و با نگرانی‌های فراوان دست به گریبان است و لذا دائما در درون خود دچار پیکاری بزرگ است و همیشه هم در انتخاب مسیر زندگی و در تصمیم گیری‌هایش دچار سردرگمی است.
آنان کسانی هستند که ایمان آورده و دل‌هایشان با یاد خدا آرامش می‌یابد
فقط با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد و ذکر شامل همه انحاء ذکر می‌شود، اعم از لفظی یا غیر آن همان گونه که گفته شد علت آن است که آدمی در زندگی خود هدفی جز رسیدن به سعادت و آرامش ندارد و بیم او در زندگی از برخورد با ناملایمات و سلب نعمات است و تنها سببی که نعمت و سلب آن به دست اوست همانا خدای سبحان است که بازگشت همه امور به سوی اوست، پس یاد او برای هر نفسی مایه انبساط خاطر و آرامش است و نفس به چیزی جز یاد او آرام نمی‌گیرد جز آنکه از حقیقت حال خود غافل شده و در اثر از دست دادن بصیرت و رشد، دیگر از ذکر حق گریزان باشد که چنین نفسی از نعمت طمأنینه و سکون محروم خواهد بود، چون یاد خدا تنها مایه آرامش دل‌هاست.
ذکری که بدون زحمت ما را به آرامش می‌رساند
انسان سخت در معرض غفلت است. غفلت از خدا، پاکی و فضیلات. باید دائم یک نظم معنوی، مراقب رفتار او باشد تا از راه خدا و پاکی منحرف نشود. اما چون این کار همیشه ممکن نیست، او را در شبانه روز، پنج یا لااقل سه نوبت خدا را فرامی‌خوانند.
هر یک از ما انسان‌ها در زندگی روزانه خود سرگرم کار و هدف خویش هستیم و این سرگرمی به کار و تلاش، برای بشر امری طبیعی و ضروری است، به جسم و جان ما نشان می‌دهد، راه‌های جدید زندگی را به رویمان می‌گشاید و ما را در راه علم، هنر، صنعت و ایجاد وسایل گوناگون بهتر زیستن به جلو می‌راند؛ ولی در عین حال انسان را چنان در خود و آرزوهایش فرومی‌برد که گاه برای رسیدن به آرزوها، از خود و شخصیت واقعی و انسان خود بیگانه‌اش می‌کند. تا جایی که چه بسا به جای خدا، او را در مقابل دیگر انسان‌ها به کرنش و تعظیم وامی‌دارد؛ یا برای رسیدن به آرزوها جسم و جانش را می‌آلاید. کم‌تر کسی است کمه هنگام کار روزانه، دستش، صورتش، لباسش و گاهی همه پیکرش به نظارت مجدد نیازمند نشود. دانش آموز، دانشجو، کشاورز، مهندس و … همه باید روزی یک یا چند بار لباس و تن خود را شست و شو دهند تا پاکیزه بمانند.
روح ما نیز در میدان زندگی روزانه به همین اندازه یا حتی بیش‌تر در معرض آلودگی است، آلودگی به هوس‌های شیطانی و لجام گسیخته، خودخواهی‌ها، چشم و هم چشمی‌ها، غرور ناشی از پیروزی و کامیابی، یا عقده روانی ناشی از شکست و ناکامی؛ و به دنبال آن حسد، کینه و انتقام و صدها آلودگی دیگر. این آلودگی‌ها روح را تیره می‌کنند و ما را از راه درست زندگی، راه پاکی و فضیلت و تقوا منحرف می‌زاد و به راه فساد می‌کشاند، از یاد خدا غافل می‌کند و به دام شیطان و وسوسه‌های شیطانی می‌افکند. باید همان طور که لباس و تن خود را می‌شوییم و پاکیزه می‌کنیم، دل و جان خد را هم شست و شو دهیم و پاکیزه کنیم؛ خد را به خدا؛ سرچشمه پاکی و کمال، نزدیک سازیم؛ لحظاتی را به یاد او، به نیایش او و راز و نیاز با او بگذرانیم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال عبادت الهی شست و شو دهیم. این است نمازی که مسلمان روزی چند بار می‌خواند.

تهیه و تنظیم: زهره زارعی کارشناس مشاوره

مطالب مرتبط: