Header
Header

مسایلی که درمانگران تازه کار با آنها روبرو می شوند

 

 

۱ـ اضطراب و تردید نسبت به توانایی خویشتن و تلاش برای حل و فصل آن.

 

 

۲ـ خود بودن و خویشتن را بر ملا کردن: افراط در حفظ انتظارات نقش کلیش های موجب می شود مقدار ناچیزی از وجود مشاور به عنوان یک انسان برملا شود. و از سوی دیگر، اگر مشاور تلاش زیادی بکند که ثابت نماید که انسان است موجب وارد آمدن فشار زیادی به مراجع میگردد. این دو حالت مشاور را از خود بودن دور می سازد.

 

 

۳ـ پرهیز کردن ازکمالگرایی.

 

 

۴ـ روراست بودن در مورد نقاط ضعف خویش و به چالش طلبیدن آنها.

 

 

۵ـ آگاه بودن از سکوت و معانی آن: معناهایی که سکوت میتواند داشته باشد متنوع است. شاید درمانجو درباره چیزی که قبلاً مورد بحث قرارگرفته به آرامی مشغول فکر کردن باشد، یا آگاهی تازه کسب شدهای را ارزیابی میکند، امکان دارد درمانجو منتظر باشد تا درمانگر پیشقدم شود و تصمیم بگیرد که بعداً چه بگوید، یا ممکن است درمانگر منتظر درمانجو باشد تا این کار را انجام دهد. شاید درمانجو و درمانگر خسته، گیج یا دل مشغول باشند، یا این که لحظه ای چیزی برای گفتن نداشته باشند. امکان دارد درمانجو نسبت به درمانگر احساس خصومت کند و بنابراین مشغول بازی « من مثل مجسمه اینجا می نشینم تا ببینم آیا او میتواند مرا از کوره بدر ببرد» باشد. شاید درمانجو و درمانگر بدون ادای کلمات مشغول ارتباط باشند. بطور کلی وقتی سکوت برقرار می شود همراه با درمانجو معنی آن را کاوش کنید.

 

 

۶ـ بایستی به درخواست های درمانجویان رسیدگی کرد ولی نباید تسلیم درمانجو شد. یک راه برای رسیدگی به درخواست های مراجع این است که انتظارات و مرزهای خود را در نخستین جلسه مشاوره یا هنگام اظهارات برملاسازی، روشن کنید.

 

 

۷ـ رسیدگی به درمانجویانی که احساس تعهد نمی کنند و به صورت غیر ارادی (اجباری) وارد درمان شده اند. در این شرایط مشاور نباید قول کاری بدهد که از عهده آن برنمی آید. بهتر است محدودیت های محرمانه بودن و هرگونه عوامل دیگری را که ممکن است بر روند درمان تأثیر بگذارد، روشن نمود. در صورت آماده نکردن مراجعان غیرارادی، مقاومت جلوی پیشرفت درمان را می گیرد.

 

 

۸ـ تحمل نمودن ابهام.

 

 

۹ـ از غرق نمودن خود در درمانجویان خودداری کنیم. به عبارت دیگر مشکلات آنها را جذب خود نکنیم و هویت متمایز خود را به دور از مراجعان حفظ کنیم.

 

 

۱۰ـ پرورش حالت شوخطبعی در فرآیند درمان.

 

 

۱۱ـ تقسیم مسئولیت با درمانجو: برای پیشگیری از احتمال خستگی مفرط زود هنگام در مشاوران بایستی تعادل مطلوبی در تقسیم مسئولیت با درمانجویان بوجود آورد.

 

 

۱۲ـ پرهیز از توصیه کردن.

 

 

۱۳ـ نقش خود را به عنوان مشاور تعریف و روشن نمایید. وظیفه اصلی مشاوران این است که به درمانجویان کمک کنند تا از توانمندیهای خود آگاه شده بدانند چه چیزی اجازه نمیدهد که از آنها خود استفاده کنند و روشن کنند دوست دارند که چه نوع آدمی باشند.

 

 

۱۴ـ یاد بگیرید فنون را درست بکار ببرید. با این که مشاور نباید دلبستگی و دلمشغولی مفرط به اجرای فنون داشته باشد، چرا که مشاوره را ماشینی (بدون فکر) میکند، با این حال به اقتضای مشاوره، اگر فنی مورد استفاده واقع شد باید درست اجرا گردد.

 

 

۱۵ـ سبک مشاوره خاص خودتان را انتخاب کنید و از تقلید سبک دیگران و دلبستگی افراطی به یک رویکرد واحد خودداری کنید.

 

 

۱۶ـ به عنوان فرد عادی و در مقام متخصص بالینی شاداب بمانید.

مطالب مرتبط: