Header
Header

رابطه طردشدگی اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه

15514_21125641

این تحقیق جدید به تشریح ارتباط میان طرد شدگی اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه کمک می­کند. بر اساس یک مطالعه­ی جدید، افرادی که احساس می­کنند  از نظر اجتماعی طرد شده­اند ، به احتمال  بیشتری اعمال دیگران را به عنوان اعمالی خصمانه درنظرمی گیرند و  احتمال بیشتری دارد که با افرادی که هرگز حتی با آنها مواجه نشده­اند به شیوه­ای آسیب زا بر خورد کنند.
یافته­ها­ی حاضر ممکن است به توضیح این مطلب کمک کنند که چرا طردشدگی اجتماعی غالباً با پرخاشگری هایی مرتبط است که گاهی اوقات به نحو شگفت­انگیزی پدید می­آیند، همانطور که مثلا  ًدر مورد تیراندازی­های  مدارس چنین بوده است.
براساس گفتۀ دکتر سی. ناتان دوال از دانشگاه کنتاکی- مؤلف اصلی این پژوهش، مطالعات موردی گذشته نشان می دهند اکثریت دانش­آموزانی که در مدرسه تیراندازی کرده­اند، تجاربی مربوط به طردشدگی­های مستمر از جانب گروه همسالان داشتند.
اگرچه چنین نیست که هرکس احساس طردشدگی بکند ،لزوماً پرخاشگرانه رفتار می­کند، در عین حال ما متوجه شدیم که این گونه افراد معمولا به شیوه­های دیگری پرخاشگری خود را برون­ریزی می­کنند. ما قصد داشتیم به توضیح این مطلب کمک کنیم که از لحاظ روانشناختی چرا این  امر اتفا­ق می­افتد.
درشمارۀ ژانویۀ مجلۀ «شخصیت و روانشناسی اجتماعی» که توسط روانشناسان آمریکا چاپ می­شود، گزارش کامل این پژوهش منتشر شده است. دوال چهارآزمایش جداگانه با ۱۹۰ شرکت کننده ازدانشجویان دانشکده انجام داد. دریک آزمایش ۳۰ شرکت کننده به یک آزمون شخصیت پاسخ دادند و درمورد نتایج آزمون به آنها بازخورد دروغینی داده شد. به یک سوم از شرکت کننده­ها- گروه طردشده- گفته شد که شخصیت آنها دلالت بر این امر دارد که به احتمال زیاد بعدها در زندگی، سرانجام آنها به تنهایی کشیده خواهد شد. به بقیۀ شرکت کنند گان- گروه گواه- یا گفته شد که آنها روابطی بسیار زیاد، پایدار و پرمعنا خواهند داشت، یا هیچگونه بازخوردی به آنها داده نشد. سپس به همۀ شرکت کنندگان دستور داده شد تا گزارشی را بخوانند که ظاهراً توسط شرکت کنندۀ دیگری نوشته شده بود که آنها نمی­شناختند. این گزارش در مورد واقعه­ای بود که رفتارهای نویسندۀ آن می توانست یا به عنوان رفتار جرأت­مندانه یا رفتار خصمانه برداشت شود و شرکت­کنندگان نظرات خود را در مورد رفتارهای نویسنده ذکر می­کردند. همچنین به آنها گفته شد که نویسندۀ آن گزارش ممکن است به عنوان دستیار دریک پژوهش کار کند و از آنها سؤال شدکه آیا فکر می کنند- براساس آنچه خوانده بودند- این فرد داوطلب خوبی برای این وظیفه خواهد بود یا خیر.شرکت­کنندگانی که به آنها گفته شده بود زندگی تنهایی را درآینده خواهند داشت، اعمال نویسنده را به طورمعنی داری خصمانه تر برداشت کردند و ارزیابی بسیار منفی­تری نسبت به گروه گواه داشتند.
پژوهشگران همچنین اشاره می­کنند که بنظر نمی رسید خلق و خوی شرکت کنندگان در گروه­های مختلف متفاوت بوده است. چرا که وجود چنین تفاوتی می توانست پژوهشگران را به این نتیجه­گیری رهنمون سازد که پاسخهای هیجانی شرکت­کنندگان به نتایج آزمونهای شخصیتی­شان، نقشی در چگونگی عملکرد آنها در آزمایشات نداشته است. درآزمایش دیگر، ۳۲ دانشجو تحت همان ارزشیابی شخصیتی ساختگی قرارگرفتند و همان گزارش مربوط به آزمایش قبلی را ارزیابی کردند. مجدداً به برخی گفته شد که زندگی تنهایی را خواهند داشت، در حالیکه بقیۀ افراد به گروه گواه اختصاص داده شدند. این بار به شرکت کنندگان قبولانده شد که با فرد دیگری در آزمایشگاه- که نمی­توانستند او را ببینند و هرگز اورا ملاقات نکرده بودند- یک بازی کامپیوتری مربوط به زمان واکنش انجام می­دهند. درطول بازی، فرد بازندۀ هرمسابقه مجبور می شد از طریق هدفون به صدای یک سوت ممتد گوش کند. شرکت­کنندگان می­توانستند سطح شدت و مدت صدا را تنظیم کنند. کسانی که به آنها گفته شده بود زندگی تنهایی را خواهند داشت، نسبت به گروه گواه، سطح بالاتری از صدای دردناک را ایجاد  می­کردند. دوال اظهار کرد: «در جریان همۀ آزمایشات، شرکت کنندگانی که نوعی طرد اجتماعی را تجربه کردند، به شیوه های مشابهی عمل کردند. این امر بیانگر این مطلب است که افراد مذکور احساس می­کنند توسط دیگران مورد بی وفایی قرار گرفته­اند. لذا آنها نیز در مقابل، اعمالی را که از هر نظر خنثی هستند، به شکل اعمالی خصمانه می­بینند و به صورتی منفی در مقابل دیگران رفتار می کنند. »پژهش­های قبلی این مطلب را بررسی کرده­اند که آیا هیجانات در این نوع از پرخاشگری نقشی ایفا می­کنند یا خیر، اما پژوهشگران این تحقیق می­گویند یافته های آنها از این نظر حمایت نمی کند. دوال می­گوید: «افراد طرد شده دنیا را از پشت شیشه هایی به رنگ خون می بینند و ما امیدواریم که این پژوهش منجربه درک بهتری شود در این مورد که چرا طرد شدن منجر به پرخاشگری می شود و اینکه ما چه کاری می­توانیم انجام دهیم تا از چنین رفتار ناخواسته و آسیب­زایی جلوگیری کنیم .»

منبع: www.psychologicalscience.org/media/releases/2009/ratliff.cfm
مترجم: فاطمه بهاء، دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی از دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب مرتبط: