Header
Header

چه کسانی می توانند مشاور خوبی بشوند؟

 

 

ما ویژگی های انسانی و تجربیاتی را که بر ما تأثیر گذاشته اند، با خود به جلسات درمان می بریم، و بی تردید، این جنبه انسان یکی از نیرومندترین عوامل تعیین کننده مواجهه درمانی است. از این روی، مشاور باید از نیازها، انگیزه ها، ارزشها و صفات شخصیت خود در مطالعه نظریه ها آگاه باشد تا آنها درجلسه مشاوره اختلال ایجاد نکنند.

 

چون مشاوره نوع عمیق یادگیری است به متخصص بالینی ای نیاز دارد که مایل باشد نقش های قالبی را کنار گذاشته و در روابط انسانی واقعی باشد. دقیقاً درهمین موقعیت است که رابطه انسانی در درمانجو بهبودی ایجاد می کند. مشاور از طریق صداقت و شادابی می تواند با درمانجویان خود رابطه عمیق برقرار کند. از این طریق است که می توان به مراجع قبولاند که تغییر کردن، ارزش ریسک کردن و تلاش را دارد. مشاور به عنوان درمانگر، نقش الگو برای درمانجو دارد لذا اگر او رفتارش ناهمخوان، کم مخاطره و توأم با مخفی کاری باشد، مراجع نیز همان الگو را خواهد پذیرفت. میزان شادابی و سلامت روانی مشاور متغیرهای مهمی هستند که نتیجه را تعیین می کنند.

 

شاید هیچ مشاوری نتواند خصوصیات ایده آل را احراز کند ولی تمایل به تلاش کردن برای این که آدم شفابخشی شود، مهمترین ویژگی است. فهرست زیر در نیل به این هدف دارای اهمیت است:

 

ـ مشاوران کارآمد هویت دارند.

ـ میتوانند قدرت خود را تشخیص دهند و آن را بپذیرند.

ـ تصمیماتی میگ یرند که زندگی آنها را شکل می دهند.

ـ اصیل، صادق و رو راست هستند.

ـ مرتکب اشتباه می شوند و مایلند آنها را بپذیرند.

ـ از تأثیر آگاهند.

ـ عمیقاً در کارشان درگیر می شوند و در آن معنی پیدا می کنند.

ـ برای خودشان احترام قایلند و به خود ارج می نهند.

ـ آماده تغییر کردن هستند.

ـ احساس شادابی می کنند و تصمیمگیری های آنها حیاتبخش هستند.

ـ شوخ طبع هستند.

ـ به طور کلی در زمان حال زندگی می کنند.

ـ صادقانه به رفاه دیگران علاقمند هستند.

ـ می توانند مرزهای سالم را حفظ کنند.

 

 

خودکاوی به عنوان بخشی از آمادگی ضروری برای یادگرفتن روش مشاوره با دیگران مثمرثمر است. لذا لازم است گاهی مشاوران به عنوان درمانجو در جلسات مشاوره شرکت کنند. بررسی کردن ارزشها، نیازها، نگرشها و تجربیات می تواند توضیح دهد که شما از کمک کردن به دیگران چه نفعی می برید. مشاور از طریق خودکاوی مجبور می شود با قسمتهای کاوش نشده اش در رابطه با تنهایی، قدرت، مرگ، مسایل جنسی، والدین و موارد دیگر مواجه شود.

 

مشاور باید نحوه تأثیر این عوامل را در کار خود کشف کند. یالوم توصیه می کند که کارآموزان به درمان شخصی خود بپردازند و اظهار می دارد که این مهمترین بخش آموزش روان درمانی است. منطق او بر این فرض استوار است که با ارزشترین وسیله درمانگر خودش است. او توصیه می کند که درمانگر در مراحل مختلف زندگی بصورت عمیق وارد درمان شود. خودکاوی به درمانگر اجازه می دهد تا پرداختن به انتقال متقابل را یاد بگیرد (فرآیند دیدن خودشان در درمانجویان، همانندسازی بیش از حد با درمانجویانشان، یا ارضا کردن نیازهای خود از طریق درمانجویانشان). یکی از ضروری ترین قابلیت های مشاوران کارآمد تشخیص دادن جلوه هایی از واکنش های انتقال متقابل در خودشان است.

 

اگر مشاوران از درمان برای حل و فصل کردن مسایل خودشان بهره گیرند این یک موضوع غیراخلاقی است ضمن اینکه این خطر مشاوران ناآگاه را تهدید می کند که در معرض جزر و مد هیجانی درمانجو قرار بگیرند. بهترین تمرکز روی فرآیند خودکاوی، بررسی کردن این نکته است که چگونه ارزشهای شما بر کارتان در مقام مشاور تأثیر می گذارند.

مطالب مرتبط: